زمان به سرعت ميگذرد و فدراسيون فوتبال همچنان نتوانسته تكليف سرمربي تيم ملي را مشخص كند. اين در حالي است كه كمتر از هفت ماه ديگر رقابت مهم ديگري در پيش داريم؛ جام ملتهاي آسيا.
حذف ايران از گردونه جام جهاني 2014 آب سردي بر پيكر فوتبال ايران ريخت. بعد از بسته شدن پرونده تيم ملي ديگر خبري از تب و تاب فوتبال نيست. تا همين هفته پيش بود كه جام بيستم، وضعيت تيم ملي در برزيل و مصاف با ياران مسي نقل محافل ورزشي و غيرورزشي بود. از سياستمداران و مقامات گرفته تا مردم همگي به فكر فوتبال ملي بودند، اما به يكباره تب جام جهاني فروكش كرد و حالا تيم ملي مانده و يك نيمكت بلاتكليف و فدراسيوني كه هدفي جز دك كردن سرمربي پرتغالي ندارد.
معمولاً پس از اتمام بزرگترين جشنواره فوتبالي جهان بازيكنان انگيزه لازم را براي شروع فصل جديد ندارند. آنها كه خوش درخشيدهاند خيالشان از بابت پيشنهادهاي درجه يك و قراردادهاي نجومي تا چند سال راحت است و آنها هم كه ناموفق بودند تا جام بعدي تلاشي براي خودنمايي نميكنند. در اين ميان فوتباليستهاي ما نيز از اين قاعده مستثني نيستند. بازيكنان وطني البته پتانسيل زيادي براي بيانگيزگي دارند و با شرايطي كه تيم ملي اين روزها دارد سرمربي آينده هر كسي كه باشد براي جمع كردن تيم كاري بسيار سخت در پيش دارد.
بحث پايان قرارداد كارلوس كرش موضوع جديدي نيست. مسئولان رده بالاي ورزش و فدراسيون از مدتها قبل حواسشان به اين مسئله بوده اما تصميمي جدي در اين خصوص گرفته نشده. همانطور كه گفته شد حضور ايران در جام جهاني و عملكرد قابل قبول مقابل نيجريه و آرژانتين خيلي زود مسئولان را اشباع كرد. تا آنجا كه در روزهاي گذشته معلوم شد آقايان هيچ رغبتي به تداوم روند صعودي تيم ملي ندارند. قصدمان از نگارش مطلب فوق نه تنها حمايت از كرش در جهت تمديد قرارداد وي نيست، بلكه هدف ما نشان دادن عمق فاجعهاي است كه فوتبال مليمان را تهديد ميكند.
ارائه فوتبالي هدفمند و منسجم انتظاري بود كه مليپوشان پس از مدتها ممارست و خون دل خوردنهاي كرش موفق به برآورده كردنش شدند. منتها با اتمام همكاري مرد پرتغالي به تيمملي تراز بازگشت به عقب تشديد شد. شايد آقايان به نفع شان نباشد كه از مسابقات پيش رو صحبت كنند اما ما براي روشن شدن افكار عمومي اعلام ميكنيم كه تا چشم به هم بزنيم جام ملتهاي 2015 از راه ميرسد و قدرتهاي آسيا براي جبران مافات و دفاع از وجهه خود به سرزمين كانگروها ميآيند. اغلب كارشناسان فوتبال بر اين باورند كه اين دوره بهترين فرصت براي ايستادن بر سكوي قهرماني قاره است. با اين وجود باز هم حواشي بر متن غلبه كرده و فعلاً همه منتظرند ببينند در جنگ فدراسيون و حاميان تمديد قرارداد كرش چه كسي پيروز ميشود.
عقبگرد تاكتيكي است كه كفاشيان و همفكرانش در پيش گرفتهاند و اصلاً هم كاري به انتظارات مردم و دفاع از اعتبار فوتبال ايران ندارند. اينكه فدراسيوننشينها از مدتها قبل به فكر گزينه احتمالي بودند را به فال نيك ميگيريم اما پذيرفتن اين موضوع كه تيم ملي با نشستن يك مربي ايراني دوباره حسرت يك بازي خوب از ملي پوشان به دلمان ميماند كار آساني نيست. سردرگمي اين روزهاي آقايان اثرات مهلكي بر پيكر فوتبال ملي دارد كه به اين راحتيها هم جبران نميشود. انتظار ميرود تيم ملي با تصميمات جدي و به موقع هرچه زودتر از اين سردرگمي خودساخته رهايي يابد.