کد خبر: 655858
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۲
فحاشي در شبكه‌هاي اجتماعي و تيشه يك شبه به ريشه خودي
تا همين چند سال پيش از نگاه يك خارجي همه تصاوير درباره ايران سياه و تاريك بود.
الناز خمامي‌زاده
اگر سال‌ها طـول كشيد كه به واسـطه سخنـرانـي‌هــاي بشر‌دوستانه سياستمداران كشورمان در محافل جهاني يا گشوده‌تر شدن درهاي گردشگري كشورمان به روي دنيا چهره تخريب شده ايران نزد افكار عمومي جهان اصلاح و بازسازي شود اما حالا شبكه‌هاي مجازي، اجتماعي و در رأس آنها شمار زيادي از
كاربران ايراني دارند يك‌شبه تمام اندوخته‌هاي ايران در اين حوزه را بر باد مـي‌دهند.
 
  كشف قاره‌اي جديد به نام ايران
تا همين چند سال پيش از نگاه يك خارجي همه تصاوير درباره ايران سياه و تاريك بود. تصور عمومي مردم جهان از ايران كشوري ناشناخته بود كه مردمانش يا شتر سوار هستند يا در بيابان‌هاي خشك و بي‌آب و علف زاغه‌نشيني مي‌كنند. تصور شمار زيادي از مردم جهان درباره ايران از واقعيت فرسنگ‌ها فاصله داشت. حالا اما مي‌شود گفت كه چند سال از اصلاح نگاه مردم جهان نسبت به ايران مي‌گذرد. همه ما اين موضوع را به شكلي ملموس احساس مي‌كنيم. ايران در ماه‌هاي گذشته همچون قاره تازه كشف شده‌اي است كه هر روز اخبار و تصاويرش روي خروجي خبر سايت‌ها و نشريات خارجي قرار مي‌گيرد و بسياري از مردم جهان مشتاقانه و هيجان‌زده از اين كشف جديد و كنار رفتن تصورات تاريكي كه درباره يكي از بهترين نقاط فرهنگي جهان داشتند، درباره اين اخبار ديدگاه‌هايي را با يكديگر به اشتراك مي‌گذارند كه اكثر آنها حاوي پيام‌هاي طرفدار ايران و مردم و سياست‌هايش است. انعكاس اين تغيير نگرش جهاني درباره ايران را مي‌توان در افزايش باور نكردني حجم سفر گردشگران و تورهاي خارجي به كشورمان و نيز ابراز علاقه گسترده شمار زيادي از مردم جهان براي تجربه اين سفر مشاهده كرد. از قضا در عرصه ديپلماسي همه چيز دارد به نفع كشورمان پيش مي‌رود و اينكه جهان توانسته ايران واقعي را از پس هجمه دروغ‌ها و تزويرها بيرون كشيده و بشناسد يك اتفاق خوشحال‌كننده است.

   مرور خاطرات تلخ شبكه‌هاي اجتماعي
در چند ماه اخير اما موازي با تمام اتفاقات خوب و خوشي كه در اين عرصه به وقوع پيوسته است، پديده‌اي شوم نيز به شكلي زيرپوستي در حال تخريب تمام آن دستاوردهايي است كه در اين مدت به دست آمده است. هر چند ريشه‌هاي اين پديده شوم بسيار عميق‌تر از حد تصور است اما اولين تلنگري كه كمتر كسي به آن توجه كرد، هجوم يك باره شمار زيادي از كاربران شبكه‌هاي مجازي و اجتماعي به صفحه شخصي ايوان زايتسف، بازيكن امتيازآور تيم ملي واليبال ايتاليا بود؛ بازيكني كه موفق شده بود اكثر امتيازات ايتاليا در بازي مقابل تيم ملي واليبال ايران را كسب كند. به خاطر بازي خوبش به زبان انگليسي و فارسي مورد حمله و فحاشي كاربران ايراني قرار گرفت و حتي گفته مي‌شد كه اين موضوع واكنش اين بازيكن ايتاليايي را در صفحه شخصي فيس‌بوكش به همراه داشته است. بعد از آن نظير اين اتفاقات را با فحاشي آغشته به طنز كاربران ايراني در صفحه شخصي مجري زن برزيلي مراسم قرعه كشي جام جهاني 2014 شاهد بوديم. بدترين اتفاق اما بعد از آن به حمله شمار زيادي از كاربران ايراني به صفحه شخصي ليونل مسي، بازيكن تيم‌ ملي آرژانتين مربوط مي‌شد؛ فحاشي آن هم به بهانه هم‌گروهي ايران با تيم ملي آرژانتين باز هم با چاشني طنزي كه بيش از هر چيز براي ايران و فرهنگ ايراني مايه آبرو‌ريزي شد.
در همين روزهاي اخير هم اين پديده شوم كه به نظر مي‌رسد كماكان سايه سنگينش بر سر فرهنگ كشورمان باقي بماند باز هم خودي نشان داد و اين بار شمار زيادي از كاربران ايراني صفحه فيس‌بوك منتسب به داور صرب بازي ايران و آرژانتين را آماج فحاشي‌هاي گسترده خود قرار دادند. آنها حتي صفحه شخصي ليونل مسي را نيز از حملات موهن و فحاشي‌هاي خود دريغ نداشتند آن هم به اين خاطر كه او گل دقيقه 91 تيم آرژانتين مقابل ايران را به ثمر رساند.

   گل به خودي برخي كاربران ايراني
اتفاقي كه امروز دارد در فضاي شبكه‌هاي مجازي و اجتماعي مي‌افتد به طور كامل وجهه ايرانيان و فرهنگشان را در جهان تخريب مي‌كند، آن هم به واسطه سطح پايين فرهنگ و شعور استفاده از فضاي اين شبكه‌ها توسط شماري از كاربران كه متأسفانه در اين روزها در چشم جهان نمايندگي كليت جامعه ايران را دارند !
حالا حتماً نياز نيست كه هاليوود كلي سرمايه خرج كند و عليه ايران سناريو بنويسد، فيلم بسازد و سياه‌نمايي كند يا رسانه‌هاي غربي با نيت شوم عليه ايران مستند پخش كنند و تصاوير سياهي از ايران به نمايش بگذارند؛ در اين روزها بسياري از كاربران آگاهانه يا ناآگاهانه خودشان رشته كار هاليوود و رسانه‌هاي غربي را در دست گرفته‌اند و در حال پايان دادن به مأموريت آنها هستند. به عبارتي روشن‌تر در اين روزها برخي ايرانيان دارند با دستان خود به ريشه خودي تيشه مي‌زنند؛ آنها خودزني مي‌كنند!

  تاوان كج‌فهمي درباره شبكه‌هاي اجتماعي
حكايت عجيب برخي كاربران ايراني در شبكه‌هاي اجتماعي اين است كه آنها به غير از حمله به شخصيت‌‌ها و چهره‌هاي خارجي، ‌خودي‌ها را هم از حملات‌شان بي‌نصيب نگذاشته‌اند. چه بسا در روزهاي رقابت ايران در جام جهاني عده‌اي بغض‌شان از مسائل ديگر را به شكل چماقي بر فرق بازيكنان حواله كردند. آنها بعضاً يا عملكرد خوب دروازه‌بان تيم ملي را به سخره گرفتند يا به تمسخر ساير بازيكنان تيم ملي كشورشان پرداختند. در روزهاي اخير همچنين در ادامه بازي دست انداختن خلايق، قصه‌اي موهن و احمقانه در شبكه‌هاي اجتماعي و مجازي دست به دست مي‌شود كه مضمونش شكست مصلحتي تيم ملي ايران در مقابل بوسني است، آن هم با هدف سياسي و جلوگيري از شادي خياباني مردم ايران !
در واقع اين تمام و كمال حكايت شبكه‌هاي اجتماعي در ايران است. شبكه‌هاي اجتماعي در اين روزها بستري را فراهم كرده‌اند كه ادبيات نادرست و غيراخلاقي كه پيشتر در لايه‌هاي پنهاني و خلوت اجتماعي رد و بدل مي‌شد بدون رعايت حجب و حيا ظهوري علني داشته باشند. ممكن است كه اين پديده مشترك ميان تمام جوامع باشد اما بي‌شك اين پديده شوم در كشور ما با توجه به دسترسي ناگهاني بخش قابل توجهي از سطوح مختلف جامعه به اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي و امكانات آن شديدتر است. اگر اين معضلات را تنها از طبقه كم‌سواد جامعه شاهد بوديم، هضم كردن آن آسان بود اما امروز اقشار تحصيلكرده جامعه نيز خود را وارد اين بازي كثيف كرده‌اند؛ قشري كه بعضاً اگر از آنها درباره چند و چون چنين رفتارهاي خارج از عرف در شبكه‌هاي اجتماعي سؤال شود، ممكن است حتي در مذمت آن سخن بگويند و خود را از آن مبرا بدانند. دليلش مشخص است، آنها نوع رفتار با شبكه‌هاي اجتماعي را فرا نگرفته‌اند. آنها هنوز در ذهنشان تعريف درستي از شبكه‌هاي اجتماعي ندارند و با اين حال تمام امكانات اين فضاي تعريف نشده را در اختيار خود مي‌بينند. اين كاربران خاص در خلوتشان وارد شبكه اجتماعي مي‌شوند و پيام‌هاي توهين‌آميزشان را در آن درج مي‌كنند. دريغ از اينكه پيام آنها در فضايي به بزرگي كره زمين منتشر مي‌شود و آن محدوده ديگر خلوت آنها به حساب نمي‌آيد. نطفه يك معضل اجتماعي و فرهنگي از همين جا شكل مي‌گيرد كه مرز و حريم ميان خلوت و دنياي گسترده مجازي كه محتوايش از زير نظر و چشم ميلياردها انسان در جهان مي‌گذرد هنوز براي بسياري از كاربران ايراني تعريف نشده و اين گونه است كه قياس آسيب‌هاي جبران‌ناپذير شبكه‌هاي اجتماعي با منافع اين شبكه‌ها به مأموريتي غير ممكن تبديل شده است.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
مهرناز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
0
0
نویسنده محترم "شکوفائی علم در دنیا مانند "چاقوی دولبه است"هم فضای مثبت وهم فضای منفی ایجاد می کند"ایا
"انیشتن فکر می کرد"رسیدن علم او"
به شکاف در اتم "عامل به وجود امدن
بمب اتمی می شود.گاهی وقتها انسان ها قادر به تخلیه درست هیجانات درونی خود نیستند"این رفتارها"
هشداریست"برای تجدیدنظرمسئولین که باید به ان توجه کنند"نباید توقعات کاذب در جامعه ایجاد کرد"که محتوای ان حرکات نمایشی است"نه واقعیتی که در فوتبال ما نسبت به فوتبال دنیا
وجود دارد "که عامل " سرردگی برای جوانها شود"شکست تیم خودرا نپذیرد"همه رامقصر بدانند"الا"قبول
ظرفیت تیم خودی" در رویاروئی با تیم حریف"نپذیرفتن واقعیت" انهم تشویق
واستقبال از تیم به شکل یک قهرمان
درست بود"تشویق بی مورد"اثرات کم تری از تنبیه بی جا ندارد"شاید "این رفتارهای بی فرهنگی درفضای مجازی
درسی شود"برای مسئولین "که مراقب
هیجانات جوانها باشند.
جوانهاانها
را بی خود بازی ندهند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار