به گزارش «جوان»، صادرات گاز و استراتژي وابسته كردن همسايههاي كشور به گاز ايران، يكي از راهكارهاي دولت يازدهم و ديپلماتهاي انرژي معرفي ميشود كه در واقع نوعي كپي برداري از نقشه راه روسيه طي نيم قرن اخير است با اين تفاوت كه روسها با درنظرگرفتن تمامي نيازهاي خود، صادرات گاز را كليد زدند، در حالي كه نبود يك آمايش همهجانبه در كاربرد گاز همچنان دولتهاي ايران را به تكرار اشتباهات سوق داده است.
صادرات گاز، تزريق گاز به ميادين نفتي، راهاندازي صنايع كوچك و بزرگ با خوراك گاز از جمله راهكارهايي است كه براي افزايش ظرفيتهاي اقتصادي و سياسي ايران در نظر گرفته ميشود اما متأسفانه دولتها بيتوجه به پراهميتترين آن يعني تزريق گاز، تنها و تنها خواستهاند گاز را صادر كنند كه به نوعي تكرار اشتباه خامفروشي نفت طي يكصد سال اخير بوده است.
يك كارشناس نفتي در اين باره ميگويد: صنعت نفت ايران با بيش از 100 سال سابقه همچنان در گير و دار مسائل پيش پا افتاده و بيتوجهي به ضروريات و بديهيات شده است و فريادهاي كارشناسان به سر و سامان دادن به وضعيت موجود گوش شنوا ندارد و اما عزمي جدي براي عملياتي كردن آنها هنوز جزم نشده است.
حسن كامراني ميافزايد: صنعت نفت و گاز در ايران به عنوان گاو شيردهي است كه به اعتقاد دولتمردان ميتوان آن را تا غروب بازنشستگي دوشيد بدون آنكه توجهي به آن داشته باشند. گرچه مسئولان شركت ملي نفت ايران در همه دورهها از توليد صيانتي سخن به ميان ميآورند ولي نگاهي گذرا به فعاليتهاي شركت ملي نفت در بهرهبرداري از منابع نفت نشان ميدهد نهتنها نشانهاي از توليد صيانتي ديده نميشود بلكه با بيتوجهي به ابزار توليد صيانتي، ميزان توليد نفت ايران با كاهشي بزرگ مواجه شده است.
اين كارشناس با بيان اينكه منظور من مخالفت با صادرات گاز نيست، معتقد است: تمامي رديفهاي مصرفي و استراتژيك گاز بايد در يك برنامه مشخص و واقعي تدوين شده و بر اساس آن، گاز توليدي طي سالهاي آينده براي كشور امتيازآور باشد.
وي با اشاره به اينكه در دهه 40 خورشيدي، كارشناسان به شركت نفت توصيه كردند براي حفظ
سطح توليد و افزايش توليد، ضروري است برنامهها و پروژههاي نگهداشت توليد و افزايش آن در دستور كار قرار گيرد، ميافزايد: هدف از اين توصيهها برداشت حداكثري و البته منطبق بر منافع ملي در يك برنامه بلندمدت بود كه تا سرحد امكان، تمام نفتي كه در مخازن نفت وجود دارد در يك نظام هدفمند به سطح بيايد. شركتهاي خارجي كه در آن زمان، وظيفه توليد نفت ايران را برعهده داشتند به دليل جوان بودن مخازن ايران، پرفشار بودن آنها و از همه مهمتر عدم اشتياق براي سرمايهگذاري و هزينهكرد در صنعت نفت ايران، روي خوشي به پروژههاي نگهداشت توليد از جمله تزريق گاز نشان ندادند، هرچند كه با فشار كارشناسان چند پروژه تزريق تعريف شد و تا مرحله اجرا پيش رفت.
وي ادامه ميدهد: با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، امام خميني(ره) به صيانتي كردن توليد نفت تأكيد كردند كه به نظر ميرسيد تغيير روند وسيعي را بايد در نفت به تماشا نشست اما بار ديگر با آغاز جنگ تحميلي پروژههاي تزريق گاز به محاق رفت تا بيشتر پروژهها به پايان جنگ موكول شود. با آغاز به كار دولت كارگزاران، در حالي كه انتظار ميرفت پروژههاي تزريق گاز با جديت بيشتري دنبال شود اما تلاش دولت براي توليد حداكثري و 5 ميليون بشكهاي، سرمايهگذاري در تزريق گاز و ديگر روشهاي توليد صيانتي را مسكوت گذاشت تا باز هم توليد صيانتي در حد يك آرمان قرار بگيرد.
بر اساس بررسيهاي صورت گرفته در دولت اصلاحات نيز اين روند تا حدودي ادامه داشت و با وجود تأكيد وزير نفت براي تزريق گاز به مخازن نفتي، شركتهاي خارجي به ايران آمدند و به جاي اجراي پروژههاي تزريق گاز و همكاري با مهندسان نفت ايران، پروژههاي افزايش توليد را به مسلخ شكست بردند و براي بار ديگر توليد صيانتي به فراموشي سپرده شد.
در دولت محمود احمدينژاد با وجود افزايش تزريق گاز به ميادين نفتي اتفاق ويژهاي رخ نداد زيرا به دليل نبود طرح جامع انرژي و برنامهريزي دقيق براي استفاده از ظرفيتهاي گازي براي تزريق، اين مهم به صورت مقطعي دنبال شد در حالي كه براي نگهداشت و افزايش توليد نفت، تزريق گاز بايد به صورت پيوسته و مداوم انجام پذيرد، نه آنكه چند ماه از سال، تزريق صورت گيرد و مابقي ماهها گازي كه بايد تزريق شود در محلي ديگر دود شود.
طرح جامع انرژي
مسئولان نفتي البته بر اين باور هم عقيدهاند كه در صورت عدم تزريق گاز به مخازن نفتي طي سالهاي آينده، كاهش چشمگيري در توليد نفت را به نظاره خواهيم نشست ولي با تمسك به مصرف سرسامآور گاز در كشور، اولويت خود را به مصرفكنندگان اصلي گاز اختصاص دادهاند كه منطقي است اما دليل اصلي اين معضل، نه مصرف شگفتانگيز مصرفكنندگان تجاري، صنعتي و خانگي است و نه عقب افتادگي در بهرهبرداري از پروژههاي پارس جنوبي، مشكل اصلي بيتوجهي مسئولان به «اهم» است و «مهم» همه نگاهها را به خود جلب كرده است.
در صورت تدوين و تصويب طرح جامع انرژي كه سالهاست به حال خود رها شده است، گام بلندي براي صنعت نفت برداشته خواهد شد، نه آنكه وزارت نفت به جاي توجه به تزريق گاز به مخازن نفتي، براي صادرات گاز پارس جنوبي برنامهريزي كرده و از هم اكنون به امضاي قرارداد ميپردازد يا به جاي استفاده مطلوب از مزيت نسبي – گاز فراوان- براي افزايش توليد، نقشه ديگري براي گاز دارد. ايران به دليل برخورداري از منابع گازي غير قابل وصف، به راحتي ميتواند توليد نفت خود را طي پنج سال آينده افزايش دهد و هيچ كشور نفتي در دنيا يافت نميشود كه از اين مزيت برخوردار باشد. متأسفانه با وجود همه مزيتهاي فوقالعاده ايران در اين مسير، هيچ برنامه عملياتي براي تزريق گاز صورت نميگيرد زيرا دولتها به مانند شركتهاي خارجي پيش از انقلاب به افزايش درآمدهاي نفتي خود با كمترين سرمايهگذاري رضايت دادهاند كه در نوع خود جالب است؛ گويي كه ديدگاه سياستگذاران و مجريان با عملكرد شركتهاي خارجي تنظيم شده است!
مخازن نفتي ايران را بايد تشنهاي دانست كه ادامه حياتش منوط به نوشاندن آب است و به جاي سيراب كردن آن، همسايگان سيراب ميشوند و اين تشنه چنان دست و پا خواهد زد كه به مرگ دچار شود.