
از آنجا كه تحولات عراق رابطه تنگاتنگي با امنيت كشور ما دارد، تحليل وقايع آن از جايگاه با اهميتي برخوردار است كه به همين منظور بايد تمام وقايع آن به درستي مورد ارزيابي قرار گيرد. براي بررسي و واكاوي وقايع عراق لازم است تا نگاهي كلان و راهبردي به مسائل اين كشور داشته باشيم. خبرگزاري فارس پرسشهاي خود را با رضاسراج، كارشناس مسائل استراتژيك خاورميانه و رئيس دانشكده امنيت پيامبر اعظم(ص) در ميان گذاشته است.
نگاه راهبردي به مسائل عراق بيانگر چه مسائلي است؟
در تحليل وقايع عراق بايد ارتباط آن با مسائل پيش روي كشورهاي شمال آفريقا و غرب آسيا را مورد بررسي قرار دهيم. ابعاد به دست آمده از بررسيها نشان ميدهد چنين تحولاتي در چارچوب مهندسي تغيير براي ساختار منطقه است كه سنگ بناي آن به سال 2012 برميگردد.
مهندسي تغيير منطقه بر پايه چه اصولي شكل گرفته است؟
فدراسيون دانشمندان امريكايي در اكتبر سال 2012 طي بررسيهاي انجام شده هزينههاي اقدامات عليه ايران را كه در آن حمله نظامي نيز به چشم ميخورد بسيار بالا دانستند.
مقرون به صرفه نبودن اين مسئله براي امريكا سبب شد تا بهترين گزينهاي كه در اين ميان به آن بپردازند، تعامل و تغيير در ساختار منطقه باشد و از همين رو درصدد پياده كردن اين تفكر برآمدند.
امريكاييها براي اجراي اين طرح چه اقداماتي را انجام دادهاند؟
آنان براي پيادهسازي چنين تفكري در ابتدا با مهار و معكوسسازي بيداري اسلامي كار خود را آغاز كردند و نقطه شروع اين اقدامات در مصر است. اخوانيها پس از روي كار آمدن، اقدامات مهمي در راستاي تعامل با ايادي استكبار انجام دادند اما از آنجا كه امريكا قدرت گرفتن اين حزب را تهديدي براي خود ميپنداشت درصدد تغيير ساختار سياسي در مصر برآمد.
امريكاييها با دو قطبيسازي جامعه مصر سبب شدند تا فضاي اين كشور امنيتي شود كه در اين شرايط با ورود ارتش به صحنه، اخوانالمسلمين سرنگون شد و نخستين گام مهندسي تغيير يعني فرآيند تغيير مناسبات سياسي در مصر با موفقيت صورت پذيرفت.
گام دوم اقدامات امريكا در مهندسي تغيير چه بود؟
در گام دوم امريكاييها درصدد منهدم كردن كمربند اخواني شكل گرفته در منطقه برآمدند، براي اين كار همزمان با معكوسسازي تحولات مصر، جابهجايي قدرت در قطر را به عنوان يكي از ستونهاي جريان اخواني دنبال كردند. ناآرامسازي تركيه نيز مرحله بعدي و در واقع منفعل كردن كمربند اخواني به شمار ميرفت. از بين رفتن عقبه اخوانيها در مصر، جابهجايي قدرت در قطر و بيثباتي تركيه در نهايت منجر به منفعل شدن كمربند اخواني در منطقه شد.
ديگر اقدامات امريكا براي تغيير ساختار منطقه چه بوده است؟
منفعل ساختن و بيثبات نگه داشتن محور مقاومت كه شامل دو كشور لبنان و سوريه بود، مرحله بعدي اقدامات امريكاييها به حساب ميآمد و اجراي اين امر به سلفيها و تكفيريها سپرده شد.
برخي از ديپلماتها معتقدند امريكا در مناسبات خود با رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي دچار اختلافات راهبردي شده است. به واقع چنين مسئلهاي صورت گرفته است؟
چنين مسئلهاي رخ نداده است بلكه امريكا و رژيم صهيونيستي براي دستيابي به اهداف مورد نظر خود در تغيير ساختار منطقه تقسيم نقش انجام دادهاند كه براي تحليل اين مسئله نيازمند درك پيچيدگي تقسيم نقش به وسيله امريكا و رژيم صهيونيستي هستيم. برخي به علت درك نادرست از اين پيچيدگي درصدد سادهسازي مطلب برميآيند كه حاصل آن تحليل غلط چنين مسائلي است. در مهندسي تغيير ساختار منطقه، دو محور عبري- عربي و
امريكايي – غربي نقش دارد. رژيم صهيونيستي با سازماندهي اقدامات امنيتي و نظامي محور
عبري- عربي را مديريت ميكند و امريكا نيز با فعاليتهاي سياسي و تبليغاتي تلاش دارد تا محور امريكايي - غربي را به اجرا درآورد.
ميتوانيد تأييدي هم بر اين گفته خود بياوريد؟
براي منفعل ساختن و بيثبات نگه داشتن محور مقاومت، امريكاييها حمايت و هدايت جريان 14 مارس را بر عهده داشتند و اين در حالي بود كه حمايت سلفي تكفيريها به لحاظ اقتصادي و فكري بر عهده عربستان بود. همچنين آموزش نيروها و تأمين تسليحات نيز در اين ماجرا به وسيله رژيم صهيونيستي صورت ميگرفت.
آيا سياست خاصي هم در مهندسي تغيير ساختار منطقه براي برخورد با حماس به عنوان محور مقاومت فلسطين در نظر گرفته شده بود؟
يكي از اهداف مهندسي تغيير اضافه شدن مقاومت فلسطين يعني حماس به مذاكرات سازش در شرايطي انفعالي بود.
نقش عراق در اين ميان چه بوده است؟
ايادي استكبار براي پيشبرد اقدامات خود در منطقه نيازمند بيثباتي عراق بودند و از همين رو تلاش ميكردند تا انتخابات در اين كشور صورت نگيرد. به همين منظور تصميم داشتند تا در ماه رجب با حمله نظامي به شهرهاي مذهبي و هتك حرمت حرم ائمه اطهار (ع)، عراق را دچار تنش كنند و مانع از برگزاري انتخابات شوند كه اين نقشه آنان با مشكل روبهرو شد و موفق به اجراي آن نشدند.
ارتباط اين سلسله تغييرات با كشور ما چه بوده است؟
انتظار امريكاييها اين بود كه با پيادهسازي اين اقدامات، اضافه كردن تحريمها به ايران و همچنين تغيير موازنه استراتژيك در منطقه بتوانند رويكرد ما در سياست خارجه را عوض كنند. آنان سعي داشتند با دگرگوني مناسبات موضع قدرت در حوزههاي شام و عراق، ايران را مجبور به تغيير رفتار در مناسبات با 1+5 كنند. اين روند طبق خواستههاي آنان در حال پيشرفت بود اما دو رخداد مهم سبب شد تا اين روند قطع شود و مجدداً موازنه به نفع ما تغيير كند.
اين دو رخداد چه بود و چگونه توانست معادلات امريكاييها را دچار چالش كند؟
يكي از اين رخدادها پيروزيهاي ارتش سوريه در صحنه ميداني اين كشور بود. با از دست رفتن قدرت نظامي و سياسي سوريه، بشار اسد در آستانه سقوط قرار گرفته بود اما اين معادله با ورود نيروي دفاع مردمي سوريه به ميدان نبرد تغيير يافت و حمايت گروههاي مردمي پيروزيهاي ارتش سوريه را به دنبال داشت. برگزاري انتخابات و استقرار حاكميت سياسي در اين كشور نيز به تكميل اقتدار نظامي سوريه كمك كرد و اين موضوع سبب شد تا تحولات در حوزه شام به نفع مقاومت تغيير پيدا كند. در حوزه عراق هم برگزاري انتخابات و رأي قابل توجه نوري مالكي سبب شد تا روند رو به پيشرفت امريكاييها در تغيير ساختار منطقه قطع شود و علاوه بر آن موازنه استراتژيك به نفع مقاومت تغيير پيدا كند.
آيا رخدادهاي داخل كشور نيز بر سياستهاي امريكا تأثيرگذار بود؟
امريكاييها گمان ميكردند مردم ايران به دليل فشارهاي اقتصادي دچار تغيير نگرش شدهاند ولي راهپيمايي گسترده مردم در روز 22 بهمن و همگرايي آنان با نظام اسلامي به ويژه در مسئله استكبارستيزي، راهبردهايي بود كه موازنه را به نفع ما تغيير داد. تغيير مناسبات در حوزه شام و عراق و نيز حمايت مردم از نظام جمهوري اسلامي منجر شد كه از پرتگاه ناامني كه استكبار براي ما طراحي كرده بود به سمت عزت حركت كنيم. شكست دشمنان در اين صحنه منجر به اتخاذ تصميم واحدي از سوي محور عبري - عربي و امريكايي - غربي شد كه به موجب آن بايد در شرايط كنوني براي تغيير ساختار منطقه و منفعل كردن ايران، تمام توان فكري، سياسي و نظامي دشمنان در عراق متمركز شود.