پديدهاي كه به يكي از مهمترين سرگرميهاي امروز جهان تبديل شده است. آنچه در پي ميآيد تحليلي است متفاوت و خواندني از يك استاد فلسفه، درباره ابعاد و زواياي مغفول و پنهان اين پديده. تحليلي كه بدون ترديد در نگاه اوليه با واكنش منفي بسياري از جوانان مواجه خواهد شد، اما كمي تأمل بيشتر ميتواند ذيحق بودن چنين تحليلي را به وضوح روشن كرده و نتايج تأملبرانگيز چنين پديدهاي را گوشزد كند. نوشتار پيش رو به صورت گفتوگويي ميان اين استاد و يك شخص فرضي نگاشته شده است.
جوانهاي ما سرگرمي ندارند و اگر فوتبال پخش نشود افسردگي در جامعه افزايش مييابد. از نظر شما جوانها را چطور بايد سرگرم كرد؟
از نظر من جوانها را نبايد سرگرم كرد. اينكه بگوييم جوانها را بايد سرگرم كرد بزرگترين اهانت به نسل جوان يك مملكت است. آيا در جهان امروز هيچ كاري زمين نمانده است؟ جواني نياز به سرگرمي دارد كه هيچ هدف و غايتي براي زيستن نداشته باشد. دوره جواني دوره شكوفايي استعدادهاست و سرگرم كردن جوان مانع رشد اوست.
ولي فوتبال ورزشي است كه هم بدن را تقويت ميكند و هم روحيه كار جمعي را.
فوتبال بازي كردن با فوتبال ديدن فرق دارد. در بازي فوتبال بازيكنان بدن خود را تقويت ميكنند و كار جمعي را تمرين ميكنند. فوتبال بازي كردن، قطعاً هوش و خلاقيت را تقويت ميكند. اما براي ديدن فوتبال به هوش يا خلاقيت خاصي نياز نيست. زماني كه 12 نفر ورزش ميكنند لازم نيست ميليونها نفر به صفحه تلويزيون خيره شوند. اين بيتحركي وقتي با هيجان كاذب همراه ميشود، براي بدن و روح هر فردي مضر است.
فوتبال تفريح سالمي است و تماشاي آن هيجان جواني را تخليه ميكند. اين طور نيست؟
فوتبال يك مخدر است كه نسبت به ساير مخدرها سالمتر است. اما عمر جواني و حتي هيجان دوره جواني قيمت دارد و نبايد هرز برود. اينكه به خاطر فوتبال مدارس زودتر تعطيل شوند و فضاي درسي دانشگاه با ركود مواجه شود معنايش اين است كه تب فوتبالي جامعه بالاست و اين تب نشانه يك عفونت مزمن است.
فوتبال در جوامع مدرن يك صنعت ارزآور است. برخي باشگاهها از راه خريد و فروش بازيكنان و تبليغات بازرگاني درآمدهاي نجومي دارند؟
اقتصاد جهان هنوز نياز به كارهاي توليدي دارد. در چنين وضعيتي كسب درآمد از راه خريد و فروش انسانها درآمد جالبي نيست. در جهاني كه ميليونها انسان از گرسنگي و فقر رنج ميبرند كارهاي اقتصادي مهمتري وجود دارد. حتي اگر اقتصادي هم فكر كنيم فعلاً صنعت فوتبال براي ما يك اولويت نيست. در كشورهاي غربي باشگاهها به دولت ماليات پرداخت ميكنند. اما در كشور ما 50 سال است كه دولت به باشگاهها ماليات پرداخت ميكند. صنعتي كه ضرر ميدهد و نيازي حياتي به آن نداريم، بايد تعطيل شود. فوتبال حتي اگر قرار است رشد كند، باز بايد از دولت مستقل باشد. دامن زدن به تب فوتبال در كشور ما فقط هزينههاي دولت را افزايش ميدهد.
الان در وضعيت تحريم براي پخش مستقيم جام برزيل هزينه زيادي ميشود و به دليل مسافرت چند هزار ايراني به برزيل براي تماشاي مسابقات ميليونها دلار ارز از كشور خارج ميشود. همين عمرهايي كه كنار تلويزيون هدر ميشوند قيمت اقتصادي دارند. جوانها روحيه حماسي دارند و اين روحيه نبايد كنار تلويزيون هرز برود. اين روحيه قيمت دارد و بايد براي مبارزه با ظلم تقويت و هدايت شود.
در كشور ما براي جوانها كار نيست و سن ازدواج بالا رفته است. در چنين وضعيتي ديدن فوتبال و مشغول كردن جوانها به مسابقات آمار جرم و جنايت را كاهش ميدهد. اگر فوتبال را در وضعيت فعلي حذف كنيم اعتياد افزايش مييابد.
اين ادعاها هيچ پايه علمي و تجربي ندارند. كدام مطالعه نشان داده است كه با كاهش تب فوتبال، آمار اعتياد افزايش مييابد. تماشاي فوتبال هم يك نوع مخدر است. ديدن فوتبال مسئله را حل نميكند. بلكه صورت مسئله را پاك ميكند. اتفاقاً جواني كه با فوتبال سرگرم شود از نظر هوش و هيجان در سطح پاييني ميماند و زودتر گرفتار اعتياد ميشود. در چند دهه اخير منحني رشد اعتياد و رشد تب فوتبال همزمان در كشور رشد كردهاند.
در كشورهاي غربي تب فوتبال بالاست و رشد اقتصادي و علمي نيز بالاست. فوتبال ديدن مانعي براي رشد استعدادها نيست.
در غرب رفتار نخبگان با رفتار توده مردم متفاوت است. يك دانشمند يا مدير يك مؤسسه ممكن است اصلاً از رتبه تيم كشورش در جام جهاني خبر نداشته باشد. او به جاي اينكه از كودكي نام بازيكنان كشورش را حفظ كند، چيزهاي مهمتري را حفظ كرده است. همين كمپانيهايي كه فوتبال را تبليغ ميكنند توسط مديران و مهندساني اداره ميشوند كه گاهي در تمام عمر فرصت ديدن يك مسابقه فوتبال را هم ندارند. اگر كنار تلويزيون مينشست تخمه ميشكست و براي فوتبال سكته ميكرد كه نميتوانست در اقتصاد و توليد علم حرف اول دنيا را بزند. مديران كارتلهاي اقتصادي يكي از اصولي را كه در علم اقتصاد ياد گرفتهاند اين است كه براي رشد انحصاري بايد بتواني توده مردم را به اموري مانند فوتبال سرگرم كني.
صعود ايران به جام جهاني غرور ملي را تقويت ميكند و عموم مردم را شاد ميكند.
اين نوع شادي و غرور پايدار نيست و ظاهري است. لذا پيروزي يا شكست تيم فوتبال هر كشوري احتمال اغتشاش را به دنبال دارد. يعني جوانها حتي با پيروزي تيم كشورشان هم به رضايت دروني نميرسند. شما آمار جرم بعد از مسابقات فوتبال را مطالعه كنيد. اصلاً چرا بعد از مسابقات فوتبال پليس در آماده باش است؟ همين جوانها در شبهاي احيا و خيمههاي عزاداري نيز جمع ميشوند. اما در آنجا هيچ نيازي به پليس نيست. واقعيت اين است كه هيجان فوتبال كاذب است و رضايت بلندمدت به دنبال ندارد.
غرور ملي را بايد با مقاومت در برابر ظلم و پيروزي در عرصههاي علمي و اقتصادي تقويت كرد. تا آنجا كه من ميدانم اسرائيل فوتبال خوبي ندارد و مردم هم اصلاً عادت ندارند براي صعود تيمشان به خيابانها بريزند. جوانهاي اسرائيلي ترجيح ميدهند به جاي تمرين فوتبال مشق جنگ كنند و كار با سلاحهاي پيشرفته را تمرين كنند. براي همين است كه در سرزمين توفاني خاورميانه يك تير به سمت كشور آنها شليك نميشود.
يعني شما با فوتبال بازي كردن هم مخالفيد؟
شما باشگاه برويد و رفتار ورزشكارها را مطالعه كنيد. كساني كه پينگ پنگ ميكنند حاضر نيستند بعد از بازي ميز را جمع كنند. اگر هيچ كاري براي انجام دادن وجود نداشت ورزش فوتبال براي تقويت بدن لازم است. اما اگر باري زمين مانده است اين عاقلانه نيست كه انرژي و هيجان جوانان را براي بازي هدر دهيم. الان خطر داعش در بيخ گوش ماست، اما جوانهاي ما شبها تا نزديك سحر فوتبال ميبينند و قليان ميكشند. صداي شيپور فوتبال در برزيل با چنان صدايي در كشور ما پخش ميشود، كه فراموش كردهايم صداي انفجارهاي تروريستي داعش اكنون در اهواز هم شنيده ميشود.
اتفاقاً داعش هم با فوتبال مخالف است. فكر شما با فكر گروه داعش چه تفاوتي دارد؟
اگر داعش با دروغ مخالف بود آيا من ديگر حق ندارم با دروغ مخالف باشم. سؤال من اين است كه فتح قلههاي نظامي و اقتصادي جهان غرور و شادي بيشتري به دنبال دارد يا فتح دروازههاي جام جهاني. سوريه و عراق و ليبي و يمن را ببينيد. افغانستان و پاكستان به جاي خود. در همين كشور خودمان آيا واقعاً هيچ كاري براي انجام دادن نداريم؟ الان از بالا به كره زمين نگاه كنيم با يك كاريكاتور مضحك و چندش آور روبهرو ميشويم. در همين يك ماهي كه چند ميليارد انسان همه هوش و حواسشان به فوتبال است دست كم 2 ميليون نفر از همنوعان آنها از سوءتغذيه جان ميدهند و هزاران نفر در جنگهاي داخلي كشته و آواره ميشوند. ما هنوز روي زمين كارهاي فوتي و حياتي زيادي داريم و مشغول كردن انسانها به فوتبال خيانتي است در حق نوع بشر. در همين برزيل كه ميلياردها دلار براي ساخت ورزشگاههاي مجهز هزينه شده است ميليونها انسان زير خط فقر زندگي ميكنند و مسكن مناسبي ندارند.
اگر فوتبال نبينيم اين مشكلات حل ميشود؟
اگر غفلت نكنيم حل ميشود. فوتبال فقط يك نمونه از ابزارهاي غفلت است. فوتبال در دوران مدرن مانند بسياري از ابزارهاي ديگر براي غفلت ساخته شده است. اصلا اگر انسانها عاقلانه زندگي كنند چرخهاي سرمايهداري نميچرخد. انساني كه به مرگ فكر كند ديگر نه مصرف گراست و نه براي كارتلهاي اقتصادي بردگي ميكند. الان 90 درصد از ابزارهايي كه در خانههاي ما وجود دارند براي زندگي حياتي و ضروري نيستند. اما انسانها تمام عمر خود را براي خريد اين وسايل كار ميكنند. حاصل اين كار انباشت سرمايه در كشورهاي غربي است. زماني كه فوتبال ميكنيم يا فوتبال ميبينيم و از فوتبال حرف ميزنيم همه اين واقعيتها را فراموش ميكنيم. فوتبال تنها يكي از صدها ابزاري است كه براي غفلت ساخته شده و باعث ميشود ياد خدا را، ياد مرگ را، قيامت را و حتي مشكلات اقتصادي خانواده يا كشور خودمان را فراموش كنيم.
ولي در كشورهاي پيشرفته نيز با اينكه فوتبال تبليغ ميشود و تب فوتبال بالاست، اما مشكلات اقتصادي وجود ندارد.
در همه جاي دنيا فاصله بين فقير و غني زياد است. در غرب فوتبال را كمپانيهاي بزرگ با انگيزههاي اقتصادي تبليغ ميكنند. دليلش هم روشن است. فوتبال براي آنها درآمد دارد. درآمد فوتبال فقط در خريد و فروش بازيكن نيست. تبليغات ميدان فوتبال نيز چندان مهم نيست. مهم اين است كه الان گردش منابع اقتصادي دنيا طوري تنظيم شده است كه همه ثروت دنيا مانند يك رودخانه به سمت كمپانيهاي خاصي جريان دارد. در چنين وضعيتي اگر همه مردم دنيا به فوتبال يا هر بازي ديگري مشغول باشند بهتر است. تبليغ فوتبال براي پوشاندن بيعدالتيهاي دوران مدرن و شكاف بين فقير و غني است. تب فوتبال در وضعيت كنوني جهان يك غفلت شيطاني است.
يعني از نظر شما چند ميليارد انسان كه فوتبال ميبينند، شيطاني زندگي ميكنند؟
يك مثال ميزنم. دروغ گفتن يك عمل شيطاني است. اينكه بيشتر انسانها دروغ ميگويند، باعث نميشود كه دروغ كار خوبي شود. البته اينكه دروغ گفتن يا فوتبال ديدن كاري شيطاني است به اين معنا نيست كه همه زندگي كسي كه دروغ ميگويد يا فوتبال ميبيند، شيطاني است. اينكه فوتبال در يك زندگي مدرن كاركردي شيطاني دارد معنايش اين نيست كه تمام زندگي مدرن، شيطاني است.
فوتبال يك ورزش است و نميتوان آن را با دروغ مقايسه كرد.
درست است. فوتبال بازي كردن يا حتي شايد فوتبال ديدن به خودي خود مشكل اخلاقي خاصي ندارد. اما در برخي زمانها بازي كردن عملي غير اخلاقي است. مثلاً زماني كه چند كودك به واسطه گرسنگي در كنار زمين در حال جان دادن هستند اگر مشغول بازي شويد كار شما غير اخلاقي است. اگر خانه همسايه شما آتش بگيرد و شما با خيال راحت فوتبال ببينيد كار شما عاقلانه نيست. چون اين آتش به خانه شما هم سرايت خواهد كرد. الان جام برزيل در جهاني برگزار ميشود كه ميليونها انسان به دليل جنگها يا فقر غذايي در حال جان دادن هستند و رسانههاي نظام سلطه ما را به فوتبال ديدن تشويق ميكنند. يعني همان كساني كه جامعه جهاني را غارت كردهاند و عامل جنگها هستند، با رسانههايي كه در اختيار دارند ديدن جام جهاني را تشويق ميكنند.
ولي فوتبال يك واقعيت امروزي و مدرن است. شما كه نميتوانيد جوان امروز را مجبور به عقبگرد كنيد. زمان به عقب برنميگردد.
قرار نيست به عقب برگرديم. بحث در اين است كه در امروز نمانيم و آينده متفاوتي داشته باشيم. همانطور كه به گذشته نميتوان برگشت، در زمان و زمين فوتبال نيز نميتوان ماند. كساني فوتبال را تشويق ميكنند كه وضعيت كنوني جهان به نفع آنهاست. آنها با فوتبال و ساير سرگرميها انسانها را به هيچ و پوچ سرگرم كردهاند و حاكميت خود بر منابع جهان را تضمين كردهاند. گلهاي فوتبال پوچ است. ميدان اصلي بازي جاي ديگري است. الان بيت المقدس در دست كيست؟ سرمايههاي اقتصادي و محيطهاي علمي جهان را چه كساني مديريت ميكنند؟ در توفان حوادث خاورميانه، فوتبال اولويت چندم است؟
*
عضو هيئت علمي
گروه فلسفه دانشگاه اصفهان