عضو كميسيون فرهنگي مجلس طي يادداشتي از عملكرد مديران سينمايي به شدت انتقاد كرد. نصراله پژمانفر، نماينده مردم مشهد كه از نمايندگان فعال كميسيون فرهنگي است، در يادداشت خود از اينكه مديران سينمايي خطوط قرمز را نميشناسند و براي آنها منافع يك فيلمساز بر منافع عمومي ارجحيت دارد، انتقاد كرده است. فحواي انتقاد صريح پژمانفر تا به حال به شكلهاي مختلف در رسانههاي اصولگرا از جمله «جوان» منتشر شده است؛ انتقاد هايي كه دلسوزانه به دنبال راهي براي اصلاح وضعيت سينماي ايران هستند. سينما به دليل گستردگي و جذابيتي كه دارد امروزه در ميان ساير هنرها از مقبوليت عمومي بيشتري برخوردار است به همين دليل نيز حساسيتها روي آن بيشتر است.
اينكه تا چه حد مديران سينمايي توانستهاند ميزان اهميت و حساسيت سينما را درك كنند ميتوان از ابراز نگرانيهاي پيدرپي درباره سينما متوجه شد. همان طور كه از يادداشت پژمانفر مشخص است، اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس از عدم آگاهي مديران سينمايي نسبت به آنچه بايد در سينما انجام شود و آنچه نبايد انجام شود، گلايه دارد. اينكه نه سينماي ايران نسبت به خطوط قرمزها حساسيت دارد و نه مديراني كه از سوي دولت براي هدايت سينما گماشته ميشوند كه اگر چنين بود نبايد هر سال نسبت به توليد فيلمهاي ضد ملي در داخل كشور، اعلام هشدار ميشد و فيلمهاي سياه در خارج از مرزها با استقبال روبهرو ميگرديد. نقيصه بزرگ سينماي ايران اين است كه ارتباط سازماني كه يك مدير سينمايي ميخواهد با بدنه سينما پيدا كند در ميان ذوقزدگي مديران در ديدار با سينماگران رنگ ميبازد و مدير به جاي مديريت سينماي متلاطم خود مجذوب اين امواج شده و ناخواسته در ميان امواج غرق ميشود. در اينجاست كه نهادهاي نظارتي از جمله مجلس وارد عمل ميشوند و از راههاي قانوني كه در اختيار دارند، وزارت ارشاد و سازمان سينمايي را متوجه اشتباهات خود ميكنند كه يادداشت حجتالاسلام پژمانفر نيز در همين راستا است. مديران سينمايي به جاي آنكه از انتقادهاي مجلس ناراحت باشند، بهتر است به عملكرد خود نگاهي بيندازند تا متوجه شوند در كجاي كار اشتباه كردهاند و چه قصوري داشتهاند كه مجلس مجبور شده است به عنوان نهاد نظارتي و با ابزار قانوني ورود پيدا كند تا جلوي ضرر و زيان را بگيرد.
متأسفانه رفتارهاي سازمان سينمايي بيشتر از اينكه به سمت تعامل سازنده با مجلس باشد، بيشتر در مسير دامن زدن به اختلافات بوده است، به طوري كه در جشنواره فجر نيز شاهد بوديم كه اصرارهاي پيدا و پنهان براي حمايت از برخي فيلمها كه برچسب حمايت از فتنه و سياهنمايي را داشتند، چگونه باعث اصطكاكي ميان سينما و مجلس شد. آيا بايد مجلس كارهاي خود را براي نظارت بر سينما تعطيل كند؟!
اگر قرار است يك مدير هميشه اشتباه كند و مجلس به رفع اشتباه وي بپردازد، مديريت در سينما ديگر داراي معنا و مفهوم خواهد بود؟ يك مدير سينمايي در ابتدا نماينده دولت و به نوعي نماد حاكميت در سينما است و بايد مجري قوانين و ناظر بر حسن اجراي آنها باشد نه آنكه در مواجهه با هنرمندان خود نيز به درخواستهاي خارج از چارچوب قانون آنها دامن بزند و طوري سخن بگويد كه گويا نماينده سينماگران است نه مجري قانون! وقتي اين رابطهها را ناديده بگيريم، آن وقت است كه كار به جايي ميكشد كه تنها با ورود مجلس گرههاي به وجود آمده باز خواهد شد و ناتواني يك مدير با دخالت نهادهاي بالادستي رفع و رجوع ميشود.
همانطور كه دولت در معناي عام آن حافظ منافع ملي است، يك مدير هم در جايگاه خود و در حيطه اختيارات خود بايد چنين نظر و احساسي داشته باشد كه اگر چنين احساسي در سينما وجود داشت، ما شاهد هزينهتراشيهاي اين هنر براي ملت و حاكميت نبوديم و سينما به جاي آنكه جنبه سربار جامعه را داشته باشد، چراغ راه فرداي فرهنگ ميبود.