انتشار گزارش «آموزش دين و زندگي با آهنگ و ترانه!» در تاريخ 30 ارديبهشت سال جاري در روزنامه جوان، واكنش وزارت آموزش و پرورش را در پي داشت. به طوري كه رئيس مركز اطلاعرساني و روابط عمومي اين وزارتخانه طي نامهاي توضيح زير را ارائه كرد:
«برابر بررسي به عمل آمده از آموزش و پرورش منطقه 6 و استعلام مورد مذكور از مديران مدارس حضرت فاطمه(س)، الزهرا(س) و البرز، تمامي مديران مدارس مذكور بالاتفاق و با قاطعيت موضوع هماهنگي و شركت دادن دانشآموزان در همايش مؤسسه مورد نظر را رد نمودهاند. به نظر ميرسد دانشآموزان مذكور يا مستقيماً يا از طريق اولياي خودشان اقدام به شركت در همايش موصوف نمودهاند و مدارس مذكور دخالتي در شركت دانشآموزان در اين همايش نداشتهاند.»
در پاسخ به جوابيه سازمان فوق الذكر چند نكته ضروري به نظر ميرسد:
اول) در گزارش ياد شده نامي از مدرسهاي برده نشده و مدارسي كه در جوابيه ارسالي آموزش و پرورش از آنها نامبرده شده در پاسخ استعلام شفاهي آموزش و پرورش از گزارشگر گزارش «آموزش دين و زندگي با آهنگ و ترانه!» به عنوان نمونه مدارسي كه تراكتهاي تبليغاتي اين همايش در اطراف آنها توزيع ميشود، ذكر شدهاند و اين گزارش هرگز ادعا نكرده كه دانشآموزان با هماهنگي مدرسه در همايش مزبور شركت كردهاند و پرداختن فقط به اين مسئله در جوابيه آموزش و پرورش به نوعي فرافكني در اين رابطه است.
دوم) مؤسسه برگزار كننده همايش آموزش دين و زندگي با ترانه براي فعاليتهاي خود از آموزش و پرورش مجوز دارد. سؤال گزارش منتشر شده اين است كه آيا آموزش و پرورش با اطلاع از انجام چنين اقداماتي در مؤسسه آموزشي فوق، مجوز فعاليت به آن داده يا اين مؤسسه تخطي كرده و در صورت تخطي آيا آموزشوپرورش به دنبال پيگيري ماجرا هست يا خير و چگونه بر روند فعاليت مؤسسات آموزشي كه از آموزش و پرورش اجازه فعاليت دارند، نظارت ميشود؟
در پايان مطالعه مجدد گزارش و رصد دقيقتر رسانهها را براي ارائه پاسخ متقنتر به افكار عمومي به همكاران آموزش و پرورش توصيه ميكنيم. ضمن آنكه بهتر مينمود دستگاه تعليم و تربيت با بازنگري نحوه ارائه مجوز به مؤسسات آموزشي يا نظارت بيشتر بر عملكرد آنها براي خود و اهدافش رقباي ناسالم ايجاد نكند.
ضمن اينكه سؤالات طرح شده در اين گزارش همچنان بيجواب ماندهاند. سؤالاتي نظير اينكه:
- اين مؤسسه از سوي آموزش و پرورش به عنوان مرجع تعليم و تربيت كشور مورد تأييد است يا خير؟
- محدوده اختيارات اين مؤسسه در ورود به حوزههاي آموزشي بر اساس مجوز صادره تا كجاست و آيا بر اقدامات آن نظارت هم صورت ميگيرد يا صرف داشتن مجوز براي اداره يك مكان آموزشي كافي است؟
- اين گونه مؤسسات، فعاليتهاي خود را با كدام محك و استاندارد تراز ميكنند؟
- از منظر ديگر آيا درس دين و زندگي، آموزش مباني دين براي زندگي به دانشآموزان را دنبال نميكند؟ پس چرا دانشآموزان براي يادگيري آن آنقدر در ميمانند كه دست به دامن آموزش با موسيقي و ترانه ميشوند تا بدون اينكه محتواي دروس و كاربرد آنها را در زندگي بياموزند، دروس را حفظ كرده و نمره قبولي و معدل متناسبي بياورند كه در نتيجه بتوانند از تأثير 25درصد سوابق تحصيلي در ورود به دانشگاه بهره ببرند؟
اگر درس دين و زندگي به اهداف خود نزديك عمل ميكند، آخر سال تحصيلي دانشآموزان بايد بهتر و عميقتر از ساير دروس به آن اشراف داشته باشند؛ در حالي كه وضع موجود نشان ميدهد مسئولان و برنامهريزان در انتخاب و تأليف محتواي دروس و نوع تدريس و تشخيص كاربردي بودن آنها مسير نادرستي را طي ميكنند.
قطعاً پاسخ به آنها يا حداقل گشتن به دنبال پاسخشان به جريان تعليم و تربيت در كشور كمك ميكند و چه خوب بود كه با ارسال يك جوابيه به دنبال رفع تكليف سازماني خود برنميآمديم.