
پروندههاي بســياري با موضوع قتل، تجاوز به عنف و سرقتهاي خشن در محاكم كيفري رسيدگي ميشود كه مرتكبان آن را اتباع افغاني تشكيل ميدهند. عاملان اين حوادث كه بيشتر به صورت غيرقانوني در كشور اقامت دارند با انگيزههاي متفاوت دست به اعمال مجرمانه ميزنند و به دليل مشخص نبودن هويت واقعيشان، پليس و دستگاه قضايي را با دشواري بسياري مواجه ميكنند. نظر به اهميت موضوع، گفتوگوي ما با دكتر امانالله قرايي مقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه در پي ميآيد.
اتباع كشور افغانستان سالهاي زيادي است كه در كشور ما زندگي ميكنند. به لحاظ فراواني حضور آنها، پروندههاي بسياري درباره جرائمي كه مرتكب ميشوند در محاكم كيفري تشكيل ميشود. تجربه هم نشان ميدهد كه بسياري از اين مجرمان به صورت غيرمجاز در كشور حضور دارند و در جريان همين حضور مرتكب جرم ميشوند. دليل شكلگيري اين پروندهها را چه ميدانيد؟
مسئله جرائم مربوط به افغانها، از همان بدو ورودشان به كشور ما آغاز شد. كشتن معلمي در كرج، تجاوز ناموسي، مسئله قاچاق مواد مخدر و سرقتهايي كه از سوي اين افراد رخ داده است. مجرمان افغان اگر بلافاصله پس از ارتكاب جرم دستگير نشوند، به راحتي از كشور فرار ميكنند زيرا اغلب اتباع غيرمجاز افغان بدون هويت واقعي وارد كشور ميشوند و پس از ارتكاب جرم بدون اينكه از خود ردي به جا بگذارند، فرار ميكنند. سالها جنگ در كشور افغانستان باعث شده شرايط اين كشور روي اتباع آن هم تأثير بگذارد، زيرا افرادي كه در چنين محيطي رشد و زندگي كردهاند، نسبت به ديگر انسانها راحتتر مرتكب جرائم خشن ميشوند. بسيار ديده شده كه همين افراد، پس از ارتكاب جرائم، قرباني را به قتل ميرسانند و فرار ميكنند. قتل، سرقت و انتقال مواد مخدر نيز بيشترين جرائم ارتكابي اتباع افغاني در كشور است. از آنجا كه بسياري از اتباع افغاني بدون هويت مشخصي به طور غيرقانوني وارد كشورمان شدهاند و نظارت كافي هم براي جمعآوري و شناسايي آنها صورت نميگيرد لذا اين افراد بيشتر در ساختمانهاي درحال ساخت به عنوان كارگر جمع ميشوند. علاوه بر اينكه از خودشان هم سرقت ميكنند ممكن است با كمترين فشار عصبي به راحتي هموطنان خود را هم بر سر هر مسئلهاي به قتل برسانند. مسئله اينجاست كه اگر اين افراد شناسايي و كنترل نشوند بايد در آيندهاي نزديك منتظر جرائم خشنتر و قبيحتري از سوي آنها باشيم.
رويكرد مهاجرت را از لحاظ جامعهشناسي چگونه ميتوان بررسي كرد؟
از نظر جامعهشناسي مهاجران به طور كلي دو دستهاند؛ يا خيلي خوب يا خيلي بد. اقليت اين افراد به دليل اينكه در مناطقي كه زمينه ارتكاب جرم در آنجا وجود دارد قرار ميگيرند، مرتكب جرم ميشوند. برعكس اين ماجرا هم وجود دارد. به عنوان مثال مهاجران ايراني در امريكا جزو بهترين مهاجران در اين كشور هستند، زيرا هم تحصيلات عالي دارند و هم اينكه هيچگاه مرتكب جرمي نميشوند. از آنجا كه محيط افغانستان خشن است و اين افراد در بدترين شرايط اقتصادي و فرهنگي و در جنگ رشد كردهاند، به همين دليل به انسانهايي سخت و خشن تبديل شدهاند. هنگامي كه وارد ايران ميشوند، احساس راحتي ميكنند. از آنجا كه اين افراد هيچگونه دلبستگي و احساسي به كشور ما و مردمانش ندارند، با اندك مسئلهاي عصباني ميشوند و دست به انواع جرائم ميزنند. از سويي نظارت بر تردد و مدل زندگي آنها هم از سوي مسئولان ضعيف است، پس به راحتي هم مرتكب جرم ميشوند.
چه آسيبي در كشور وجود دارد كه آنها از مجراي آن به صورت غيرمجاز وارد كشور ميشوند؟
عدهاي از افغانها از طريق مرز خراسان جنوبي وارد ميشوند. اين افراد بعد از اينكه شناسايي شدند از همين راه برگردانده ميشوند، اما دوباره از طريق واسطهها با پرداخت مبالغي به راننده اتوبوسها و كاميونهايي كه در اطراف مرزها تردد دارند، بازميگردند. تعدادي از همين افغانها به صورت باندي در برخي نواحي سيستان و بلوچستان و خراسان، براي خودشان كسب و كاري به راه انداختهاند و تعداد زيادي از آنها هم طلافروشيهايي براي خود دست و پا كردهاند و به راحتي و بدون هيچگونه نظارتي مشغول به كار و زندگي هستند. كنترل اين مهاجران، بر عهده وزارت كشور، اداره مهاجرت اتباع و نيروي انتظامي است. هنگامي كه گروهي از آنها را از مرز تربت جام به افغانستان ميفرستند و دوباره همان گروه از سيستان و بلوچستان وارد ميشوند، همين امر نشان از عدم كنترل دقيق در مرزهاست. تنها جايي كه افغانها نتوانستهاند مانند تهران و شهرهاي ديگر در آن نفوذ كنند استان قزوين، زنجان، آذربايجان و كردستان است، زيرا مسئولان اين استانها با جديت اعلام كردهاند هيچ افغاني حق ورود به آنجا را ندارد، اما برعكس در تهران، مشهد، اصفهان و. . . اين افراد به راحتي و بدون دغدغه به زندگي خود ادامه ميدهند.
چه بسترهايي در كشور ما وجود دارد كه آنها به راحتي براي خودشان كسب و كار پيدا ميكنند؟
از آنجا كه مردم ما انسانهاي دلرحم و مقيد به اعتقادات ديني هستند و هميشه به فقرا و غربا ترحم ميكنند، از علل به كارگيري اين افراد در كشور است. با اين وجود نميتوان همه آنها را هم از كشور بيرون كرد، زيرا بسياري از كارهاي سخت و طاقتفرسا به دست همين افراد است، دقيقاً همان كارهايي كه كارگران خودمان حاضر به انجام آن نيستند. به همين دليل كارفرماها مجبورند از افغانيهايي كه با دستمزد كمتري اين كارها را ميپذيرند، استفاده كنند. از سويي در كشور ما قانون كار، عملكرد بسيار ضعيفي دارد. پس اگر همه اين افراد از كشور اخراج شوند بيشك با مشكلات زيادي هم مواجه خواهيم شد. اصولاً مهاجرت افغانيها يك نفع براي كشورمان دارد زيرا نيروي كار جوان و آماده فراهم ميكند اما از طرف ديگر به ضرر كشور خودشان است چون افغانستان در حال حاضر به نيروي جوان و كار خودشان بيشتر نياز دارد.
با چه راهكاري ميتوان آسيبها را به حداقل رساند؟
بهترين راهكار به نظر من اين است كه علاوه بر وجود اداره اتباع بيگانه در كشور، سازماني به نام سازمان مهاجرين ايجاد شود، زيرا تعداد زيادي از مردان افغاني پس از ورود به ايران پس از مدتي با زنان و دختران ايراني ازدواج ميكنند و صاحب فرزند هم ميشوند. پس از ازدواج آنها را يا با خودشان به افغانستان ميبرند و در آنجا وارد تيمهاي خلافكار ميشوند يا اينكه آنها را مجبور ميكنند همين جا و همپاي خودشان دست به جرائم مختلفي بزنند. كارگران افغان بايد ساماندهي و شناسنامهدار شوند كه اين كار وظيفه وزارت كار است كه علاوه بر بيمه سلامت بايد به اين كارگران كارت شناسايي معتبر هم اختصاص دهد تا زماني كه در سطح شهر تردد ميكنند مشخص شود كه داراي هويت هستند در اين صورت كارفرماها و مردم متوجه ميشوند كه اين كارگران غيرقانوني نيستند و ميتوانند از آنها در كارها استفاده كنند.