
خبر كوتاه بود؛ كارلوس پاسكوال معروف به «جعبه سياه» تحريمهاي نفتي جهان از سمت خود در وزارت امور خارجه امريكا استعفا داد؛ مردي كه قطعاً تا سالهاي آينده به تبعيت از ديگر ديپلماتهاي امريكايي، كتاب خاطرات خود را چاپ ميكند.
به گزارش «جوان»، وي يكي از افراد مورداعتماد هيلاري كلينتون، وزير سابق امور خارجه امريكا بود كه در تمامي سفرهاي (با محوريت ايران) كلينتون حضور داشت و كشورهاي خريدار نفت ايران را قانع ميكرد تا نفت ايران را از سبد مصرفي خود «تفريق» كنند. قدرت كلام و احاطه همهجانبه وي به مسائل اقتصاد انرژي و بازارهاي نفت، نقش مؤثري در اعتماد كشورهاي طرف مذاكره ايفا ميكرده است.
پاسكوال يكي از ديپلماتهاي برجسته يانكيها به شمار ميرود كه در حوزه انرژي و اقتصادي از تأثيرگذارترينهاست. وي پيش از ارسال نامه استعفاي خود به جان كري در وزارت امور خارجه امريكا، نماينده ويژه و هماهنگكننده وزارت امور خارجه در امور بينالمللي انرژي بود؛ جايي كه تحريمهاي نفتي ايران پايهريزي شد. وي طراح اصلي تحريمهاي نفتي عليه ايران است كه به فاصله چند ماه پس از حضور در وزارت امور خارجه امريكا، برنامه اصلي تحريم نفت ايران را تدوين كرد و به گونهاي در مجلس سنا سخنراني كرد كه اجازه هيچگونه ترديدي را به سناتورها نداد چراكه امريكاييها به دليل شكست تحريم فروش بنزين به ايران، اين طرح را منتج به شكست ميدانستند. او براي اطميناندهي به مقامات امريكا در سفرهاي محرمانه و غيرمحرمانهاي به كشورهاي هندوستان، چين، ژاپن و كره جنوبي آنها را مجاب به كاهش واردات از ايران كرد. پاسكوال اصالتاً كوبايي است كه در سال 1962 و در سهسالگي به همراه پدر و مادر خود به ايالات متحده امريكا مهاجرت كرده است. پاسكوال پس از سپري كردن مدارج تحصيلي در دانشگاه كنديهاروارد به آژانس توسعه بينالمللي ايالات متحده (USAID) پيوست.
وي از سال 2003 تا سال 2009 مديريت برنامه مطالعات سياست خارجي در مؤسسه بروكينگز را بر عهده داشت تا اينكه در سال 2009 راهي مكزيك شد و دو سال بعد در مي سال 2011 پس از اتمام مأموريت خود در مكزيك و خداحافظي با اعضاي سفارتخانه امريكا در مكزيكوسيتي، به واشنتگن بازگشت تا برنامه تحريمهاي نفتي عليه ايران را عملياتي كند.
آن طور كه رسانههاي امريكايي درباره وي گزارش دادهاند، پاسكوال در طول سالهاي فعاليت خود، حضور بلندمدت در وزارت امور خارجه، شوراي امنيت ملي (NSC) و. . . را در سابقه خود دارد اما مهمترين جنبه فعاليت وي، رهبري و برنامهريزي براي سر و سامان دادن به اقتصاد كشورهاي پس از جنگ بود. وي به عنوان هماهنگ كننده كمكهاي ايالات متحده به اروپا و اوراسيا (2003)، سفير ايالات متحده در اوكراين (2003 ـ 2000)، دستيار ويژه رئيسجمهور و شوراي امنيت ملي، مدير ارشد مسائل روسيه، اوكراين و اوراسيا (2000ـ 1998)، خدمت كرده است. پيش از آن، پاسكوال براي USAID به عنوان معاون مدير مسائل اروپا و اوراسيا (1995 ـ 1983) در سودان، آفريقاي جنوبي و موزامبيك كار ميكرده است. امريكا با تعريف برنامههاي اقتصادي و عمراني براي اين كشورهاي درگير جنگ، كنترل اقتصادي و سياسي آنها را بر عهده گرفته به طوري كه با نبود امريكا، كشورها محكوم به شكستهاي وحشتناكي خواهند شد كه پاسكوال اين وظيفه را در مولداوي، اوكراين، سودان،هائيتي، عراق و. . . بر عهده داشت به طوري كه وي را ميتوان يك «جنايتكار اقتصادي» ناميد. پس از حمله بوش به عراق، وي طرح جامعي را براي حضور شركت امريكايي در عراق تهيه كرد و به بهانه بازسازي نظام اقتصادي عراق، برنامههاي امريكا را به احمد چلپي وزير وقت نفت عراق و همكار سابق خود ديكته كرد. اصول كاري و وظايفي كه به وي محول شده است، دقيقاً مكمل سياستهاي امريكا در كشورگشايي يا به كنترل در آوردن كشورهاي بيثبات سياسي است.
به همين دليل پس از معرفي پاسكوال به عنوان سفير امريكا در مكزيك، سياستمداران اين كشور نسبت به حضور وي در اين كشور واكنش نشان دادند زيرا معتقد بودند امريكاييها با اين انتصاب، آنها را تحقير كرده و مكزيك را در زمره كشورهاي عقب مانده و بيثبات قرار دادهاند.
در خلال درگيريهاي اوكراين، وي سفرهاي بسياري به اوكراين داشت . استعفاي پاسكوال در شرايطي اعلام شد كه وي مهمترين دليل خود را، بازگشت به زندگي شخصي و استراحت عنوان كرده است. در حالي كه شرايط بازار اين روزهاي نفت به دليل نا امني در عراق نيازمند بررسي دقيق شرايط به منظور افزايش منافع امريكاست.