
روز گذشته مصادف بود با اولين سالگرد موفقيت دكتر حسن روحاني در يازدهمين آوردگاه انتخابات رياست جمهوري و همين موضوع باعث شد تا بسياري از رسانههاي داخلي بخش قابلتوجهي از مطالب خود را به «چرايي و چگونگي به قدرت رسيدن حسن روحاني» اختصاص دهند.
اما در اين ميان بودند رسانههايي كه تلاش داشتند در پوشش حمايت از فعاليتهاي دولت تدبير و اميد در قالب بررسي كارنامه دولت در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي اهداف حزبي و جناحي خود را پيگيري نموده و با اقدامي هماهنگ بار ديگر جمهوريت نظام را دستخوش تخريب قرار دادهاند. اين تحرك رسانهاي كه به نظر ميرسد با طراحي اتاق فكر اين جريان سازماندهي شده، ميتواند گامي اوليه باشد براي يك سناريو زودهنگام انتخاباتي كه در آن چيزي شبيه غائلهسازي سال 88 هم پيش بيني شده است كه در ادامه به برخي از وجوه آن اشاره ميكنيم.
كارگزاران به چه ميانديشد؟هفتهنامه وابسته حزب كارگزاران «صدا» هم به بهانه واكاوي كارنامه يك ساله دولت براساس همان عمليات سازماندهي شده توسط پدرخواندههاي جريان مخالف گفتمان انقلاب اسلامي، روز گذشته عبارت« 24 خرداد احياي انتخابات» را به تيتر يك خود اختصاص داده و در متني كه از آن به عنوان بيانيه حزب كارگزاران نامگذاري شده، آورده: «پيروزي 24 خرداد 1392 در شرايطي رخ داد كه يك جناح افراطي ميكوشيد شوق اميد به تغيير را از بين ببرد. آنان با سوءاستفاده از حوادث سال 1388 ميكوشيدند رقابت سياسي را به عنوان يكي از عناصر بنيادي تحول سياسي از بين ببرند.
دشمنان اميد ميخواستند اين نظم مدرن را ناديده بگيرند و انتخابات را با استفاده از ابزارهاي حاكميتي خود مهندسي كنند. تلاش شگرف اين جناح افراطي براي حذف آيتالله هاشميرفسنجاني از انتخابات رياستجمهوري سال 1392 نماد اين مهندسي انتخاباتي بود.»
اين هفتهنامه در ادامه بيانيه چند صفحهاي خود با شبيهسازي روحاني به هاشمي ميآورد: « رأي بالاي ملت به حجتالاسلام والمسلمين دكتر حسن روحاني كه از نظر افكارعمومي و نخبگان سياسي شبيهترين فرد از نظر فكري و اجرايي به آيتالله هاشميرفسنجاني تلقي ميشد و حمايت ايشان و نيز شخصيتهاي معتدل هر دو جناح كشور بهخصوص جناب آقاي خاتمي و جناب آقاي ناطقنوري را داشت، جواب محكم ملت به جناحهاي تندرو بود.»
اما سخن از احياي اعتماد عمومي نسبت به نهادهاي انتخاباتي را اين رسانه اينگونه تشريح ميكند:
« ما- كارگزاران سازندگي ايران - نه فقط از آنرو كه اكثريت ملت ايران به نامزد موردنظرمان و فرد مورد تأييد نيروهاي سياسي معتدل رأي دادند، نه از آنرو كه امكان احياي جريان اصلاحطلب، توسعهگرا يا اعتدالگرا فراهم آمده بلكه به سبب آنكه ملت ايران بارديگر به صندوق رأي و نهاد انتخابات در نظام جمهوري اسلامي ايران اعتماد كردهاند 24 خرداد را نقطه عطف تاريخ اين نهضت و نظام ميدانيم.»
سؤالات افكارعموميدر حالي رسانه نزديك به هاشمي رفسنجاني در كنار ديگر رسانههاي جريان رفرميسم داخلي به «تخطئه نظام انتخاباتي» كشور به شكلي فراگير و هدفمند روي آورده كه اين رويكرد سؤالات زيادي را در اذهان عمومي مطرح ميكند؛ ازجمله اينكه چرا منسوبان به جريان تجديدنظر طلب به صورت «گزينشي» با 11 دوره انتخابات رياست جمهوري كشور برخورد كرده، تنها از انتخابات سالهاي 76، 80 و 92 به عنوان سالمترين انتخابات نظام ياد ميكنند و انتخابات سالهاي 84 و 88 را كه رقيب آنها موفق به كسب اكثريت آرا شد فاقد وجاهت قانوني شمرده و اين انتخاباتها را نتيجه مهندسي انتخابات از سوي جريان مقابل نامگذاري ميكنند؟
وابستگان به طيف تجديدنظرطلبان چرا پس از يك سال سكوت پرحاشيه - از برگزاري انتخابات يازدهم تاكنون - به يكباره وارد فاز «هجمه به نهاد انتخابات» شده وآيا اين رويكرد را ميتوان پازلي از برنامه بلند مدت انتخاباتي آنها طي سه سال آينده دانست؟
ملازمان جريان دوم خرداد چرا تصميم گرفتهاند به مانند سالهاي قبل از 92 به اصل برگزاري انتخابات توسط نظام شبهه وارد كرده و اعتماد عمومي را نسبت به عملكرد كارگزاران نظام دچار خدشه كنند؟
فرآيند «شبهه افكني به عملكرد نهاد انتخابات كشور» چه مرحلهاي از ورود رسمي دگرانديشان به عرصه حاكميت است؟
مؤلفههاي استراتژي براساس آنچه در ادامه اشاره ميشود اقدام جهت دار كنوني رسانههاي اين جريان بيشتر از آنكه اتفاقي باشد حكايت از يك استراتژي تمام عيار امنيتي- انتخاباتي است كه هدف آن به مانند گذشته «تغيير ساختار نظام» و به عبارت بهتر «براندازي حاكميت» كنوني است.
1- با بازخواني ريشههاي شهرآشوب88 به يك نقطه اساسي ميتوان رسيد و آن اينكه «ترديد افكني در اذهان عموم نسبت به سلامت انتخابات جمهوري اسلامي ايران» از ماهها قبل از برگزاري انتخابات22 خرداد آن سال و طي يك اقدام مشترك و تئوريزه شده پايهريزي شد و نهايتا به هشت ماه غائلهسازي منتهي شد. تشكيل و فعاليت پرحجم «كميته صيانت از آرا» نمونه بارز هجوم به نظام انتخاباتي كشور طي سالهاي 78 و 88 بود.
برهمين اساس ميتوان گفت جريان مخالف گفتمان انقلاب اسلامي با هدفگذاريهايي نظير« مديريت افكار عمومي جهت بدبين شدن به كارگزارانشان»، «بازسازي ساختار آشوبهاي خياباني »، «احياي اميد در ساختارشكنان و غائلهسازان سالهاي 78 و88» در انديشه بازتوليد فتنه شبيه سال 88بوده و از هماكنون مقدمات اين كار را فراهم ميسازد.
اگر غير از اين است چرا بايد از دو سال مانده به انتخابات ملي به مانند سال 88 وارد فاز هجمه به نهادهاي انتخاباتي شده و در مرتبهاي بالاتر اصل اعتماد عمومي نسبت به كاركردهاي انتخاباتي نظام را زير سؤال ببرند.
2- پدرخواندههاي جريان مذكور به خوبي ميدانند كه مهرههاي تندرو و هنجارشكن آنها- نظير اعضاي حزب مشاركت و مجاهدين و مجمع روحانيون از تأييد صلاحيت خود مطمئن نيستند. بنابراين بايد از هماكنون اهرمهاي فشار خود را به نظام و نهادهاي قانوني آن جهت عبور دادن چهرههاي افراطي آنها از فيلتر قانوني به كار بگيرند. پس ميتوان گفت تشديد فشار به نهادهاي قانوني با شيب ملايم در طول دو سال آينده با هدف «امتيازگيري از نظام» هم در اين سناريو پيشبيني شده است.
3- روشنگري و شفافسازي تحركات طيف ساختارشكن در طول سالهاي اخير توسط دلسوزان و وفاداران به انقلاب اسلامي هميشه مانعي بزرگ جهت دستيابي تجديدنظرطلبان به اهدافشان بوده است، بنابراين به چالش كشيدن اصل برگزاري انتخابات ميتواند جريان روشنگر و رسانههاي حامي آنها را به «لاك دفاعي» فرو برده، تنها سرگرم «اثبات صداقت نظام» در برخورد با آراي مردم نمايد. به زعم تئوريپردازان اين جريان، اين رويكرد به خودي خود ميتواند جريان دلسوز نظام و رسانههاي آنها را دچار اصل غافلسازي كرده و سرگرم موضوعي فرعي نمايد.
4- حفظ گفتمان «مهندسي انتخابات و تقلب در آن توسط نظام» خودبهخود ميتواند هزينههاي مهمي را بر دوش حاكميت و مراكز قانوني انتخابات گذاشته و آنها را مجبور ساخته تا در مقابل بسياري از خواستههاي نامشروع اين جماعت تسليم شود.
به باور سناريوسازان دوم خرداد، انباشت حجم گسترده از مطالبات تصنعي نظير «سلامت در برگزاري انتخابات »، «آزادي زندانيان سياسي و امنيتي» و «رفع حصر سران فتنه» و آزادسازي آنها توسط افكار عمومي در آستانه انتخاباتهاي پيشرو ميتواند منجر به آن شود كه نظام در بسياري از خواستههاي خود تجديدنظر كرده و به ناچار از در آشتي و دوستي با فعالان اين جرگه در آيد.
چشم انداز پروژه «مشروعيتزدايي از انتخابات »
آنچنانكه اشاره شد بايد از اين پس منتظر آن بود كه جريان رسانهاي وابسته به طيف گسترده دوم خرداد در كنار شخصيتهاي برجسته آن به صورت متراكم اما با شيبي نرم «نظام انتخابات كشور» را زير سؤال برده و از لزوم بازنگري در سياستهاي نظام در قبال برگزاري فرايند انتخابات - از جمله اقدام به تأييد صلاحيت نامزدهاي راديكال اين جريان در انتخابات- سخن به ميان آورده و آن را مهمترين مطالبه اجتماعي عنوان كند.
اين سناريو ضرورت هوشمندي نهادهاي قانوني انتخابات، رسانههاي وفادار به انقلاب اسلامي و جريان اصولگرا را نشان داده چراكه در صورت غفلت از تحركات پيچيده جريان مذكور بايد در انتظار اتفاقاتي تلختر از سال 88 بود.
در پايان بايد تأكيد كرد كه اساساً «ماكياوليسم» يا ايده «هدف، وسيله را توجيه ميكند»، انديشه غالب جريان اصلاحات است و تئوريپردازان اين جريان براي رسيدن به هدف غايي خود كه همان «استحاله نظام» است از هر وسيله از جمله فريب افكار عمومي استفاده ميكنند. اما قاعدهاي كه در حال نهادينه كردن آ» هستند اينكه انتخاباتي زنده است كه خروجياش ما باشيم وگرنه يا تقلب شده يا پوپوليستي است.