کد خبر: 651665
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۹
مروري بر تاريخچه و كارنامه دفتر«هماهنگي‌هاي مردم با رياست جمهوري»
شاهد توحيدي

 

در واقع ريشه تأسيس دفتر «هماهنگي‌هاي مردم با رياست جمهوري» توسط ابوالحسن بني‌صدر را بايد در روزهاي اوليه بازگشت بني‌صدر به ايران جست‌وجو كرد. وي در آن روزها با انجام يك سلسله سخنراني در دانشگاه صنعتي شريف، در يكي از سخنراني‌ها اعلام كرد قصد تأسيس مركزي به نام «مركز تحقيقات اسلامي» را دارد و از دانشجويان تقاضاي همكاري كرد. هدف بني‌صدر از تأسيس اين مركز آشنايي جوانان با افكار خويش بود. پس از تأسيس مركز تحقيقات اسلامي كلاس‌هايي تشكيل و تدريس كتاب‌هاي بني‌صدر از قبيل «كيش شخصيت»، «مبارزه با سانسور» و... شروع شد. اين مركز به علت نداشتن برنامه مشخص و درگيري‌هاي فكري نتوانست مدت زيادي دوام بياورد و تقريباً به حالت تعطيل در‌آمد ولي با شروع فعاليت‌هاي انتخابات رياست جمهوري و تقريباً در تمامي شهرستان‌ها در جهت تبليغ براي بني‌صدر فعال شد.

تبديل «مركز تحقيقات اسلامي» به «دفتر هماهنگي‌هاي مردم با رياست جمهوري!»

پس از انتخاب بني‌صدر به پيشنهاد سلامتيان اين مركز به دفتر هماهنگي‌هاي مردم با رياست‌جمهوري تغيير نام داد و شروع به فعاليت كرد. اين مسئله زماني بود كه به‌تدريج موضع‌گيري‌هاي بني‌صدر در مقابل نيروهاي خط امام مشخص‌تر مي‌شد. به مرور زمان با كمك جريان‌هاي سياسي مخالف جمهوري اسلامي به‌خصوص منافقين، ملي‌گراها، مائوئيست‌ها و با خط‌دهي سلامتيان، عملاً دفتر هماهنگي به صورت يك گروه متشكل و سازمان‌يافته در مقابل جمهوري اسلامي عَلَم شد. در واقع مي‌توان گفت هدف از تشكيل دفتر هماهنگي به وجود آمدن يك سازمان و تشكيلات سياسي در خدمت اهداف بني‌صدر بود كه بتواند با نيروهاي در خط امام مقابله كند.

اين دفتر همان طور كه از نام آن پيداست بايد نقش واسط بين رئيس‌جمهور و مردم را ايفا و نظرات طرفين را منتقل مي‌كرد اما به عنوان يك تشكل سياسي وارد ميدان شد كه نمونه آن اعلام ليست انتخاباتي اين دفتر براي مجلس شوراي اسلامي بود. در حقيقت اين دفتر حزب بي‌نام‌ بني‌صدر بود. هواداران بني‌صدر كه طيفي از جريان‌هاي مختلف مذهبي، ليبرال، چپ‌گرا و ملي ـ مذهبي بودند، در اين دفتر سازماندهي شدند و در حوادث بعدي انقلاب نقش مهمي را ايفا كردند. (1) نكته جالب اين است كه بني‌صدر از ابتداي ورود به ايران با محكوم دانستن همه احزاب و گروه‌ها از جمله حزب جمهوري اسلامي اين گونه استدلال مي‌كرد كه اين احزاب ريشه مردمي ندارند و از درون مردم نجوشيده‌اند و آنها را متهم مي‌كرد اقليتي به‌جاي ملت تصميم مي‌گيرند و كانديدا درست مي‌كنند. (2)

همكاران آقاي رئيس‌جمهور در «دفتر هماهنگي»

پس از تأسيس دفتر هماهنگي‌هاي مردم با رياست جمهوري چارت تشكيلاتي آن شكل گرفت. بدين منظور رياست دفتر بني‌صدر را دكتر رضا تقوي عهده‌دار شد. وي متولد سال 1311 در همدان بود و سابقه همكاري با رژيم شاه را در كارنامه خويش داشت و از ديپلمات‌هاي برجسته آن دوران بود. تقوي دكتراي حقوق خود را از دانشگاه تهران گرفته بود و در تاريخ 29/7/1332 وارد وزارت خارجه شد و سمت‌هاي ذيل را در آنجا به عهده گرفت: كارمند ادارات سوم سياسي، سجلات رمز، پنجم سياسي، معاون اداره پنجم سياسي، سرپرست اداره انتشارات و مدارك ـ كه از حساس‌ترين پست‌هاي سياسي در زمان شاه بودـ معاون دبيركل همكاري عمران منطقه‌اي (RCD) و سرپرست اداره هشتم و پنجم سياسي. همچنين وي در رژيم شاه مأموريت‌هاي سياسي زير را داشت: دبير كنسولگري در نيويورك، دبير اول در سفارت ايران در كابل و اسلام‌آباد، رايزن درجه سوم در اسلام‌آباد.

رضا تقوي در اثر خدماتش به رژيم به‌ويژه در مراسم جشن‌هاي 2500 ساله موفق به كسب نشان درجه چهارم همايوني از محمدرضا پهلوي در تاريخ 2/8/1348 شده بود. همچنين وي دوره دانشكده فرماندهي عالي و ستاد مشترك دانشگاه پدافند و دوره مديريت در نيروي هوايي شاهنشاهي را نيز ديده بود. (3) آشنايي تقوي با بني‌صدر به وزارت امور خارجه بازمي‌گشت.

يكي ديگر از افراد دفتر رئيس‌جمهور، مصطفي انتظاريون متولد 1325 بود. وي مشاور رئيس‌جمهور بود. همچنين گارد بني‌صدر تحت نظارت وي اداره مي‌شد. محل سكونت او نيز در دفتر بني‌صدر بود و همسرش بدون اينكه به كاري اشتغال داشته باشد از بني‌صدر حقوق مي‌گرفت. انتظاريون در كنفدراسيون دانشجويان ايراني خارج از كشور با بني‌صدر آشنا شد و پس از بازگشت بني‌صدر به ايران وي نيز به ايران آمد و همكاري با بني‌صدر را آغاز كرد. انتظاريون قبل از انتشار روزنامه انقلاب اسلامي در قالب يك فرد مسلمان و انقلابي ظاهر شد و پس از كمك‌هاي فكري مؤثر از سرهنگ حاتمي، رئيس وقت اداره دوم ستاد مشترك به عنوان مشاور اطلاعاتي رئيس‌جمهور برگزيده شد. وي سردسته كساني بود كه مخالفان بني‌صدر را مي‌كوبيدند. او علناً در دفتر به روحانيت مبارز دشنام مي‌داد و تلاش مي‌كرد بين جبهه ملي چهارم، مائوئيست‌ها و گروه‌هاي مخالف، ضد‌اسلام و ضد‌انقلاب در دفتر هماهنگي تفاهم و اتحاد ايجاد كند. (4)

مشاور عالي حقوقي بني‌صدر را نيز منوچهر مسعودي از مسئولان متنفذ دفتر بني‌صدر به عهده داشت. مسعودي همراه دكتر متين‌دفتري در لاله‌زار دفتري تأسيس و روابط صميمانه‌اي با شاپور بختيار و ارتشبد نصيري برقرار كرده بود. او در زمان نخست‌وزيري بختيار رابط وي با جبهه ملي و قبل از انقلاب عضو حزب ملت ايران و با داريوش فروهر همكاري نزديكي داشت. با حسن نزيه هم در كانون وكلا روابط صميمانه‌اي داشت.

افراد ديگري نيز در دفتر بني‌صدر كار مي‌كردند كه از جمله آنها مي‌توان به سرهنگ حاتمي (رئيس ركن دوم ستاد مشترك)، سرلشكر آزادپور (افسر شهرباني)، سرهنگ آذين (معاون نظامي بني‌صدر)، تهراني (محافظ بني‌صدر)، آيت‌اللهي، سعيد صديق، سيد داودي باقري، مهندس اسفنديار درويش، مجيد بهبهاني، رشيد صدرالحفاظي، بهزادپور، صديق رسولي، حسن بني‌صدر، زنوزي، اسلامي، دكتر قرچه، دكتر ميرزايي، عاطفي، كوچكي، فضلي‌نژاد، ميرسپاسي، خانم گرمايي، علي خليليان (نماينده بني‌صدر در كميته‌ها) و. . . اشاره كرد. (5)

وضع داخلي دفتر بني‌صدر

پس از تشكيل كادر دفتري، اولين اختلاف‌ها بر سر تقسيم اتومبيل‌ها، كاخ‌ها، مستخدم و پاداش‌ها در‌گرفت. همه خواستار اتومبيل بنز مدل بالا و ضد‌گلوله بودند! دفتر بني‌صدر در اوج اقتدار و تحرك خود مركز فساد، كار چاق‌كني، اخاذي و بند و بست بود. براي نمونه تعدادي از اين افراد و مفاسدي را كه مرتكب مي‌شدند، ذكر مي‌شود. عباس سيفي، عضو روابط عمومي دفتر رياست جمهوري توسط مأموران كميته و مسئولان هتل به جرم روابط نامشروع با خانم تالر دستگير شده بود. اين خانم چندي قبل براي خلاصي شوهرش محمدحسين سيف‌الله‌زاده به دفتر رياست جمهوري مراجعه كرده و در آنجا با عباس سيفي آشنا شده بود.

ابطحي مسئول تداركات دفتر بني‌صدر بود. دله‌دزدي‌هاي او در دفتر بني‌صدر معروف خاص و عام بود و به عياشي شهرت داشت. مهندس اسفنديار درويش، مشاور صنعتي رئيس‌جمهور بود و به‌وسيله نفوذش در دفتر به اتفاق افرادي كه رابطه نزديكي با آنها داشت، در سطح وسيعي مشغول اختلاس و حيف و ميل در بخش‌هاي فضايي و صنعتي بنياد مستضعفين بود. كالاهاي انحصاري را به‌طور غيرقانوني وارد مي‌كرد و مي‌فروخت و به خريد و فروش و خروج ارز مي‌پرداخت.

دكتر فتح‌الله بني‌صدر، برادر رئيس‌جمهور با نفوذي كه در دفتر داشت، با تشكيل باندي مشغول اختلاس مالي در سطح وسيع چه در معاملات داخلي و چه در معاملات خارجي بود. به عنوان نمونه اين باند موافقت دكتر بهزادنيا، مديرعامل وقت سازمان هلال احمر را براي فروش يك ميليون قطعه پتو جلب كرده بود و از اين طريق مبالغ هنگفتي سود نصيب خويش كردند.

بخش اطلاعاتي دفتر بني‌صدر

گروهي به سرپرستي انتظاريون، بهبهاني و صدرالحفاظي كادر اطلاعاتي دفتر را اداره مي‌كردند و گروهي مأمور در اختيار داشتند. وظايف اين كادر عبارت بودند از:

1ـ شناسايي نهادها و عوامل انقلابي

2ـ مبارزه و كارشكني در مقابل انقلاب و پراكندن شايعات

3ـ ايجاد، تشكيل، همكاري و هماهنگي در بين عوامل ضد‌انقلاب

4ـ ارتباط با عوامل خارجي و فراريان.

اولاً دفتر براي انجام كارهاي اطلاعاتي افراد متخصص از اداره مخابرات در اختيار داشت كه از جديدترين وسايل ردگيري و استراق سمع استفاده مي‌كردند. اين كادر مجهز مأمور بودند تلفن‌هاي افراد تراز اول حزب‌اللهي را كنترل كنند. همچنين تعدادي مأمور خبره با موتورسيكلت‌ها و اتومبيل‌هاي تندرو در اختيار دفتر بودند كه مأمور رديابي، تعقيب و تحقيق بودند. اداره اطلاعات دفتر به منظور رسيدن به اهداف خويش از هيچ كاري رويگردان نبود و سرقت اسناد يكي از معمول‌ترين كارهايشان بود. بارزترين سرقت اسناد از وزارت خارجه مربوط به برادر بزرگ مسعود رجوي بود كه از طرف پاسداران كشف و رسيدگي شد.

قسمت اطلاعاتي دفتر نه‌تنها رفت و آمد مسئولان مملكتي، سپاه و روحانيت را زير نظر داشت بلكه به تجسس در‌باره زندگي افراد عادي از جمله چند قاضي و بازپرس از دادسراي تهران، عده‌اي از مأموران آگاهي، 35 نفر از تيمسارها و سرهنگ‌هاي دوره طاغوت كه بازنشسته شده بودند، تني چند از كاركنان پالايشگاه تهران نيز پرداخته بود و بودجه كلاني را مصرف مي‌كرد. شناسايي دقيق موقعيت‌هاي مختلف آيات خلخالي، بهشتي و خامنه‌اي نيز در دستور كار قسمت اطلاعاتي دفتر بود.

دوم اينكه اخبار مورد پسند قسمت اطلاعاتي دفتر اخباري بود كه عليه روحانيت مبارز و نهادهاي انقلابي گردآوري مي‌كردند. براي پسند خاطر رؤساي دفتر خبرچين‌ها چند دروغ هم از خودشان اضافه مي‌كردند و تحويل دفتر مي‌دادند و از اين دفتر شايعات عجيب و غريبي نضج مي‌گرفت. اغلب اين شايعات در‌باره آيات خلخالي و بهشتي بود.

ثالثاً يكي از فعاليت‌هاي مهم دفتر جذب ناراضيان و گروهك‌هاي ضد‌انقلاب در داخل دفتر بود، به‌طوري كه محل تجمع و فعاليت اغلب مائوئيست‌ها، جبهه ملي، سازمان مجاهدين، رنجبران، پيكار، راه كارگر، فدائيان، ساواكي‌هاي بازنشسته، افسران ركن 2 و ضد‌اطلاعات زمان شاه شده بود. نشريات اين گروه‌ها را كه اغلب انتشار آنها غيرقانوني بود، آزادانه به دفتر مي‌آوردند. همچنين از نمايندگان اين گروه‌ها در دفتر پذيرايي و در مسائل مملكتي با آنان رايزني مي‌شد. (6)

جاسوسي و روابط خارجي دفتر

دفتر بني‌صدر منطقاً بايد در جريان سياست‌هاي خارجي كشور قرار مي‌گرفت اما روابط خارجي دفتر محدود به تماس با خبرنگاران خارجي بود كه فعاليت آنها نيز فقط در جهت برقراري ارتباط بين بني‌صدر و سياستمداران خارجي بود ولي روابط خارجي دفتر عمدتاً در تماس با خبرنگاران خارجي بود كه فعاليت آنها به برقراري ارتباط بين بني‌صدر و سياستمداران خارجي محدود مي‌شد، از جمله با:

1ـ پل ويئي كه از قبل نيز با بني‌صدر ارتباط داشت و رابط سوسياليست‌هاي فرانسه بود.

2ـ الوا خبرنگار يهودي‌الاصل تونسي كه طرح مك‌رايد در خصوص تشكيل دادگاه نورنبرگ را براي محاكمه شاه به اطلاع بني‌صدر رساند.

3ـ صحراوي خبرنگار سوسياليست كه زمينه سفر كرايسكي و پالمه به ايران را فراهم كرد.

4ـ اريك رولو كه ملاقات‌هاي خصوصي فراواني با بني‌صدر داشت و در اين ملاقات‌ها گزارش اوضاع سياسي غرب را به بني‌صدر مي‌داد.

5ـ ملاقات با ميتران كه توسط احمد تاجيك، سنجابي و فرهنگ انجام گرفت.

بر اساس يك سند غيرقابل افشا از سپاه پاسداران كه روابط خارجي جاسوسي دفتر بني‌صدر را بررسي كرده است، مهندس اسفنديار درويش، مشاور صنعتي رياست جمهوري به همراه افراد ديگر در كودتاي نافرجام نوژه نقش فعالي داشت و با منوچهر قرباني سرشاخه مالي كودتاچيان همكاري نزديكي مي‌كرد و قبل و بعد از كودتا ميليون‌ها تومان پول رد و بدل كرده است. از دو طيف كاملاً متفاوت يكي جمهوريخواه‌ها و ديگري سلطنت‌طلب‌ها با ايشان تماس برقرار مي‌شد كه وي نيز نسبت به هر دو جريان اظهار تمايل مي‌كرد. وي به اتفاق چند نفر ديگر جلسات مشتركي در شمال در ويلاي منوچهر قرباني برگزار و فعاليت‌هاي گسترده‌اي را در آن منطقه دنبال مي‌كرد. دكتر حسن بني‌صدر از ديگر اعضاي دفتر رئيس‌جمهور نيز با استفاده از عوامل خود در خارج از كشور مقاديري جنگ‌افزار تهيه كرده بود.

روناس و مسعودي محور ارتباط بني‌صدر و دفتر وي با بختيار و گروه اپوزيسيون بودند. احمد روناس از اعضاي كنفدراسيون بود و بعد از انقلاب به ايران رفت و آمد مي‌كرد و در تظاهرات زنان به رهبري متين‌دفتري نقش حساسي را به عهده گرفته بود. او از طرفداران و نزديكان بختيار بود. (7)

دفتر بني‌صدر روابط خارجي خود را تا آنجا گسترش داد كه دو نفر از اعضاي خود به نام سعيد سنجابي و منصور فرهنگ را در زماني كه فضاي ايران پر از شعار «مرگ بر امريكا» بود و امريكا هر روز مشكلي براي ايران ايجاد مي‌كرد، به امريكا فرستاد تا مقدمات ملاقات بني‌صدر و ريگان را فراهم كنند! در مورد مسافرت سعيد سنجابي و منصور فرهنگ روزنامه‌هاي خارجي با تيترهاي بزرگ موضوع را برملا كردند و كار به مجلس و استيضاح بني‌صدر كشيد. بني‌صدر حين سخنانش در 14 اسفند 59 به مسافرت سعيد سنجابي و منصور فرهنگ كه روزنامه‌هاي خارجي نوشته بودند و در مجلس تعدادي از نمايندگان خواستار تكذيب آن از طرف رئيس‌جمهور در صورت عدم‌صحت آن شده بود اشاره كرد و آن دو تن را به جايگاه فرا خواند و اين كار را تكذيب كرد ولي آنچه مسلم بود در بهمن ماه اين دو نفر با پاسپورت خارجي و ارز دولتي و گذرنامه سياسي از كشور خارج شده بودند.

بخش سنجش افكار دفتر

سنجش افكار يكي از قسمت‌هاي مهم دفتر بود و پس از نفوذ منافقين به‌طور كامل شكل گرفت. اين بخش منبع اصلي تغذيه عناصر براي تحليل اوضاع و احوال جامعه بود كه دو جناح در آن فعاليت مي‌كردند.

1ـ جناح زاغيان كه عموماً افراد مائوئيست (رنجبران) بودند.

2ـ جناح دكتر ممكن كه از عناصر منافقين بودند و عمده كارها توسط آنها انجام مي‌شد. (9)

به‌طور كلي خط حاكم بر دفتر را در موارد زير مي‌توان خلاصه كرد:

1- تلاش در جهت جذب عناصر واخورده و پاكسازي‌شده و مخالف خط امام.

2ـ بزرگ كردن ضعف‌ها و شايعه‌پراكني گسترده براي زير سؤال بردن شخصيت‌هاي معتبر و دلسوز انقلاب اسلامي مانند شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي و. . .

3ـ تلاش وسيع براي شكستن قداست امام خميني(ره)

4ـ ايجاد جو كاذب بحران و جلوگيري از انسجام و وحدت مردم و به حاشيه راندن موضوع جنگ تحميلي و به مرور دلسرد كردن مردم از حكومت جمهوري اسلامي.

به هر حال تلاش‌هاي عملي دفتر براي رسيدن به اهداف خويش كه ذكر شد عبارت بودند از:

1ـ تدوين سخنراني‌هاي بني‌صدر و ديگر افراد مؤثر در دفتر و شخصيت‌هاي متمايل به بني‌صدر.

2ـ هماهنگ كردن گروه اقليت مخالف در مجلس و تدوين نطق پيش از دستور آنها.

3ـ تلاش براي جلب جريان‌هاي منزوي مانند جبهه ملي، نهضت آزادي و...

4ـ هماهنگ كردن فعاليت ضد انقلاب و ايجاد ارتباط آنها با بني‌صدر.

5ـ اقدام در جهت تحريك ايلات و عشاير.

6ـ تلاش در جهت متشكل كردن افراد فاسد در ارتش.

7ـ دادن كانديدا در انتخابات.

8ـ ايجاد اختلاف و دو‌دستگي در بين روحانيت به‌ويژه روحانيت مبارز تهران.

با توجه به وابستگي بني‌صدر و يارانش به غرب مي‌توان گفت جو كلي حاكم بر دفتر غربزدگي و عاري از هرگونه معنويات اسلامي و عدم رعايت اصول اخلاقي بود. وجود رقابت‌هاي شديد، مقام‌طلبي، انحصارگرايي و قبضه كردن امور از مشخصه‌هاي بارز دفتر بود. در نتيجه در اين زمان هر گروه براي خود يك تشكيلات مستقل و خودمختار به وجود آورده بود. به‌طوري كه دفتر به صحنه درگيري طيف‌هاي مختلف سياسي مبدل شده بود كه مي‌توان آن را صحنه تاخت و تاز گروهك‌هاي مختلف دانست.

با تمام تلاش‌ها كارشكني‌هاي اين دفتردرمسير نظام و انجام وظايف نهادهاي قانوني آن، اين نهاد عمري بيش از شخص و دولت بني‌صدر نيافت و با پيچيده شدن طومار حيات سياسي وي، آن نيز به تاريخ پيوست و به پرونده‌هاي سياسي و امنيتي ِمتعدد جمهوري اسلامي پيوست.

پي‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها