
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هجدهم خردادماه به اتاق بازرگاني رفت تا براي دومينبار در دوران مسئوليتش طعم صبحانهاي اقتصادي- فرهنگي را بچشد. البته گويا سر اين سفره صبحانه چيز جديدي عايد وزير ارشاد نشده بود چراكه او سخناني همانند همان حرفهاي سري قبل زد و در موضوعات مختلف موضعگيريهاي كم و بيش مشابه داشت و همانند سري قبل با استدلالاتي غيرواقعي به مسائل از ديد خودش مهم پرداخت.
علي جنتي در سخنانش مثل دفعه قبل مثال تكراري دستگاه فكس و ويدئو را زد و با بيان اينكه «ما در كشور با هر پديده نو و تازهاي ابتدا مخالفت ميكنيم بعد كه آن پديده بر ما غلبه كرد آن را ميپذيريم به همين دليل در اين حوزهها هميشه 20 سال از دنيا عقبتريم» سعي كرد نظرات هميشگياش درباره فيلترينگ را منطقي جلوه دهد. جنتي در صبحانه كاري قبل هم با بيان اينكه «الان 700 ميليون نفر در جهان عضو فيسبوك هستند» چنين تلاشي كرده بود.
مقايسه شبكههاي اجتماعي كه ماهيتي فراتر از ابزار صرف دارد و اساساً مديريت آن خارج از توان ماست، با ابزاري چون فكس، يا مطرح كردن استقبال بالا از فيسبوك به عنوان استدلالي براي عدم فيلترينگ آن نشان ميدهد كه ظاهراً درك درستي از ماهيت رسانه و جنگ نرم در دولت يازدهم وجود ندارد و برخي مديران فكر ميكنند همانگونه كه در يك صبحانه كاري ميشود چاي را شيرين كرد، ميتوان فرهنگ را هم مديريت نمود!
از آن سو وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين جلسه با ذكر مثالي از حضور خود در فيسبوك و متني كه نوشته است و از آن طرف تأكيد بر اينكه يك عضو شوراي فيلترينگ است، نشان داد كه اين عضو شوراي فيلترينگ عملاً ارزشي براي قانون مصوب اين شورا مبني بر فيلتر بودن فيسبوك قائل نيست و خود به فعاليت در اين شبكه مشغول است!
جنتي در اينباره بهصورت تلويحي بر سردرگمي و نداشتن استراتژي مشخص براي موضوعاتي چون واتسآپ صحه گذاشت و گفت: «ما همچنان درگير آن هستيم كه آيا ميتوانيم از وايبر و واتسآپ استفاده كنيم يا خير». موضع انفعالي در قبال ماهوارهها و بيان اينكه «ديگر پارازيت انداختن روي ماهواره و موبايل امروز ديگر راهگشا نيست» يكي ديگر از مواضع جنتي بود كه ثابت ميكرد وزارت ارشاد دولت يازدهم برنامه چنداني در خيلي از حوزهها ندارد و همچنان مايل است فقط در جايگاه تماشاگران بنشيند. همچنان كه چندي پيش درباره محل نمايشگاه كتاب تهران چيزي جز پيشنهاد برگشتن نمايشگاه به محل دائمي نمايشگاههاي بينالمللي تهران را در چنته نداشت.
اما ساير سخنان وزير ارشاد در صبحانه كاري با اعضاي اتاق بازرگاني هم چيز جديدي نداشت. او كه در ابتداي سخنانش به موضوعاتي بيربط با حيطه فعاليتش همچون تحريمهاي اقتصادي، تلاش براي رسيدن به توافق هستهاي و... پرداخته بود، درباره موضوع مهمي چون معافيت مالياتي ناشران و كتابفروشان به بيان اين نكته بسنده كرد كه «اين بحث در هيئت دولت مطرح ميشود اما متأسفانه وزراي اقتصاد و بازرگاني با اين معافيت به شدت مخالف هستند و حتي حاضر نيستند معافيت مالياتي ناشران را به كتابفروشان تسري دهند چراكه معتقدند يكي از راههاي استقلال درآمدهاي كشور از نفت توجه به ماليات است. با اين حال ما موضوع را چند باره مطرح و پيگيري ميكنيم تا به راهكارهاي خوبي برسيم.»
جنتي در بخشي ديگر از سخنانش درحالي از آزادي بيان دفاع كرد و آزادي منتقدان در بيان سخنانشان را لازم دانست، كه در جملات بعدي منتقدان را بهخاطر اينكه نسبت به سخنان رئيسجمهور موضعگيري ميكنند مورد حمله قرار داد! جنتي گفت: «ما هنوز تحمل شنيدن حرفي را كه با سليقههايمان متفاوت باشد، نداريم به همين دليل امروز وقتي رئيسجمهور حرفي ميزند عدهاي تحمل شنيدن آن را ندارند و فوري ميگويند رئيسجمهور در قم درس خوانده يا انگليس؟! در حالي كه فرهنگ نياز به فضاي باز دارد و هرگز در فضاي بسته و گلخانهاي رشد نميكند، بلكه در سايه تضارب آرا رشد ميكند.»
با اين حساب گويا فقط مخالفان رئيسجمهور هستند كه بايد به تضارب آرا پايبند بوده و بگذارند رئيسجمهور و همكارانش مواضع خود را بيان كنند؛ چراكه براي اين افراد حق موضعگيري در برابر سخنان رئيسجمهور وجود ندارد. گويا از نظر علي جنتي تضارب آراي واقعي فقط وقتي رخ ميدهد كهرئيسجمهور سخن بگويند و مخالفان سكوت كنند!
تعريف جديدي كه وزير ارشاد دولت يازدهم از تضارب آرا و آزادي منتقدان ارائه داده است، واقعاً قابليت ثبت در تاريخ را دارد!
با اين حساب حضور وزير «فرهنگ» در اتاق «بازرگاني» را بايد فاقد فايده و دستاوردي براي فرهنگ كشور دانست، بهغير از صبحانهاي كه آقاي وزير و همكارانش ميل فرمودهاند!