سومينبار بود كه به جامجهاني صعود كرده بوديم و جزو تيمهاي بيتجربه محسوب نميشديم. با اين وجود بروز حواشي گوناگون حضور ايران در اين مسابقات را به شدت تحت تأثير قرار داد. حواشي پيش از آنكه كاروان كشورمان به آلمان اعزام شود شروع شد. جالب اينجاست كه انواع و اقسام اتفاقات غيرفوتبالي را هم تجربه كرديم؛ از قهر برخي بازيكنان گرفته تا رابطه نه چندان خوب كاپيتان وقت تيم ملي با سايرين.
در جام هجدهم وضعيت فني ايران به مراتب بهتر از جام 98 بود. نگاهي به تركيب تيم نشان ميدهد كه دست برانكو ايوانكوويچ براي انتخاب تركيب اصلي باز بوده و مشكلي از بابت برگزيدن نفرات نهايي نداشته. علي دايي باتجربهترين عضو تيم ملي محسوب ميشد، شهريار در اين سالها افتخارات زيادي كسب كرده بود و از هر نظر براي حضور در دومين جامجهاني در اوج آمادگي قرار داشت. منتها اختلاف او و چند بازيكن ديگر از حاشيههاي مهم تيم ملي در جامجهاني بود. روابط تيره و تار دايي و خيليهاي ديگر به مستطيل سبز هم رسيد و تقريباً هيچ كدام از بازيكنان تمايلي به پاس دادن توپ به كاپيتان را نداشتند. آشكار شدن مشكلات دروني فوتبال ملي آن چيزي نبود كه ايرانيها از تيم ملي در آلمان انتظار داشتند. متأسفانه به جاي آنكه شاهد هنرنمايي فوتباليستهاي كشورمان در آوردگاه بزرگ جامجهاني باشيم شاهد علني شدن معضلات حل نشدني فوتبال ايران بوديم. بدتر از همه اينكه روابط كارد و پنير رئيس سازمان تربيت بدني و رئيس فدراسيون فوتبال وقت هم علني شد و حتي حكم اخراج دادكان نيز پيش از سفر به آلمان صادر شده بود. در اين ميان بازيكنان هم در بسياري از موارد از فرصت سوء استفاده كردند و حواشي ريز و درشتي براي تيم ملي رقم زدند. شاگردان برانكو هر زمان كه ميخواستند دست به يكي ميكردند و مانع از رسيدن توپ به دايي ميشدند، هنگام تعويض عصبانيتشان را با ضربهزدن به ساك پزشك تيم نشان ميدادند و هزار و يك رفتار ديگر كه اصلاً شايسته تيم ملي ايران نبود.
تمامي اين مسائل موجب شد تا يادمان برود چه بازيكنان تكنيكي و آمادهاي در تركيب داريم. سرمربي كروات از حيث داشتن بازيكن مشكلي نداشت، در جام هجدهم 7 لژيونر در خدمت تيم ملي بودند، از بايرن، هامبورگ و بوخوم گرفته تا مسيناي ايتاليا. با اين وجود انتظاراتي كه از اين تركيب ميرفت هرگز برآورده نشد. در شرايطي كه بهترين بازيكنان دنيا به جامجهاني ميآيند تا قدرت و هنر خود را به رخ همه بكشند مليپوشان ما بيشتر اسير حاشيه شدند. تا آنجا كه در مقابل حريفان فروغ هميشگي را نداشتند. در اولين بازي مكزيك را پيش رو داشتيم و در همان ابتداي راه اولين شكست را دشت كرديم. منتها تك گل گلمحمدي كمي از شدت باختمان كاست. ولي در مصاف با حريف دوم همانطور كه انتظار ميرفت پايمان به گلزني باز نشد و پرتغاليها بر خلاف وعده مسئولان وقت با دو گل پوست تيم ملي را كندند. با اين وجود اميدهاي ايران در جامجهاني در مصاف با آخرين حريف به خودشان آمدند و تمام تلاششان را كردند تا دست خالي آلمان را ترك نكنند. ايران به لطف گلي كه بختياريزاده وارد دروازه آنگولا كرد يك امتياز گرفت و به كار خود در جامجهاني 2006 پايان داد. بد نيست بدانيد كه در آن دوره ايران، ژاپن و عربستان هر سه قعرنشين گروههاي خود شدند و فقط كره بود كه با چهار امتياز در جايگاه سوم ايستاد.
جامجهاني تمام شد اما حاشيههاي فوتبال ايران نه. تازه اول كار بود، دادكان بركنار شده پشت سر هم مصاحبه ميكرد و موج انتقادها از علي دايي به شدت افزايش يافته بود تا آنجا كه شهريار به اجبار قيد تيم ملي را براي هميشه زد. در حالي كه خودش بعدها مدعي شد چند سال ديگر هم ميتوانست بازي كند. بعد از آن همه جنگ و جدل هشت سال حسرت جامجهاني به دلمان ماند تا اينكه با گل گوچي بليت سفر به برزيل براي تيم ملي رزرو شد.