به گزارش جوان آنلاين به نقل از پايگاه خبري پليس، سردار دکتر سعيد منتظر المهدي طي يادداشتي به راه هاي چگونگي رها شدن از عواقب منفي شکست و در مقابل، ساختن پلي براي رسيدن به پيروزي ها و موفقيت ها، پرداخته است.
در اين يادداشت بخوانيد:
همه ما بسيار شنيده ايم كه مي گويند:
از شكست نهراسيد؛ شكست مقدمه پيروزي است.
براي رسيدن به يك زندگي شكوفا و موفقيت آميز بايد با شكستهايمان رو به رو شويم.
اگر راهي به سوي بهتر ين باشد، همانا ديدن كمال و تمام بدترين ها است.
آن لحظه كه خود را با شكست رو به رو مي بيني، تنها چند قدم با موفقيت فاصله داري.
با شنيدن جملاتي نظير اينها بلافاصله چند پرسش مهم بر ذهن كاوشگر و كنجكاو ما تحميل مي شود. برخي از آن پرسشها چنيناند:
1) آيا واقعاَ شكست مي تواند زمينه ساز و مهياگر بستر مناسب براي در آغوش كشيدن موفقيت باشد؟ اگر پاسخ مثبت است چه شواهد در تاييد آن وجود دارند؟
2) چگونه و با چه ساز و كارها و تمهيداتي مي توان از شكست، پلي نيرومند براي فراچنگ زدن موفقيت و رضايت ساخت؟
3) آيا درست است افرادي كه شكست را سرآغازي براي موفقيت خود ميدانند داراي ويژگي هاي روان شناختي و منش شناختي ويژه اي هستند؟
در سطوري كه در پي مي آيد مي كوشم تا با بهرهگيري از شواهد تجربي و پژوهشي متقن به هر يك از سه پرسش مذكور به اجمال پاسخ دهم.
يك. آري شكست ميتواند زمينه ساز موفقيت باشد. حتماَ بلافاصله مي پرسيد چگونه؟ در پاسخ بايد بگويم كه اولا:بسياري از پديده ها چند وجهي اند و لاجرم ماهيت آنها اندكي پيچيدگي دارد، به عنوان مثالي از اين مدعا مي توانيم از "پيشرفت تحصيلي" سخن به ميان آوريم. اين پديده ( يعني پيشرفت تحصيلي ) از يكسو داراي دو وجه كيفي و كمي است و ازديگر سو متاثر از چند عامل است كه از آن ميان ميتوان به موضوع ( اينكه ساده است يا پيچيده، مستلزم انديشيدن است يا عملي كردن و قص علي هذا)، شخص درگير مسئله پيشرفت تحصيلي ( اينكه سخت ورز است يا اهمال كار، تراز هوش اش نرمال است يا بالاتر و پايين تر، حافظه قوي دارد يا ضعيف و متوسط، با يكبار خواندن يك متن آن را درك مي كند يا براي درك آن بايد به جهد وجد بيشتر بپردازد) و شيوه و زمان سنجش پيشرفت تحصيلي و نظاير آن، اشاره كرد.
وقتي فردي در رسيدن به پيشرفت تحصيلي با ناكامي رو به رو ميشود، چنانچه به تحليل شكست خود بپردازد درخواهد يافت كه شكست او ناشي از يك يا چند عامل از عوامل پيش گفته بوده است؛ بدين تر تيب او نسبت به ماهيت پديده مذكور "شناخت" و "بصيرت" پيدا مي كند و لاجرم مي تواند از شناخت خود براي از ميان راندن مشكل ( شكست ) و در آغوش كشيدن كاميابي ( پيشرفت تحصيلي ) بهره گيرد.
ثانيا: شكست مي تواند به فرصتي براي "تجهيز" بيش تر خود تبديل شود. درست همانگونه كه يك يگان نظامي به هنگام تجربه شكست در برابر يك دشمن مجهزتر و پر روحيه تر، مبادرت به بازسازي و تجهيز بيش تر و فزون تر خود مي كند تا در مواجهه بعدي دشمن ر ا مغلوب خود سازد، فرد شكست خورده در يك فعاليت ذهني، اقتصادي، درسي و نظاير آن نيز مي تواند قابليت ها و استعدادهاي ذخيره شده خود را آزاد كند و تا فراچنگ زدن موفقيت از پاي ننشيند، به سخن ديگر، شكست مي تواند زمينه ساز "انگيزش" بيش تري شود.
نا گفته پيداست كه انگيزش زياد نيز رسيدن به هدف را تسهيل مي كند و تسريع مي بخشد.
در تاييد اين ادعا مي توان شواهد پرشماري فهرست كرد، اديسون، با ثبت بالاترين تعداد اختراع در دنيا، تنها نمونه اي از اين گونه افراد است كه شكست را به پلي و فرصتي براي موفقيت تبديل كرده است. بسياري از برندگان نوبل فيزيولوژي ( يا پزشكي) فيزيك و ادبيات تنها پس از تجربه شكستهاي مكر ر توانسته اند اثري خلاقانه ، "دوران ساز" و شگفتي آفرين بيافرينند و نام خود را در زمره افراد اثر گذار و موفق جهان ثبت و ضبط نمايند.
دوم. براي تبديل نمودن شكست به پلي براي پيروزي ، بايد به "تحليل" آن نشست. چه ، با "تحليل شكست" ميتوان ر نج حاصل از آن را به پاداشي براي رشد تبديل نمود. (اريك كندل، برنده جايزه نوبل فيزيولوژي سال 2000، در اثر ژرف خود با عنوان "در جستجوي حافظه" به بهترين شكل ممكن نشان داده است كه رنج و محنت حاصل از تجربه شكست را مي توان با درايت و تدبير و انديشه ورزي و تلاش به فرصتي گرانسنگ براي رسيدن به قلههاي فتح و موفقيت تبديل نمود.
چگونه مي توان شكست را تحليل نمود؟ براي تحليل شكست و "درس گرفتن" از آن، بايد هفت گام اساسي را پيش رو نهاد . آن گامها عبارتند از:
1- ارزيابي اوليه شكست: براي درس آموختن از شكست نبايد آن را كم اهميت تلقي كرد بلكه بايد آن را به عنوان يك موضوع و مسئله "مهم" ارزيابي نمود.
2- سبب شناسي انطباقي شكست: پس از اذعان به اهميت شكست بايد درگام دوم دلايل و علل وقوع آن بر ملا شود، ناگفته آشكار است كه نسبت دادن كامل شكست به عوامل بيروني و خود را تبرئه كردن، راه به جايي نخواهد برد.
3-پذيرش واقع بينانه مسئوليت شكست: بايد واقع بين بود و خود را مسئول كامل شكست به وقوع پيوسته دانست ليكن از سرزنش بيهوده خود نيز بايد پرهيز نمود.
4- حفظ خلق مثبت: نشاط، اميد و خوش بيني سه هيجان مثبتي هستند كه خلق را بالا مي برند و امكان تلاش مضاعف را افزايش مي دهند. اما، نااميدي، دلمردگي و يأس نه تنها راه به جايي نميبرند بلكه امكان جبران شكست را كاهش مي دهند؛ مواظب باشيد كه شكست شما را در دام افسردگي گرفتار نسازد.
5- اتخاذ راهبردهاي جبران شكست: برنامه ريزي، رويكرد مسئله گشايانه و تغيير سبك فعاليت از جمله راهبردهاي جبران شكست اند.
6- استقامت ورزيدن: تنها با مبارزه مستمر، نهراسيدن از مشكلات پيش رو و مضاعف سازي تلاش و كوشش است كه ميتوان از شكست پلي براي موفقيت ساخت.
7- پرهيز از ناتوان سازي خود: القاء شكست به "عدم توانايي" باعت كاهش عزت نفس و تقليل سطح تلاش ميشود، از همين رو، شكست خود را به "عدم تلاش" يا تلاش نامناسب نسبت دهيد نه ضعف و ناتواني.
8- اتخاذ رويكرد تسلط گرا: افراد موفق لزوما در پي آن نيستند كه عملكرد خود را افزايش دهند بلكه در پي آن هستند كه بر موضوع تسلط كامل پيدا كنند، به ياد داشته باشيد كه افراد تسلطگرا بيش از آنكه به پاداش ديگران بينديشند به لذت حاصل از كار و تلاش فكر مي كنند.
سوم. پژوهش ها نشان داده اند كه افراد پيشرفت محور و آناني كه شكست را به فرصت و مجالي براي گام نهادن در جاده پيروزي تبديل مي نمايند، داراي چند ويژگي منش شناختي و شخصيتي هستند، برخي از آن ويژگي ها عبارتند از:
1- تأملي بودن (دربرابر تكانشي بودن)
2- روحيه اجتماعي
3- خردمندي و دانش زياد
4- اشتياق يادگيري
5- انگيزه پيشرفت بالا
يادآوري مي كنم كه تمامي اين ويژگي ها آموختني اند، بنابراين همه ما با تلاش و كوشش مي توانيم خود را در زمره افراد برخوردار از منش پيشرفت گرا و موفق قرار دهيم.