کد خبر: 650654
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۵۸
خانه شيخ فضل‌الله نوري در يك قدمي نابودي
در حالي كه رئيس‌جمهور چندي پيش هنگام حضورش در سازمان ميراث فرهنگي خواسته بود به ارزش‌هايي مانند دفاع‌مقدس، مشروطه و انقلاب اسلامي بيشتر تأكيد شود و ميراث متعلق به اين سه‌اتفاق مهم تاريخي ايران به ثبت رسيده و معرفي شوند اما برخي فعالان حوزه ميراث فرهنگي از وضعيت نگران‌كننده خانه‌اي خبر مي‌دهند كه محل ترور شيخ فضل‌الله نوري و نيز به مدت 18 ماه مدفن وي بوده است.
الناز خمامي‌زاده

در حالي كه رئيس‌جمهور چندي پيش هنگام حضورش در سازمان ميراث فرهنگي خواسته بود به ارزش‌هايي مانند دفاع‌مقدس، مشروطه و انقلاب اسلامي بيشتر تأكيد شود و ميراث متعلق به اين سه‌اتفاق مهم تاريخي ايران به ثبت رسيده و معرفي شوند اما برخي فعالان حوزه ميراث فرهنگي از وضعيت نگران‌كننده خانه‌اي خبر مي‌دهند كه محل ترور شيخ فضل‌الله نوري و نيز به مدت 18 ماه مدفن وي بوده است.

ترور شيخ در كنار خانه‌اش

به گزارش «جوان»، تهران، پايتخت بزرگ ايران و حامل خاطرات عصر قاجار و حوادث بزرگ تاريخي چون قيام مشروطه اگرچه چندي پيش با دستور توقف ساخت و‌ساز مالك سراي دلگشا در حريم اثر جهاني كاخ گلستان اندك نفس راحتي كشيد اما اكنون برگ و سندي ديگر از تاريخ اين پايتخت 200 ساله در حال كنده شدن و نابودي تدريجي است. خانه شيخ فضل‌الله نوري ويران شده است؛ يادماني تاريخي واقع در محله قديمي سنگلج تهران و در كنار حوزه و مسجد ميرزا يونس خان، همان مسجدي كه شيخ فضل‌الله نوري امام جماعتش بود كه بعدها به نام مسجد شيخ فضل‌الله نوري شهره شد؛ نامي كه وزنه‌اي مهم براي حوادث مهم تاريخي كشورمان همچون قيام تنباكو محسوب مي‌شود اما خانه اين شخصيت مهم تاريخي ساليان سال بدون اندك توجهي به حال خود رها و به فراموشي سپرده شده است.

شيخ فضل‌الله نوري، مجتهد و از رهبران قيام تنباكو در تهران و از مدعيان مشروطه مشروعه و معتقد به انحراف فرهنگي مشروطه بود. خانه قديمي او نيز با خاطرات شيخ فضل‌الله و جزئيات روزهاي پر آشوب مشروطه‌خواهي گره خورده است، با اين حال كمتر كسي تاكنون نامي از اين يادمان تاريخي ديده و شنيده است. اكنون شنيده مي‌شود كه كوچه و ديوار خانه شيخ در حال ريزش است و درهاي خانه را گل گرفته‌اند.‌ خانه كه تاكنون به فراموشي سپرده شده بود، گويي دهانش را هم چسب زدند تا كمتر خاطراتش را بازگو كند. نخستين كسي كه رسانه‌ها را از اين وضعيت نابسامان باخبر كرد، شهرام شهريار، فعال ميراث فرهنگي استان تهران بود. شهريار با قرار دادن مختصات جغرافيايي خانه شيخ فضل‌الله نوري و عكس هوايي نقشه آن در سايت خود نوشته است: «‌مي‌گويند موقع نوروز علماي درجه اول به ملاقات شاه مي‌رفتند و سپس چند روز بعد شاه با پاي پياده و عبور از كوچه پس‌كوچه‌هاي محله سنگلج كه راه كالسكه رو نداشت، به منزل آيت‌الله مي‌رفت.»

از قضا شيخ فضل‌الله نوري در كنار همين خانه ترور شده است. احمد كسروي تاريخ‌نگار در كتاب تاريخ مشروطه‌خواهي جزئيات حادثه 19 دي 1287 را اين گونه توصيف مي‌كند: «‌جمعه‌شب بود و شيخ از ديدن كسي به خانه برمي‌گشت كه هنگام پياده شدن از درشكه توسط شخصي كه بعد معلوم شد كريم دواتگر است به وسيله ششلولي هدف قرار گرفت. گلوله‌ها به همراهان شيخ اصابت كرد و شيخ مجروح شد ولي جان سالم به در برد. كريم كه خود را گرفتار اطرافيان ديد، زير گلوي خود گلوله‌اي شليك كرد كه از گونه‌اش بيرون پريد. مجروحان را به خانه شيخ بردند و به مداوايشان پرداختند. كريم نيز مانند بقيه مجروحان بهبود يافت و به جرم اين اقدام به زندان افتاد.»

‌ وقتي شيخ اجازه نصب پرچم بيگانه را

بر بام خانه‌اش نداد

شيخ فضل‌الله نوري در روزهاي پر تلاطم محاصره تهران توسط مشروطه‌خواهان نيز به جاي پناه بردن به مكاني امن، خانه‌اش را مأمن خود دانست؛ اين موضوع ارزش‌هاي يادماني خانه او را دو چندان مي‌كند. به گفته شهريار، مدير نظام از نزديكان شيخ فضل‌الله خاطره‌اي را به شرح زير نقل مي‌كند: «نزديك نصفه شب ديدم در مي‌زنند، واكرديم، ميرزا تقي خان نامي بود. به آقا خبر داديم، گفت بفرماييد تو. رفت تو. گفت ميرزا تقي خان! چه عجب ياد ما كردي. اين وقت شب چرا؟! گفت: آقا، كار واجبي بود؛ از امام جمعه و امير بهادر پيغامي دارم. شيخ گفت: بفرماييد ببينم چه پيغامي داريد؟ گفت: پيغام داده‌اند كه ما در سفارت روس هستيم و در اينجا مخلاي طبع شما يك اتاق آماده كرده‌ايم. خواهش مي‌كنيم كه براي حفظ جان شريفتان قدم رنجه فرماييد و بياييد اينجا، البته مي‌دانيد در شرع مقدس حفظ جان از واجبات است. گفت: ميرزا تقي خان! از قول من به امام جمعه بگو تو حفظ جان خودت را كردي كافي است، لازم نيست حفظ جان مرا بكني! واي بر اسلام ديگر چه باقي مانده است كه اجانب بگويند.»

او حتي در تلاطم روزهاي پر آشوب فتح تهران نيز براي در امان ماندن از حمله مشروطه‌خواهان اجازه نصب پرچم بي‌طرف كشورهاي هلند و انگليس بر بام خانه‌اش را نداد. وقتي سعدالدوله به همين خانه مي‌آيد و از شيخ تقاضاي نصب پرچم هلند را مي‌كند، شيخ با تبسمي استهزا‌گونه مي‌گويد: «‌بايد پرچم ما را روي سفارتخانه بيگانه نصب كنند. چطور ممكن است كه صاحب شريعت به من كه از مبلغين احكام هستم اجازه فرمايد، پناهنده به خارج از شريعت شوم.»

حكايت آرامگاه 18 ماهه

شيخ فضل‌الله نوري

به گفته شهريار فعال ميراث فرهنگي شهر تهران، خانه شيخ فضل‌الله نوري پس از فتح تهران، توسط ۸۰ نفر از نيروهاي يپرم خان مشروطه‌خواه محاصره شد. مشهدي نادعلي، پيشكار شيخ فضل‌الله نوري مي‌گفت: «عصر بود كه يك مرتبه ديديم عده زيادي مجاهد، خانه را محاصره كردند و مانند مور و ملخ از ديوارها بالا رفتند و پشت‌بام‌ها را اشغال كردند. آقا در كتابخانه بود، حال نداشت. وقتي كه صداي گرپ گرپ را شنيد، آمد بيرون، دو دستش را دو طرف در تكيه داد و فرمود: «باز چه خبره؟!» در اين وقت رئيس مجاهدين جلو آمد و گفت: آقا بفرماييد با هم برويم. آقا به در و بام نگاهي كرد و فرمود: «اين همه تفنگچي براي گرفتن من يك نفر!؟» رئيس مجاهدها جواب داد: «آخر حضرت آقا! ما شنيده بوديم شما سيلاخوري داريد» (كلمه سيلاخوري را با مسخره كشيدن، طول و تفصيلش داد.) آقا فرمود: «مي‌بينيد كه ندارم!». در ميان شيون و زاري و ناله اهل خانه، يپرم خان ارمني دست شيخ را گرفته، كشان‌كشان بيرون آورد و درون درشكه انداخت و فرمان حركت داد. سواران مجاهد دور درشكه را گرفته و يكسره شيخ را به اداره نظميه در ميدان توپخانه بردند و در ضلع شرقي عمارت نظميه زنداني كردند. بعد ازظهر سيزده رجب، شيخ را براي محاكمه به عمارت گلستان بردند و در تالار آن، شيخ ابراهيم زنجاني شروع به محاكمه كرد و در ۹ مرداد ۱۲۸۸، شيخ فضل‌الله نوري را در ميدان توپخانه اعدام كردند.»

به گفته اين فعال ميراث فرهنگي بعد از مدتي جسد را تحويل خانواده وي دادند، خانواده شيخ فضل‌الله نوري مراسم غسل و كفن را در خانه انجام دادند و در قبرستان صورت قبرى براى او درست كردند ولى نعش شيخ شهيد را در خانه در يك اتاق كوچك دفن كردند و آن اتاق را در خانه تيغه كردند و براي اينكه كسي بويي نبرد، مراسمي ظاهري گرفتند. به اين ترتيب اين خانه تاريخي به مدت 18 ماه آرامگاه شيخ فضل‌الله نوري بوده است تا آنكه مردم كم كم فهميدند كه جنازه شيخ فضل‌الله نوري شهيد در خانه او است، لذا از صبح تا شب مي‌‏آمدند پشت ديوار خانه فاتحه مي‌‏خواندند و مي‌‏رفتند و اين جريان كه به گوش بدخواهان و مأموران رسيد سر و صدا بلند شد كه اين چه وضعى است؟ امامزاده درست كرده‏‌اند؟ از اين جهت تصميم گرفتند كه نعش شيخ شهيد را به قم انتقال بدهند و در صحن بزرگ حضرت معصومه ‏عليها السلام به خاك بسپارند.

اسنادي كه پاره مي‌شوند

تاريخ قطور ايران جزئيات بسياري دارد؛ جزئياتي كه گفته مي‌شود خيلي زود از ياد مي‌روند؛ آن هم به اين دليل كه در اكثر موارد سند فيزيكي براي مرور اين جزئيات در ذهن يا وجود ندارد يا از بين رفته است. حالا اما يادمان تاريخي شيخ فضل‌الله نوري كه حتي گفته مي‌شود در فهرست ميراث ملي كشور نيز به ثبت نرسيده است، مرگ تدريجي خود را در كوچه پس‌كوچه‌هاي آرام اين شهر پشت سر مي‌گذارد. شيخ فضل‌الله نوري يكي از عناصر مهم تاريخ ايران است كه شرح حال او و اثرگذاري وي در قيام‌هاي تاريخي عصر مشروطه بارها و بارها در كتاب‌هاي درسي سطح مدارس و دانشگاه‌ها تكرار شده است؛ اما اينكه چرا تاكنون وجود فيزيكي خانه محل زندگي او در تهران تاكنون از نظرها پنهان مانده است به مديريت فرهنگي باز مي‌گردد. آنچه مشخص است امروز نسل جديد مي‌تواند جزئيات تاريخ كشورش را با اين اسناد و يادمان‌ها بهتر بر صفحه ذهنش حك كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار