انتخابات پيش روي مجلس خبرگان، سوژهاي درخور و جذاب براي گفتوشنودهاي سياسي است. اين جذابيت به اهميت اين رويداد و پيامدهاي آن بازميگردد. در گفتوشنود پيش روي، حضرت آيتالله سيديوسف طباطبايي، نماينده وليفقيه و امام جمعه اصفهان و نماينده اين استان در مجلس خبرگان رهبري، دراين باب سخن گفتهاند.
در اين مقطع شاهد هستيم برخي عناصر و جرياناتي كه در فتنه 88، رسماً به همگرايي با دشمنان نظام رسيدند و هيچ مرزبندي اي با كساني كه در خيابانها براي اصل ولايت فقيه«مرگ» ميخواستند، نداشتند، درحال تدارك براي فتح مجلس خبرگان هستند كه مستقيماً با نهاد رهبري ارتباط دارد. اين درحالي است كه كسي كه حتي به اصل ولايت فقيه بياعتنا هم باشد ـ چه رسد به كسي كه مخالف آن است ـ نميتواند به اين مجلس وارد شود، چون كسي بايد به اين مجلس برود كه صددرصد به اين اصل اعتقاد داشته باشد. اين حركت را چگونه تحليل و ارزيابي ميكنيد؟بسماللهالرحمنالرحيم. الحمدللهربالعالمين و صليالله علي محمد و آله الطاهرين(ع). البته در قانون اساسي و همين طور آئيننامه داخلي مجلس خبرگان، براي نمايندگان اين مجلس شرايطي ذكر شده است كه براساس آن، هر كسي نميتواند وارد اين مجلس شود. اولاً: فرد بايد مجتهد باشد، يعني بتواند درحوزه احكام اجتهاد كند، ولو در بعضي از احكام. ثانياً: سابقه منفي سياسي نداشته باشد، يعني معتقد به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه باشد. تأييد اينكه كسي اين شرايط را دارد يا ندارد با شوراي نگهبان است كه خودش مانع و فيلتري است كه هر كسي نميتواند وارد اين مجلس شود، منتها هستند كساني كه سواد هم دارند و ممكن است به حسب ظاهر هم بگويند همه اين شرايط را هم قبول داريم، ولي اعتقاد قلبي نداشته باشند، اينها ممكن است بهنوعي وارد اين مجلس شوند ولي به نظر من بازهم نميتوانند كاري را كه در نظر دارند، انجام بدهند.
عالم و آدم ميدانند نظام به جريان فتنه اجازه نخواهد داد در جايگاهي مثل مجلس خبرگان قرار بگيرد، نهايتاً و با لحاظ اين مسئله، تحليلگران براين باورند كه ابواب جمعي فتنه، ميخواهند در افكار و افواه عمومي، مجلس خبرگان را بياعتبار كنند. در اينباره چه نظري داريد؟تنها فتنهگرها نيستند بخشي از اصلاحطلبان هم هستند كه عدهاي از آنها، لزوماً فتنهگر هم نيستند. آنها ميخواهند گروهي از مردم و نخبگان را با خودشان همراه كنند، با تبليغاتي از اين جنس كه مثلاً بايد در گزينش نمايندگان خبرگان، جوانگرايي كرد و نمايندگان كنوني يك عده پير هستند و چه كاري از آنها بر ميآيد! و از اين قبيل. با اين حرفها سعي دارند تا افكار عمومي را منحرف كنند، در حالي كه اين حرف غلطي است، براي اينكه خبرگان كه نميخواهد كار اجرايي كند كه اعضاي آن جوان باشند. اتفاقاً بايد پخته، با تجربه و در بين مردم جاافتاده باشند. سوادشان هم، واقعاً سواد تحقيقي باشد و سواد كلاسيك نباشد. نقطه ضعف كساني كه درپي اين هدف هستند، اين است كه سواد تحقيقي و در حوزههاي علميه هم وجههاي ندارند. بااين حال، ورود اين سنخ افراد به خبرگان، به شكل معدود و محدود، در برخي دورهها وجود داشته است، الان هم چه بسا در بين خبرگان، يكي دو نفري هستند كه فكر سالم و درستي ندارند.
بر اساس شواهد موجود بخشي ازجريان موسوم به «اصلاحطلب» با محوريت آقايهاشمي دارند تحت عنوان «مجتهدين جوان، مصلح و مبتكر!» فعاليت ميكنند و قصدشان هم اين است كه با به دست آوردن پايگاه مجلس خبرگان، رهبري و نهادهاي مرتبط به آن را درتنگنا قرار دهند. به نظر شما اين حركت چه مفهومي دارد و نظام بايد در مقابل اين حركت چه رويكردي داشته باشد؟
اينها صراحتاً كه نميگويند ميخواهند چه كار كنند كه آدم در مقابلشان بايستد.
هويت وپيشينه شان كه معلوم است.
هويتشان معلوم است، ولي در عين حال صراحتاً نميگويند چه هدفي دارند، لذا اگرپيشاپيش بگوييم كه اينها ميخواهند در مقابل رهبري بايستند، خيلي منطقي نيست و نبايد تهييجشان كرد. اينجا از آن مواردي است كه بايد يك خرده تغافل كرد، ولي در عين حال ما بايد درباره آنها روشنگري و رويكرد آنها را تبيين و مردم را با آن آشنا كنيم، منتها بدون اينكه از كسي اسم ببريم. فقط بايد بگوييم گروهي هستند كه اينطور فكر ميكنند و اين خطرناك است. انسان بايد كار خودش را بكند و تبليغ كند، بيآنكه از كسي اسم ببرد. به نظرمن، اينكه بگوييم ميخواهند رهبري را در تنگنا قرار بدهند. نگفتن اين حرف بهتر است.
از جمله دستاويزهاي تبليغي اين گروه، آن است كه ميخواهند القا كنند خبرگان تا به حال، يك نهاد صوري و تشريفاتي بوده و بر رهبري و نهادهاي زير نظرِ رهبري نظارت نكرده است. به عنوان شخصيتي كه نماينده مجلس خبرگان است، هم از سابقه نظارت و هم ساز و كارهاي آن دراين مجلس، مطالبي بفرماييد.علت اينكه اينها ميتواننداين موضوع را تبليغ كنند و شايد هم روي عدهاي اثر بگذارد، اين است كه مذاكرات مجلس خبرگان معمولاً به صورت علني در رسانهها وراديو و تلويزيون مطرح نميشود و لذا بدنه مردم هم خيلي با كار خبرگان آشنايي ندارند. به همين دليل هم خبرگان اخيراً تصميم گرفتهاند به شهرستانهاي مختلف بروند و فعاليتهاي خود را براي مردم تبيين كنند.
براي مردم يا ائمه جمعه؟ براي بدنه جامعه يا خواص؟براي خواص تا آنها براي بدنه جامعه تبيين كنند. ازجمله مسائلي كه بايد براي افكار عمومي شرح داده شود، اين است كه مجلس خبرگان دو بار در سال ـ شهريور و اسفند ـ دو روز پشت سر هم ـ صبح و بعدازظهر ـ جلسه عمومي دارد، ضمن اينكه شش كميسيون دارد كه در طول سال فعالند. يكي از آنها كميسيون تحقيق است كه كار آن بررسي درباره كساني است كه در مظان رهبري هستند. اينكه درميان فقهاي موجود، چه كساني هستند كه به درد اين كار ميخورند. بعضي وقتها از ميان افراد مورد نظر، يكي دو تا حذف ميشوند، چون مثلاً به لحاظ سياسي تخلفاتي ميكنند و مشخص ميشود به درد اين كار نميخورند! يعني كميسيوني در مجلس خبرگان هست كه كارش شناسايي افراد صالح براي رهبري و تحقيق درباره اين مسئله است.
تا به حال در اينباره گزارشي ندادهاند؟نبايد بدهند، ولي چون اين يك كار محرمانه است، مردم شايد تصوركنند كاري در اين باره انجام نميشود. كميسيون تحقيق حداقل ماهي دو بار تشكيل ميشود. كميسيونهاي ديگري هم درسراسر سال، كاملاً فعال هستند. مثلاً كميسيون امور مالي يا كميسيون اصل 107 قانون اساسي نظارت ميكند كه آيا شرايط لازم، هنوز هم در رهبري موجود است يا نه؟ كميسيون 108 و 109 هم حول و حوش همين موضوع است. كميسيون بررسي مسائل سياسي و اجتماعي كه آن هم بيشتر درباره عملكرد ِرهبري است، مثلاً رهبري كسي را منصوب ميكند و اين كميسيون بررسي ميكند آيا اين انتخاب درست بود يا نبود؟ همه اين كميسيونها در طول سال فعالند.
آيا مرتباً به اعضا گزارش ميدهند؟خير، گزارشها را به هيئت رئيسه ميدهند و آنها مطالعه وبررسي ميكنند.
اگر هيئت رئيسه لازم بداند اعضا درباره آن تصميم بگيرند، مطرح ميكند؟بله، در جايي كه بايد عموم ِنمايندگان درباره آن تصميم بگيرند، مطلب به جمع ارائه ميشود. در دو جلسهاي هم كه هر شش ماه يك بار، در طول سه روز برگزار ميشود، اعضا درباره آنچه نياز به نظر دادن جمع است، تصميم ميگيرند. اين جلسات معمولاً هم سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه است. پنجشنبه كه براي ديدار با مقام معظم رهبري و گزارش دادن به ايشان و نيز مطالبي است كه ايشان به خبرگان ميگويند. بعد هم حضور در حرم امام است، اما در روزهاي سهشنبه و چهارشنبه، جلسات صبح و بعدازظهر تشكيل ميشود و گاهي واقعاً خستهكننده است. طبق آئيننامه مجلس خبرگان، در هر روزي از اين دو روز، از يك نفر از مسئولان، طبق تشخيص هيئت رئيسه دعوت ميكنند كه بيايد و درباره موضوعِ حوزه كاري اش، توضيحاتي بدهد. مثلاً در جلسه اخير، در روز اول آقاي عراقچي و در روز دوم آقاي طيبنيا آمد كه درباره مذاكرات ژنو و اقتصاد مقاومتي توضيح دادند. طبق آئيننامه اين افراد يك ساعت فرصت دارند حرفهايشان را بزنند و بعد 10 نفر از خبرگان هر كدام پنج دقيقه وقت دارند انتقادات يا سؤالاتشان را مطرح كنند و باز آن آقا نيم ساعت فرصت دارد پاسخ بدهد.
از اين جنبه شبيه مجلس است.
هميشه هم اشكال نيست. گاهي سؤال است كه مثلاً درماههاي قبل چنين وعدهاي به مردم داده شده، پس چراعمل نشده است. حرفهاي خوبي زده ميشود. خود من درآخرين جلسه خبرگان، مخصوصاً با آقاي طيبنيا، خيلي مفصل صحبت كردم و آن اين بود كه گفتم اقتصاد، چه مقاومتي و چه غير مقاومتي، يكي از اصولش درست مصرف كردن است، اساسا مهمتر از كسب درآمد، درست مصرف كردن است و لذا در روايت هم داريم «الكمال كل الكمال التفقه في الدين والصبر علي النايبه وتقدير المعيشه»، به همين دليل است كه انسان وقتي از دنيا ميرود چند چيز را از او سؤال ميكنند، يكي از آنها اين است كه «ممن كسبته و فيما انفقه». بعد گفتم اين دولت يازدهم هم همان روش دولت قبلي را دارد ادامه ميدهد كه اشتباه است. شما گفتيد صندوق پولي كشور خالي است، اما سبد كالا داديد!اين يعني چه؟
در حالي كه قبلاً ميگفتند اين شيوه گداپروري است.
بعد هم با اين سبكي كه شما داديد، مقام معظم رهبري فرمودند: دولت بعدي كه ميآيد اشكالات دولت قبل را رفع كند، چرا رودربايستي ميكنيد؟علاوه براين، اينكه ميخواهيد گرفتن يا نگرفتن يارانه را به مردم واگذار كنيد، كارِ غلطي است. گفتم زمان آقاي احمدينژاد قبل از اينكه اين كار را شروع كنند، در سخنرانياي در اصفهان گفتم اصل هدفمند كردن يارانهها درست است، اما توزيعش را بدهيد به كميته امداد كه 7 ميليون جمعيت را زير پوشش دارد، فوقش ميشود 14 ميليون، يعني جوان 20 ساله هم كه ازدواج كرده است وپولي دربساط ندارد، اين يارانه را بگيرد. حالا ميگوييد بيشتر، فوقش ميشود 20 ميليون نفر، نه اينكه همه بگيرند. كسي كه در ماه حقوق اوليهاش ـ غير از درآمدها ـ 12، 13 ميليون است چرا بايد يارانه بگيرد؟
جالب است كه اخيرا مشخص شد تعدادي از نمايندگان مجلس هم يارانه ميگرفتند!
بله، يا اعضاي هيئت علمي دانشگاهها و قضات كه بالاخره 5، 6 ميليون تومان حقوق ميگيرند. گفتم مبنا را بگذاريد روي 5/1 ميليون و هر كس بيشتر دارد، به او يارانه ندهيد. به آقاي طيبنيا گفتم: هر دولتي كه بخواهد براي رأي آيندهاش كار كند، نميتواند به جامعهاش خدمت كند. ايشان گفت: بيني و بينالله آقاي روحاني اين جوري نيست. گفتم: ظاهر قصه كه اين است، والا سبد كالا را نميداديد، اينچه گداپرورياي است كه دولت ميكند؟ آن شيري كه در مدارس ميدهيد، آن ناهاري كه در ادارات ميدهيد، اين همه هزينه براي ناهار يعني چه؟ كارمند تا ساعت2 كار كند، بعد برود با خانوادهاش ناهار بخورد. خيلي كم ميآوريد، پنجشنبه را جزو كار كنيد، اينها بيتدبيري در مصرف است و تمام اقتصاد مقاومتي، بيجا مصرف نكردن است. چه شخص، چه حكومت، نبايد بيجا خرج كند... به هرحال درجلسات خبرگان، اين حرفها زده ميشود و گاهي هم اثر ميكند، اما همانطور كه اشاره كردم بخشهايي ازجامعه، ازجزئيات كارهاي خبرگان بياطلاع است، دقيقا نميدانند كه اين عده چه كار ميكند؟ كار اجرايي هم نيست كه مردم به خاطر ِ ذات ِ كار، مدام از آن با خبر شوند. كارش دو امر اساسي است: يكي نظارت بر رهبري است كه خوشبختانه وجداناً رهبرمان رهبري است كه هر چه با نظر جست وجو و نقد، دراطراف تصميمات و اقدامات ايشان فكر ميكنيم، چيزي گيرمان نميآيد بگوييم. بعضي وقتها هم كه به آقا مطالبي را ميگوييم، با جوابي كه ميدهد، كار را تمام ميكند.
يك دنيا به دنبال آن است كه از او مچگيري كند و نميتواند.
واقعاً همين طور است و نتوانستهاند. خدا واقعاً چه لطفي به ملت ماكرد، واقعاً بايد قدردان باشيم.
از محورهاي ديگر تبليغات معاندين، القاي«شبهه دور» است. آنها ميگويند خبرگان درواقع
منسوبين و منصوبين خود رهبري هستند و نميتوانند بر ايشان نظارت كنند. پاسخ شما به اين ذهنيت چيست؟مخالفين ِ نظام اين را مطرح ميكنند كه اينها همه نمايندگان خودِ رهبري هستند! همين جا نگهش داريد، چه كسي گفته است همه خبرگان اينطور هستند؟ استان اصفهان پنج تا خبرگان دارد، تنها يكي از آنها، يعني بنده نماينده رهبري هستم. تازه چه كسي گفته است كه مردم به من رأي بدهند؟ مني كه نماينده رهبري هستم هم نهايتا با رأي مردم و در رقابت با كساني كه نماينده رهبري نيستند، رأي اول را آوردهام. 20 نفر كانديدا ميشوند كه اكثرشان نماينده رهبري نيستند.
تازه مردم هم نهايتا به هر كسي كه بخواهند رأي ميدهند، مگر مجبورند حتماً به نماينده رهبري رأي بدهند؟در ميان وفاداران به نظام اين سخن به كرات شنيده ميشود كه شيوه اطلاعرساني مجلس خبرگان، از مصاديق ظلم به رهبري است، خبرگان به لحاظ كاركرد نظارتي خود، به بسياري ازجنبههاي ارزنده و ارجمند سلوك رهبري وقوف دارد، اما آنها را بيان نميكند! اين زمينهساز برخي ذهنيتسازيها درباره ايشان ميشود. ديدگاه شما در اينباره چيست؟
رهبري واقعاً مظلوم واقع شده است! آدم غصهاش ميگيرد و ياد حضرت اميرالمؤمنين(ع) ميافتد. البته خود آقا هم نميگذارد كسي از ايشان تعريف و تمجيدي كند. انشاءالله خدا حفظشان كند و براي اسلام نگهشان دارد.
در شرايطي كه اين هجمه تبليغاتي عليه رهبري هست، خبرگان نميخواهد در شيوه اطلاعرساني خود تجديدنظر كند؟ خبرگان برخي از علما و مدرسين و برخي از ائمه جمعه هستند و در جايگاه خودشان مسائل مربوط به رهبري را ميگويند، ولي به عنوان خبرگان نميگويند!
از اين نهاد با توجه به كاركرد نظارتي كه دارد، انتظار نيست كه در بيانيههاي خود تنها بگويد؛ سالي دو جلسه داريم و دو بند از يك تبصره تغيير كرد يا نكرد.
در بيانيهشان هميشه از دوام شرايط در رهبري سخن ميگويند كه هيچگونه مشكلي نديدهايم، اين خود، نوعي اطلاع رساني است، ولي دشمن ميگويد اينها به هم نان قرض ميدهند و بعد هم خدمت آقا ميروند و تأييد ميگيرند! دشمن درهرشرايطي، به شكلي سعي ميكند تا اذهان را به نوع خاصي مغشوش كند. ما هرطور رفتار كنيم، آنها يك حرف جديدي درست ميكنند. بهتر اين است كه اساساً براي حرف آنها، ارزشي قائل نشويم.
از دستاويزهاي ديگري كه مطرح ميكنند اين است كه چون رهبري علاوه بر فقاهت بايد خصوصيات ديگري ازقبيل مديريت و آشنايي با مسائل زمان و... هم داشته باشد، لذاخبرگان نبايد فقط از فقها تشكيل شود و بايد عناصر ديگري از قبيل اقتصاددانان، نظاميان و... هم در آن شركت كنند. از اين طرف هم عدهاي در پاسخ به آنان ميگويند شوراي نگهبان كساني را تأييد ميكند كه علاوه بر فقه سابقه سياسي ومديريتي هم داشته باشند و هم آنان ميتوانند دوام فقاهت را با ساير شرايط، به گونهاي توأمان در رهبري تشخيص دهند. پاسخ شما به اين شبهه چيست؟رهبري براي همه كارها مشاوراني دارد. ميدانيد كه رهبري مشاور نظامي، اقتصادي، سياسي و... دارد. خود رهبر را ميگوييم مجتهد، عادل، مدير، مدبر و... باشد. ممكن است كسي بپرسد رهبري ميتواند مجتهد عادل باشد، اما اقتصاد نداند، آن وقت اقتصاد مملكت چه ميشود؟ در جواب بايد گفت يك فرد كه نميتواند همه كاره باشد و همه رشتهها را بلد باشد، هيچ رئيسجمهور و نخستوزيري اينطور نيست، مگر معصوم(ع) كه علم خاص داشته باشد. اين اتفاق ممكن نيست بيفتد كه كسي رهبر باشد و در تمام زمينهها اطلاعات تخصصي داشته باشد، در هيچ جاي دنيا هم اينطور نيست، ولي بايد مشاور داشته باشد، كما اينكه در همه جاي دنيا همين طور است. بنابراين آن نوع مسائل رهبري را مشاوران ميتوانند حل كنند، اما آنچه مجلس خبرگان بايد تشخيص بدهد و آن متخصصان و مردم نميتوانند، تشخيص اجتهاد، عدالت، تدبير و تدبر رهبر است كه بر عهده خبرگان است. نمايندگان خبرگان خودشان، معمولاً از ميان فقهايي برگزيده ميشوند كه دراموري چون مديريت، سياست و. . سابقه دارند و به علاوه كميسيونهايي تخصص
براي مشاوره به آنها، دائماً فعال است، لذا ايراد وارد نيست. مگر همه كساني كه به مجلس شوراي اسلامي ميروند همه چيز بلدند؟اتفاقاً به همين دليل كه همه چيز بلد نيستند، در زمان آقاي ناطق مركز پژوهشها تأسيس شد كه لوايح را به شكل تخصصي ميبيند و نظر ميدهد.
بله، در خود كميسيونها هم اين اتفاق ميافتد كه وقتي در زمينهاي تخصص ندارند، از گروههاي متخصص دعوت ميكنند كه توضيح ميدهند و تبيين ميكنند.
يعني فقهاي مجلس خبرگان علاوه بر شرط فقاهت و تدبير، ولو في الجمله در مسائل مهم وتخصصي جامعه واردند؟بله، عمدتا جزو نخبگان جامعه هستند.
بنابراين از جنبههاي مختلف ميتوانند نظارت كنند، نه فقط از جنبه فقه.
از جنبههاي مختلف ميتوانند نظارت كنند، منتها بنا نيست كسي را كه انتخاب ميكنند در همه امور متخصص باشد، ايشان مشاوران خوبي دارد و علاوه براين، نهايتاً برآيند عملكرد ايشان و مشاورانشان، توسط خبرگان وكميسيونهاي تخصص اين مجلس مورد بررسي قرار ميگيرد.
از اين بحث بگذريم. از خاطرات شخصيتان با مقام معظم رهبري از جنبههاي اخلاقي ايشان اعم از سادهزيستي و... نيز جنبههاي مديريتي مانند قدرت تصميمگيري نكاتي بفرماييد.
از نظر سادهزيستي، انصافاً ايشان بسيار ساده زندگي ميكنند. خانواده ما، گاهي به منزل ايشان ميروند و چيزهايي را خبر ميآورند. فرش منزلشان بسيار ساده وكهنه، از همان فرشهاي قديميشان است. در غذا، بسيار كم غذا هستند و آن هم بسيار معمولي. گاهي كه با آقا جلسه داريم، پسرهاي ايشان موقع صرف غذا ميروند. اين مورد را خودم نديدهام، اما از ديگران شنيدهام كه گاهي موقع صرف ناهار، ديگران به پسرهاي ايشان تعارف ميكنند، آقا ميفرمايند نه، ايشان در منزل ناهار ميخورند. اين دقتها را دارند كه فرزندانشان از غذاي دفتر استفاده نكنند. از همه مهمتر اينكه ايشان براي اداره زندگي از وجوهات استفاده نميكنند و فقط از هدايا و نذورات، آن هم در سطح يك زندگي متوسط وحتي زير متوسط استفاده ميكنند.
به تناسب مسئوليتي كه داريد از ديدارها و گفتوگوهايي كه در مقاطع مختلف وجود داشته است، بفرماييد. بنده صراحت لهجهاي دارم و گاهي بعضي ازنكات را خدمتشان مطرح ميكنم. مثلاً پارسال در جلسهاي بودم كه حدود30 نفر از نمايندگان آقا بودند و همه سؤالاتشان را مطرح ميكردند. من به صراحت به آقا عرض كردم اسامي كه شما روي سالها ميگذاريد بسيار ارزشمند هستند، ولي اجراي آنها ابزار ميخواهد. مثلاً مرحوم امام(ره) وقتي فرمود بايد بالاي سر همه سقف باشد، بنياد مسكن و حساب 100 را تأسيس كرد و فرمود هيچ كس حق ندارد بابت زمين پولي بگيرد و به هرحال، ابزاري را براي تحقق اين امردر اختيار گذاشت. پارسال شما فرموديد بايد توليد ملي را بالا برد، اما در همان سال ننشستند بگويند چه كار بايد كنيم، بلكه برعكس آقاي احمدينژاد يكمرتبه گفت: بهره بانكي بايد 20 درصد شود! وقتي بهره بانكي 20 درصد شد، آن گاه وقتي بانك ميخواهد وام بدهد، با 27 درصد بهره ميدهد!خب يك توليدكننده كه 27 درصد سود بانك ميدهد، 40 درصد هم كه انرژي گران شده است، بايد 70، 80 درصد سود داشته باشد كه روي پا بماند و قطعاً اغلب نميتوانند ادامه دهند. اينها را چه كار بايد كرد؟ به نظر من بايد به توليدكننده وام ويژه و كم بهره داده شود، زميني كه ميخواهد در آن ساختمان بسازد بايد مجاني باشد، الان كه ميخواهد چاه بزند، 500 ميليون از او ميگيرند تا مجوز چاه بدهند! نبايد اينچنين باشد. بعد از توليد هم تا پنج سال از او ماليات گرفته نشود تا تشويق شود وتوليد كند. آقا فرمودند: حرفهاي شما درست است، ولي من كه نميتوانم دولت در دولت ايجاد كنم، اين حرفهايي را كه ميزنم، دولت بايد بنشيند و تدبير كند. يا مثلاً در مورد دانشگاه عرض كردم: آقا! از خود شما شنيدهايم هر حرف و كاري بايد پشتوانه علمي داشته باشد، ما نفهميديم اختلاط دختر و پسر در دانشگاه، چه پشتوانه علمي دارد؟ آيا اگر مختلط باشند، بهتر درس ميخوانند؟ يا از نظر ديني بهتر ميشوند؟ يا از نظر جسمي رشد بيشتري ميكنند؟ چه خاصيتي دارد؟ فكر نميكنيم از اين جهات بهتر ميشوند، اين چه كاري است؟ اگر در كلاس ابتدايي دختر و پسر را كنار هم بنشانند، دادمان بلند ميشود، در دانشگاه كه همه جوان و اوج بلوغشان است، بودن آنها در كنار هم چه توجيهي دارد؟ ايشان فرمودند: حرف شما صحيح است، اما مسائل مربوط به دانشگاه، ظرافتهايي دارد كه بايد به مرور حل شود. يك بار ديگر خدمت ايشان عرض كردم:در دوره آقاي احمدينژاد كه هيئت دولت به اصفهان آمده بود بعد از ساعت 11، به جلسه آنها رفتم، به نظرم آمده بود كه مسائل وزارت علوم را مطرح كنم. گفتم: كاري به وزير علوم فعلي ندارم، بلكه كاركرد وزارت علوم مدنظرمن است، دانشگاهها سه چهار تا اشكال اساسي دارند. وسعت دانشگاهها استاندارد نيست! بالاخره يك دانشگاه چقدر زمين ميخواهد؟ دانشگاه نجفآباد 250 هكتار است يا پشت دانشگاه صنعتي، جنگل درست كردهاند! كه اگر پسر و دختر در آن گم شوند، نميشود پيدايشان كرد! نميگويم به اندازه يك دبيرستان، چون به هر حال دانشگاه فضاي سبز ميخواهد، فاصله بين خوابگاه و دانشگاه ميخواهد و... اما معلوم نيست، بالاخره چند هزار متر؟ يك استاندارد برايش تعيين كنيد. دوم: اينكه ميزان جمعيت در دانشگاههاي ما چقدر بايد باشد؟ بالاخره چند نفر در اين مملكت ميتوانند مدير و معاون اداره باشند؟ دانشجويان دانشگاه آزاد ما در نجفآباد 23 هزار نفر هستند كه معادل جمعيت سه شهرستان است! سوم اينكه اين اختلاط به چه معناست؟ شما كه نخبگان جامعه هستيد به ما بگوييد خاصيت اين كار چيست؟ اگر اول انقلاب بود، خب نه جا داشتيم، نه استاد زن، نه استاد مرد و بالاخره اضطرار داشتيم. الان كه اضطرار نيست و ميتواند سه روز زنها باشند و چهار روز مردها. اينكه يك دختر در روز شنبه ميآيد و فقط يك كلاس دارد و تا موقعي كه سرويس بيايد در دانشگاه راه ميرود، فايده و منطقش چيست؟ خب سه روز پشت سر هم درس داشته باشد. از همه مهمتر وزارت علوم هيچ نظارتي بر دروسي كه پسرها و دخترها بايد بخوانند، ندارد. سهميهبندي كنند كه چقدر دكتر، مهندس و... ميخواهيم. 10 هزار زن با قرض و هزار گرفتاري و سختي ميروند رشته حقوق ميخوانند و بعد دستگاه قضايي شما ميگويد من پنج نفر بيشتر نميخواهم، تكليف بقيه چه ميشود؟ اين آتش زير خاكستر است و بالاخره بعد از چند سال صدايش در ميآيد كه اگر برايم كار نداشتي چرا گذاشتي درس بخوانم؟ دختر ما وقتي رشته معدن ميخواند، كسي به او ميگويد رشته معدن كار تو نيست؟آن وقت ما در بيمارستانهايمان، خانم سونوگراف ميخواهيم، نداريم! بايد ديد چه رشتههايي را نياز داريم، سهميه بدهيم بفرستيم همانها را بروند بخوانند، همين طور رها كردهاند هر كسي هر چه دستش ميرسد بخواند! از اين اشتباهات زياد داريم.
شما نماينده ولي فقيه در يكي از استانهاي بزرگ و شاخص كشور هستيد. در آستانه انتخابات مجلس خبرگان، توصيهتان به خوانندگان اين گفتوشنود چيست؟ توصيه من اين است كه درباره وظايف خبرگان پرس و جو كنند و ببينند چه كارهايي به عهده آنهاست. پيگيري كنند و به يك مقاله يا مطلب كوتاه اكتفا نكنند. هر كسي در شهر خودش برود و درباره نامزدهاي خبرگان، از اهل فن و كساني كه آنها را خوب ميشناسند، سؤال كند تا ديگران در ذهن آنها شبههاي به وجود نياورند.
از جنبه لزوم شركت چطور؟در لزوم شركت كه بحثي نيست و حتماً بايد شركت قاطع كنند و درباره فردي كه ميخواهند انتخاب كنند، بروند از مردم محل و روحانيون آنجا كه با مسائل آشنايي دارند، بپرسند و مشورت كنند. چون مشورت يكي از صفات خوب مؤمنين است. قرآن ميفرمايد:«وَ الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقَامُوا الصَّلَاه وَ أَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»(1) يعني مشورت را بين نماز و زكات گذاشته و نشانه اهميت مشورت است كه انشاءالله همهما در كارها مدنظر قرار ميدهيم. والسلام عليكم ورحمت الله وبركاته.
متشكر از لطف شما. انشاءالله برقرار باشيد.
پينوشت:
(1) قرآن كريم، سوره شوري، آيه 38