
سومين ملاقات مستقيم و رسمي ميان مقامات ايراني و امريكايي. . . همزمان با جديتر شدن مذاكرات ميان ايران و غرب براي تحقق توافق جامع در تيرماه امسال، مقامات ديپلماتيك ايران رودرروي مقامات سياست خارجي ايالاتمتحده مينشينند تا چالشهاي موجود ميان دو كشور را پيش از نشستن دور ميز گفتوگوها حل و فصل كنند؛ چالشهايي كه به گفته عباس عراقچي مسئول اين تيم تنها در حوزه موضوعات هستهاي است و قرار نيست به ساير موضوعات تسري پيدا كند.
اين سومين تماس رسمي و مستقيم ميان ايران و امريكا پس از انقلاب اسلامي است كه در آن به موضوعي در ارتباط با ايران پرداخته ميشود. پيشتر در جريان سفر رئيسجمهور به نيويورك، باراك اوباما در تماسي تلفني با دكتر روحاني واقعهاي بزرگ را در عرصه سياسي ايران و امريكا به ثبت رساند كه زمينهساز شكلگيري تماسهاي بعدي ميان مقامات ايران و امريكا باشد كه البته بعدها رهبر معظم انقلاب برخي رفتارها را در جريان اين سفر «نابجا» تعبير كردند. دومين تماس ميان ايران و امريكا در جريان مذاكرات ژنو كه منجر به امضاي توافقنامه موقت شد، شكل گرفت و محمدجواد ظريف و جان كري وزراي خارجه دو كشور در گفتوگويي مستقيم پيرامون پرونده فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران، به مذاكره دوجانبه پرداختند؛ مذاكرهاي كه در نهايت باعث دست دادن دو وزير خارجه با يكديگر و ثبت عكس يادگاري ميان آن دو شد.
حال وزارت خارجه ايالات متحده رسماً اعلام كرده كه مقامات ارشد وزارت خارجه دو كشور ايران و امريكا روزهاي ۱۹ و ۲۰ خرداد در شهر ژنو سوئيس درباره پرونده فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران به مذاكره خواهند نشست.
امريكا با تيم كامل ميآيداما مذاكرات روز 19 و 20 خرداد از آن جهت اهميت دارد كه امريكا اين گفتوگوها را بسيار جدي گرفته و در پي آن به دنبال رسيدن به نتيجهاي مشخص است. از اين رو تيمي پرقدرت را روانه مذاكرات كرده است. بر اساس گزارش خبرگزاريها، بيل برنز معاون وزير امور خارجه امريكا و وندي شرمن دستيار وزير امور خارجه رياست هيئت امريكايي براي ديدار دوجانبه با مقامهاي ايراني در خصوص برنامه هستهاي تهران را بر عهده دارند.
همچنين «جك سوليوان» مشاور امنيت ملي، جو بايدن معاون رئيسجمهور امريكا، «بروك آمدرسون» معاون سفير مذاكرهكننده امريكا، «جيم تيمبي» مشاور ارشد كنترل تسليحاتي و «راب مالي» مشاور ارشد شوراي امنيت ملي كاخ سفيد و كارشناس ارشد مسائل خاورميانه و ساير شخصيتهاي وزارت خارجه امريكا همراهي خواهند كرد. در همين ارتباط يك مقام امريكايي اذعان كرد حضور برنز و سوليوان در هيئت در نظرگرفته شده براي مذاكرات روز دوشنبه با توجه به تجارب گفتوگوهاي آنها با ايران در طول دستيابي به «برنامه اقدم مشترك» طبيعي است. اينك عوامل مورد نياز براي رسيدن به راه حل جامع در مذاكرات بر اساس «برنامه اقدام مشترك» مطرح و در حال رسيدگي است، بنابراين اين روند منطقي به نظر ميرسد.
تلاش ايران براي حصول توافقاما در طرف مقابل آن چيز كه بيشتر از همه به چشم ميآيد، تلاشهاي فراگير و چشمگير مقامات كشورمان براي امضاي توافق جامع نهايي است، دليل اين عجله را نيز بايد در احتمال تغييرات گسترده در تيم مذاكرهكننده غربي جستوجو كرد؛ ماجرايي كه ميتواند مقامات كشورمان را با چالشي تازه براي توجيه تيم جديد روبهرو كند.
بر اين اساس، منابع رسمي گزارش دادهاند كه كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا كه از سال 2011 در مذاكرات هستهاي با ايران حضور دارد، با پايان دوره حضور پنج سالهاش در مقام مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، طي ماههاي آينده از اين سمت خداحافظي ميكند و جاي خود را به فرد ديگري خواهد داد، البته ممكن است در مذاكرات يك تصميمگيرنده مهم نبوده باشد اما هماهنگكننده اصلي مذاكرات از سال 2010 بوده است.
در كنار اين، موضوع مهم ديگري كه باعث ايجاد عجله جهت امضاي توافق نهايي شده است، بحث برگزاري انتخابات كنگره امريكاست. انتخابات كنگره امريكا در ماه آبان ميتواند منجر به اين شود كه جمهوريخواهان اكثريت مجلس نمايندگان و هم مجلس سنا را در اختيار خود بگيرند، بنابراين دولت امريكا اگر بخواهد توافق با ايران را با دخالت كمتر كنگره به پيش ببرد (مثل اعمال تحريمهاي جديد) بايد قبل از آن به توافق با ايران برسد.
علاوه براين ويليام برنز معاون وزيرخارجه امريكا نيز طي ماههاي آينده بازنشسته خواهد شد و جانشين وي نيز كسي نيست جز وندي شرمن كه روحياتي ضدايراني دارد و حضور وي در مذاكرات به عنوان مسئول مستقيم تيم امريكايي ميتواند حصول توافق را با چالشي تازه روبهرو كند.
نياز تيم ايراني به دقت بيشتراما آن چيز كه در اين ميان بايد مورد توجه تيم مذاكرهكننده ايراني قرار بگيرد، پرهيز از حصول توافقي ضعيف در سايه اين تغييرات است. اگرچه بروز اين تغييرات ميتواند باعث افزايش كار تيم مذاكرهكننده ايراني در مذاكرات شود و مسير حصول توافق را بلندتر از هرزمان ديگر كند اما اين روند نبايد باعث آن شود كه مذاكرهكنندگان ايراني از ترس ورود مذاكرهكنندگان جديد، توافقي ناقص و در تضاد با منافع كشور به امضا برسانند چراكه امضاي توافق نهايي، همانند توافق ژنو امكان بازگشت به شرايط قبلي را از جمهوري اسلامي خواهد گرفت. علاوه بر اين در صورت تلاش ايران براي بازگشت به شرايط قبل نيز باعث افزايش فشارها به جمهوري اسلامي و بازگشت به پله اول مذاكرات خواهد شد.