آنچه امروز درسطح كلانشهرها حتي شهرستانها به وفور ديده ميشود، ساختمانها و آپارتمانهايي هستند كه نماي بيروني و داخلي آنها شكل و شمايل غير بومي دارند! و به نوعي معماري غربي جايگزين طراحي ايراني ـ اسلامي شده، اين عدم هارموني را به خصوص در نماي بيروني ساختمانها ميتوان به خوبي شاهد بود؛ ساختمانهايي كه هركدام به يك سبك و مدل ساخته شدهاند و غير از اينكه باعث شدهاند تا نظم خيابانها و محلهها را به هم ريخته شوند، تناسبي با عناصر فرهنگي و هويتيمان هم ندارند متأسفانه اغلب خانوادهها بر اين نوع سبك و سياق غير بومي اصرار ميكنند. اخيراً به خانه يكي از دوستان در شهرستان سردسير شهركرد ـ كه بام ايران شهرت دارد ـ دعوت شده بوديم آنها به تازگي خانه خود را نوسازي كرده بودند آن هم نه منطبق با شرايط اقليمي و محيطي و هويتي منطقه، بلكه به قول خودشان مدرن! براي همين هرچند دكوراسيون خانه مدرن و شيك بود اما مجبور بودند براي گرم كردن سالن چندين بخاري استفاده كنند اما فايدهاي نداشت زيرا كف سراميكي خانه و پنجرههاي بزرگ رو به بيرون فضاي سردي را ايجاد كرده بود. آشپزخانه بزرگي كه هيچ در و ديواري نداشت و كاملاً با سالن يكي بود و هيچ حريمي براي بانو در آن تعبيه نشده بود حتي به اندازه يك نيمه ديواري به نام اوپن!
متأسفانه پيروي از مدگرايي و سبكهاي غيربومي بدون توجه به شرايط اقليمي و عناصر فرهنگي هر منطقه معضل بدي شده كه به جان معماري ما افتاده است. اين روزها خانهها كمتر نشاني از سبك زندگي اسلامي و عناصر فرهنگي دارند؛ درحاليكه در گذشته خانهها محل امني براي اعضاي خانواده و حفظ حريمها بود. براي مثال در دوران قاجار به درونگرايي خانهها بيشتر توجه ميكردند اما به تدريج، نماي بيروني و مدلهاي غيربومي براي ساختن خانهها اهميت پيدا كرد و از دوران پهلوي به بعد، برونگرايي به شدت اهميت يافت كه هم اكنون نيز در ساخت و سازها، جايگاهي بس عظيم دارد. چندي پيش حجتالاسلام قرائتي در همايش «شهرسازي اسلامي و تأثير آن بر سبك زندگي» صحبتهاي جالبي داشت. او گفته بود: نبايد منازل را شبيه منازل دشمن بسازيم زيرا در سبك زندگي ما تأثير ميگذارد.
به واقع هم همين نوع تأثيرپذيري به تدريج ايجاد ميشود؛ چنانكه وقتي صحبت از دكوراسيون منزل يا ساختمان ميكنيم بلافاصله نمونههاي غربي آن را به ما ارائه ميدهند چيزي كه شايد در نگاه اول شيك و ديدني باشد اما اين مسئله پيادهسازي فرهنگ و سبك زندگي غربي به درون خانههاي ماست تا بتوانيم خانههايي كه با فرهنگ غربي ساخته شده است را با همان شيوه بياراييم و بعد از اين گام، كمكم عناصر ديگر غيربومي را به خانه راه ميدهيم. براي مثال وقتي خانهاي با سبك غيربومي ساخته ميشود و چيدمان اسباب مطابق با شيوههاي غربي انجام ميگيرد افراد تمايل دارند تا خود نيز به شيوه غربيها عمل كنند مثلاً هنگام صرف غذا بهجاي نشستن دورسفره يا ميز، ترجيح ميدهند ايستاده و جداگانه غذا سرو كنند يا نمونههاي ديگر كه متأسفانه همه ناشي از رخنه سبك زندگي غيراسلامي و ايراني است.
شكي نيست كه معماري و چگونگي ساخت بناها چه مسكوني و چه غيرمسكوني متأثر از فرهنگ جامعه است؛ چنانكه نوع و سبك معماري ژاپنيها و چينيها در شرق آسيا با معماري مردم در امريكاي جنوبي يا استراليا متفاوت است. در حقيقت معماري و فرهنگ نسبت به يكديگر متأثر هستند و تا زمانيكه معماري بر اساس فرهنگ جامعهاي مطابقت داشته باشد، قابل قبول است و كاركردهاي مفيدي خواهد داشت؛ اما از زمانيكه معماري در جهت مقابل فرهنگ قرار بگيرد دچار كژكاركرد ميشود و قابليتهاي خود را تا حدي از دست ميدهد.
معماري نقش مهمي در سبك زندگي ايرانيان دارد. خيلي وقتها اغلب ما با آنچه در كشورمان به عنوان معماري باب شده است مخالفيم اما تغيير اين زيرساخت كاري نيست كه ما توانايي چنداني در تغيير آن داشته باشيم اينجاست كه قانون و مجريان و ناظران قانون بايد به ميدان بيايند و حداقل حريمها و تأثيرات فرهنگي منفي معماري با همنشيني و گفتمان تئوريسينهاي فرهنگ و معماران برجسته و مجريان كلان كشوري به سرانجام برسد وگرنه اينكه ما بگوييم و دغدغه داشته باشيم به تنهايي راه به جايي نميبرد. كميسيونهاي تخصصي فرهنگ، معماري و مجريان امر هستند كه بايد در اين زمينه خاص و مهم وارد عمل شوند و نه تنها براي سازندگان خانهها و بناها بلكه براي رسانهها از جمله رسانه ملي و سينما بستههاي پيشنهادي ارائه دهند تا هم ذوق هنري ارضا شود و هم اصل فرهنگي.