به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران روز گذشته مقابل هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ايستاد و گفت: شامگاه 24 تيرماه سال 91 مأموران پليس از يك دعواي خونين در پارك نارون كيانشهر با خبر و در محل حاضر شدند. بررسيها نشان داد پسري به نام منصور در جريان دعوا مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده است. برادر مقتول گفت: ما در پارك نشسته بوديم كه پسري به نام شهريار و دوستانش به طرف ما آمدند و با هم درگير شديم. شهريار با قمهاي كه داشت ضربهاي به گردن برادرم زد و بعد همگي فرار كردند. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران چند روز بعد از حادثه شهريار را همراه چند نفر ديگر كه در جريان نزاع نقش داشتند، دستگير كردند. شهريار در بازجوييها به جرم خود اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كرد. نماينده دادستان گفت: اتهام شهريار - 24 ساله، مباشرت در قتل و شركت در نزاع و اتهام ناصر، نادر و نريمان، شركت در نزاع است و برايشان درخواست صدور مجازات قانوني دارم. پس از آن اوليايدم گفتند كه خواستهشان قصاص متهم است. برادر مقتول گفت: دعواي ما بر سر يك انگشتر دزدي اتفاق افتاد. عصر روز حادثه همراه نادر و دوستانم در پارك بودم و انگشتري كه قبلاً سرقت كرده بوديم، همراهم بود. ناگهان نادر انگشتر را برداشت و فرار كرد. من هم او را دنبال كردم اما نتوانستم انگشتر را از او بگيرم. شب حادثه همراه دوستانم با چوب و قمه به پارك رفتيم و با نادر و دوستانش درگير شديم. من چوب داشتم و با نادر درگير بودم. شهريار هم داشت با برادرم دعوا ميكرد. براي يك لحظه ديدم كه شهريار با قمه، ضربهاي به دست چپ برادرم و بعد ضربهاي به گردنش زد. وقتي برادرم روي زمين افتاد، شهريار و دوستانش فرار كردند. بعد از آن قاضي عزيزمحمدي شهريار را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را انكار كرد و گفت: من حرفهاي برادر مقتول را قبول ندارم. البته قبول دارم كه در حادثه حضور داشتم و با قمه ضربهاي به دست مقتول زدم كه زخمي شد اما نميدانم چه كسي به گردن او ضربه زد. قاضي گفت: در جريان بازجوييها اقرار كردهاي كه مرتكب قتل شدهاي و صحنه جرم را هم بازسازي كرده اي. متهم گفت: من حرفهاي قبل را قبول ندارم. قاضي بخشي از اقرار متهم را براي دادگاه قرائت كرد: «شب حادثه نادر تماس گرفت و خواست براي دعوا به پارك بروم. قمهاي كه در پاركينگ داشتم برداشتم و رفتم. وقتي دعوا شد نميخواستم درگير شوم. مهدي با چوب به من حمله كرد. من هم قمه داشتم. وقتي مقابلم قرار گرفت با قمه ضربهاي به دست چپ او و بعد ضربهاي به گردنش زدم كه روي زمين افتاد. بعد هم فرار كردم.» وقتي متهم حرفهايش را انكار كرد، قاضي فيلم بازسازي صحنه جرم را كه شهريار در جريان آن صحنه قتل را شرح داده بود براي دادگاه پخش كرد. متهم بار ديگر اظهارات اوليهاش را انكار كرد.
پس از آن سه متهم ديگر يك به يك در جايگاه حاضر شدند و حادثه را شرح دادند. قاضي عزيزمحمدي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان با اعضاي دادگاه وارد شور شد.