
سريال «شاهگوش» با وجود نام بزرگي چون «داوود ميرباقري» در رأسش قرار بود كه شاه سريالهاي شبكه نمايش خانگي باشد اما حالا با گذشت هفت ماه از توزيع آن در سطح بازار، شروع خوب و هيجانانگيز اين سريال به پاياني كسلكننده و راكد نزديك ميشود تا از طلسم شبكه نمايش خانگي تخطي نكرده و ثابت كرده باشد كه آغاز خوب و انفجاري، حركت كجدار و مريز در ميانههاي راه و در نهايت انتهاي سرهمبنديشده فصل مشترك اكثر سريالهاي شبكه نمايش خانگي است.
آغاز توفاني، ركود پايانيشاهگوش قرار است يك مجموعه ويدئويي 26 قسمتي باشد. تا كنون 19 قسمت از اين سريال به بازار آمده و بنابراين تمام معماهاي اين سريال بايد ظرف هفت قسمت آتي حل شود. خبر كليد خوردن سريالي به نام «شاهگوش» آن هم با داشتن امتياز حضور چهرهاي چون ميرباقري در رأس كارگرداني آن براي شبكه نمايش خانگي يك اتفاق خوب بود. به هرحال ميرباقري فارغ از كارگرداني پروژه سنگيني چون «مختارنامه» براي اولين بار به شبكه نمايش خانگي ميآمد و بسياري از اين ورود غيرمنتظره به منزله تلاش او براي دمي آسودن و خستگي در كردن در يك محيط طنز و فضاي آرامش بخش شبكه نمايش خانگي ياد ميكردند.
ورود ميرباقري به اين شبكه از سوي ديگر تا حدودي موجبات امنيت و آرامش خاطر مخاطبان اين شبكه را نيز فراهم ميآورد به خصوص آنكه مريدان سريالهاي شبكه نمايش خانگي تا پيش از آن با بدقولي عوامل سريالهايي چون «قهوه تلخ» و «قلب يخي» اعتمادشان را به مجموعه فعاليتهاي اين رسانه از دست داده بودند.
به دنبال همه اين اميدها، شاهگوش ميرباقري در پاييز سال گذشته با قدرت به بازار آمد و توانست در همان قسمتهاي آغازين بازارگرمي و مشتريان پرتعدادي را جذب كند. ميانههاي راه نيز با يكنواختي در محتوا و بار طنز پيش رفت اما بعد از پخش 19 قسمت، اكنون به نظر ميرسد ميرباقري نيز نتوانسته سريالش را خوب جمع و جور كند و آن را از افتادن در سراشيبي ركود و بيمحتوايي كه معمولاً عموم سريالهاي اين شبكه گرفتارش ميشوند، نجات دهد.
ايستگاه نمايش خانگي؛ استراحتگاه ميرباقريآغاز بسيار طنزآلود « شاهگوش » كه از حضور چهرههاي درخشان سينما و تلويزيون بهره ميبرد، تقريباً از قسمت هفت اين سريال وارد سيري نزولي شده است و بار طنز آن قوت اوليهاش را ندارد. شاهگوشيها در تلاشي براي وفادار نگاه داشتن مخاطب به خود و خريد سيديهايشان به نظر ميرسد كه بخش عمدهاي از فضاسازي سريال را بر پايههاي غيرطنز استوار و توجه خود را معطوف به فضاسازي از طريق پراندن تكهكلامها، شعارها يا حركاتي سطحي و نمايشي زاييده خلاقيت شخص بازيگرانشان كردهاند.
به نظر ميرسد «شاهگوش» برخلاف آنچه از ميرباقري انتظار ميرفت نتوانسته شاهكليد باز شدن طلسم ركود در شبكه نمايش خانگي باشد؛ طلسمي كه ماحصل ورود بدون برنامهريزي بلندمدت سريالهاي بخش خصوصي به شبكه نمايش خانگي و تبديل شدن اين رسانه به زمين بازي و استراحتگاهي براي هنرمندان كشورمان است.