تخته هوشمند، كتابهاي ديجيتال، آموزش از راه دور، سيديهاي آموزشي، فرآيند تدريس مبتني برIT، هوشمندسازي مدارس، آزمونهاي آنلاين، فايل PDF كتابهاي درسي، تبلت دانشآموزي و... اينها عباراتي هستند كه در سالهاي اخير به كرات از آنها در جرايد، رسانه ملي و حتي مدارس، با عنوان منابع و ملزومات رويكرد جديد آموزش در استفاده از فناوريهاي نوين در امر تدريس و آموزش، ياد ميشوند و تلاشهاي وسيعي در جهت فراگير شدن اين رويكرد در مدارس آغاز شده است.
بدون تعارف بايد بپذيريم در كشور ما جنبههاي فانتزي، سرگرمي و غيرمتعارف تكنولوژيهاي روز دنيا بر ساير مزاياي آن تفوق و برتري چشمگيري دارد و بسياري از افراد جامعه از كاربرد اين منابع به صورت علمي و در جهت منافع صحيح غافلند. گوشيهاي جديد، لپ تاپ، تبلت، نوت بوك و... با رويكردي تجملاتي و مدگرايانه، بيشتر در جهت ارسال پيامكهاي بيمحتوا، رد و بدل كردن عكسها و فيلمهاي خندهدار و بعضاً غير اخلاقي، عضويت در شبكههاي اجتماعي با اهداف خاص و بازيهاي آنلاين به كار گرفته ميشود كه در اين فرآيند و رويه، چيزي جز اتلاف وقت و مضرات فيزيكي و اجتماعي ديده نميشود. جالب اينكه هيچگاه در تبليغات اينگونه وسايل در رسانه ملي نيز كاربردهاي علمي آنها نمايش داده نميشود و فقط جنبه سرگرمي آنها تبليغ ميشود. هر چند افراد بسياري نيز از اين فناوريهاي جديد در جهت اهداف صحيح، علمي، حتي تجاري و... استفاده ميكنند ولي در مجموع ميتوان گفت سرگرمي و اتلاف وقت نقطه تاريك ولي بارز فناوريهاي نوين در بين افراد بهويژه نسل جوان است. بنابراين با وجود چنين رويكردي در بين دانشآموزان و جوانان، در عمل ورود تجهيزات و فناوريهاي نوين به مدارس با اهداف آموزشي منافات دارد چراكه اين نسل نگاهي فانتزي و سرگرمكننده به اين فرآيند دارد و تدريس محتواي دروس از اين طريق در شرايط موجود قطعاً موفقيتآميز نخواهد بود.
علي اي حال با وجود موارد ذكر شده در بالا، به دليل جذابيتهاي ظاهري، ضريب نفوذ بالا در بين جوامع شهري و روستايي، تنوع محصولات و ساير عوامل اجتماعي و اقتصادي، شاهد ورود اين مقوله به عرصههاي مختلف اداري از جمله آموزش و پرورش خصوصاً مدارس هستيم. شايد عدهاي در نگاه اول، ورود تكنولوژي به مدارس را به فال نيك بگيرند و آن را از مصاديق توسعه و پيشرفت قلمداد كنند، ولي ذكر اين نكته ضروري است كه تجهيز مدارس به فناوريهاي نوين، بدون گذراندن دورههاي آموزشي مناسب و تفهيم ضرورت استفاده از آن در مدارس، نبود يا كمبود آموزش مناسب در استفاده بهينه و به جا از تكنولوژيهاي روز دنيا، در واقع ضربه به پيكره «فرآيند آموزش» خواهد بود و در عمل تبعات اقتصادي و اجتماعي فراواني را متوجه آموزش و پرورش، مدارس، دانشآموزان و خانوادهها خواهد كرد. در حال حاضر نيز تب هوشمندسازي دامن اكثر مدارس را فراگرفته است و عدهاي از مديران نيز با تحت فشار قرار دادن خانوادهها جهت تأمين منابع مالي، در تكاپوي هوشمندسازي مدارسشان هستند، غافل از اينكه هوشمندسازي و استفاده از تكنولوژي آداب و مراتبي دارد و با خريد چند دستگاه ويدئو پروجكشن يا تخته هوشمند محقق نخواهد شد!هوشمندسازي مدارس به چه معناست؟
بعد از تغيير برخي نظريههاي آموزشي در هزاره سوم و به قولي عصر ارتباطات، متوليان آموزش نيز بر آن شدند تا با تغيير برخي رويكردها زمينه به كارگيري فناوريهاي نوين را در مدارس آغاز كنند. در همين راستا در بند 25، بيانيه ارزشها در سند تحول، به بهسازي و تحول در نظام برنامهريزي آموزشي و درسي، مالي و اداري و زيرساختهاي كالبدي و فناوري، به منظور نيل به اهداف كلان سند تحول در بند 7، راهبردهاي كلان از تقويت نگاه فناورانه و بهرهمندي هوشمندانه از فناوريهاي نوين در نظام تعليم و تربيت رسمي عمومي سخن به ميان آمده است. سند تحول همچنين براي رسيدن به اهداف كلان، به ارائه راهكارهاي زير به منظور ارتقاي كيفيت فرآيند ياددهي ـ يادگيري با تكيه بر استفاده هوشمندانه از فناوريهاي نوين پرداخته است:
1- توسعه ضريب نفوذ شبكه ملي اينترانت در مدارس با اولويت پركردن شكاف ديجيتالي بين مناطق آموزشي و ايجاد سازوكار مناسب براي بهرهبرداري بهينه و هوشمندانه توسط مربيان و دانشآموزان در چارچوب نظام معيار اسلامي.
2 - توليد و به كارگيري محتواي الكترونيكي متناسب با نياز دانشآموزان و مدارس با مشاركت بخش دولتي و غيردولتي و الكترونيكيكردن محتواي تمام كتابهاي درسي (با تأكيد بر توليد محتواي چندرسانهاي) تا پايان برنامه پنجم توسعه كشور.
3- ارتقاي توانمنديهاي منابع انساني براي استفاده از ظرفيت و فرصت فناوريهاي نوين و بهرهمندي از ظرفيت معلمان كارآمد براي تكثير توانمنديهاي ايشان در رفع نابرابريها و گسترش عدالت تربيتي.
4- حاكميت روشهاي فعال، گروهي و خلاق در فرآيند ياددهي و يادگيري برون مدرسه به ويژه در آموزشهاي مكمل و فعاليتهاي فوق برنامه.
5- گسترش بهرهبرداري از ظرفيت آموزشهاي غيرحضوري و مجازي در برنامههاي آموزشي و تربيتي ويژه معلمان، دانشآموزان و خانوادههاي ايراني در خارج كشور بر اساس نظام معيار اسلامي و با رعايت اصول تربيتي.
6- رصدكردن تحولات فناوري و بازتوليد برنامههاي درسي و محتواي آموزشي و تربيتي متناسب با نيازهاي عصر حاضر مبتني بر نظام معيار اسلامي براي تغيير و نوآوري، ايجاد شبكه پژوهشي فعال و فراگير در درون ساختار نظام تعليم و تربيت رسمي عمومي با استفاده از فناوريهاي نوين اطلاعات ـ ارتباطات (راهكار 3/21) ارائه شده است. تعريف هوشمندسازي
مدرسه هوشمند، مدرسهاي است كه در آن اجراي تمامي فرآيندها اعم از مديريت، نظارت، كنترل، ياددهي- يادگيري، منابع آموزشي و كمك آموزشي، ارزشيابي، اسناد و امور دفتري، ارتباطات و مباني توسعه آنها، مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات باشد. در اين مدارس با استفاده از زيرساختهاي فناوريهاي نوين، معلمان و كاركنان توانمند با استفاده از رايانه در امور آموزشي، پرورشي و پشتيباني، محيطي ياددهي ـ يادگيري را براي تحقق اهداف عالي آموزش و پرورش مهيا ميكنند.
مدارس هوشمند به كاركنان متخصص نيازمند است و بايد از فرآيندهاي برنامهريزي شده مناسب و با پشتيباني قوي استفاده شود. مدارس هوشمند مكاني براي رشد كاركنان، مديريت و معلمان است. مدارس هوشمند، بهعنوان يك سازمان يادگيرنده، در طول زمان تكامليافته و بهطور مستمر، كاركنان حرفهاي خود، منابع آموزشي و تواناييهاي اجرايياش را توسعه ميدهد. ويژگيهاي مدارس هوشمند
مدارس هوشمند براي فعاليت به ويژگيهاي منحصر بهفرد يا كمنظير نياز دارند. مدارس هوشمند بايد بتوانند با بهرهگيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات، مديريت منظم در تمامي امور، معلمان و كاركنان توانمند، حضور فعال در شبكه محلي و اينترنت و با ايجاد بستري مناسب و عادلانه براي خلاقيت و توليد علم؛ به محلي براي گسترش فرآيند اصل ياددهي- يادگيري تبديل شود.
مدل مفهومي مدرسه هوشمند در سه بخش سختافزاري، زيرساخت توسعهيافته فناوري اطلاعات، ارتباط يكپارچه رايانهاي به مدارس ديگر، مديريت مدرسه توسط سيستم يكپارچه رايانهاي و دو بخش تركيبي- سختافزار و نرمافزارـ تعريف شده است. اين دو بخش شامل «محيط ياددهي- يادگيري مبتني بر محتواي چندرسانهاي» و «برخورداري از معلمان آموزشديده» ميشود.
مؤلفههاي اصلي در مدارس هوشمند شامل رايانه، شبكه، اينترنت، تجهيزات چندرسانهاي، محتواي ديجيتال، بستههاي آموزشي، ابزارهاي پشتيبان، معلم و قوانين است. بهطوركلي ويژگيهاي مدارس هوشمند به دو بخش سختافزاري و نرمافزاري تقسيم ميشود. بخش نرمافزاري مدارس هوشمند در ابعاد مديريت، سيستم ياددهي ـ يادگيري، مهارتها و نرمافزارهاي آموزشي و بخش سختافزاري به معناي توسعه زيرساختهاي فناوري است. علاوه بر موارد فوق از ويژگيهاي مدارس هوشمند، توانايي تمامي كادر مدرسه در تعيين خطمشي، جهتگيري، خودآگاهي و خودبازبيني است. هوشمندسازي مدارس با خريد تخته هوشمند ميسر نميشود!
از برآيند محتويات «سند تحول» و تعريف «هوشمندسازي مدارس» چنين بر ميآيد كه تحقق اين امر در مدارس، به سادگي محقق نخواهد شد و علاوه بر آمادهسازي زيرساختها و تهيه منابع مالي سرشار، نياز به آموزش پرسنل، معلمان، دانشآموزان و حتي والدين دارد كه با اوضاع فعلي بودجه آموزش و پرورش، تحقق چنين امري بعيد يا خيلي سخت به نظر ميرسد.
سخن آخر
ذكر اين نكته ضروري است كه مقوله آموزش يك مقوله جدي، ارزشي و عقلاني است كه تمركز و تأكيد بر محتواي مطالب آموزشي حين تدريس از ضروريات و اصول اوليه آن است و در اين فرآيند مطالعه دروس و كتب درسي نيز بخش جداييناپذير آن محسوب ميشوند اما در رويكرد جديد و گرايش به آموزشهاي تكنولوژيك اين نكته ناديده انگاشته شده چراكه خود اين رويكرد به نوعي باعث پراكندگي حواس و اختلال در امر تدريس خواهد شد. اختلالات سخت افزاري و نرم افزاري، گنجاندن سرگرمي و انيميشن در محتواي دروس، استفاده از موسيقي و ضرباهنگ در حين تدريس، پس زمينهها و ساير طرحهاي گرافيكي به منظور بالا بردن جذابيت محتوا، عدم تسلط برخي دبيران به استفاده از تجهيزات، سرعت پايين اينترنت و... باعث پراكندگي حواس دانشآموزان شده و شائبه كم اهميتي موضوع را در ذهن مخاطب به وجود خواهد آورد. در صورتي كه به عقيده نگارنده محتواي درس بايد در محيط آموزشي صرف تدريس شود و از فناوريهاي نوين به منظور تكميل محتواي دروس، علاقهمندسازي دانشآموزان و ترغيب ايشان در جهت توجه به ادامه بحث و حتي سرگرمسازي دانشآموزان با گرايشات علمي و آموزشي استفاده كرد. بنابراين، اين تصور كه كتب ديجيتال جاي كتابهاي چاپي را بگيرند و تخته هوشمند هووي گچ و تخته شوند، از تخيلات باطل است و تصور آموزش بدون وجود اين دو مقوله به مثابه تصور پرنده بدون بال است. شايد پذيرش اين مطلب براي كساني كه از نزديك با امر تدريس آشنايي ندارند، كمي دشوار باشد ولي ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه در بسياري از دانشگاههاي آلمان با آن سطح علمي بالا هنوز گچ و تخته حذف نشدهاند و حذف نيز نخواهند شد! چراكه نگاه جدي به علم با رويكرد فانتزي منافات دارد. ولي همانگونه كه اشاره شد ميتوان از جنبههاي فانتزي و جذابيتهاي تكنولوژيك در ايجاد انگيزه و تكميل مطالب درسي و سوق دادن بچهها به سمت و سوي مطالب علمي بهره جست. در خاتمه اميد است نگاه مسئولان امر نيز در مواجهه با پديدههاي نوين دنيا كمي محتاطانه و بر مبناي مطالعه و رصد ساير كشورهاي صاحب سبك باشد و از ورود عجولانه و شتابزده به وادي دنياي فناوري پرهيز كنند.