عرضه روز افزون و شايع مواد دخاني (قليان) در اماكن تفريحي، رستورانها و قهوه خانهها، تبليغات فريبنده در مورد قليان و تنباكوهاي ميوهاي و معطر، تغيير مصرف قليان از فرم سنتي در سنين بالا به فرم مدرن (ميوهاي و...) در سنين پايين و استفاده از آن به عنوان وسيله تفريحي، در دسترس بودن يا قيمت پايين انواع مواد دخاني، مصرف سيگار و ديگر مواد دخاني توسط ساير افراد خانواده، وجود تنش و ناهنجاريهاي خانوادگي، خانوادههاي بيثبات، نبود حمايتهاي خانوادگي، قبيح نبودن و ناپسند نبودن مصرف دخانيات در اذهان عمومي و نداشتن اعتماد به نفس، به افزايش مصرف سيگار در بين جوانان به ويژه دختران دامن ميزند و در نهايت ممكن است منجر به شكلهاي خطرناكتر اعتياد شود.
اينها همه و همه، دست به دست هم داده و باعث بروز پديده جديد تهديدكننده سلامتي كشور به صورت افزايش شيوع مصرف قليان در بين زنان و مردان و نوجوانان و جوانان به عنوان يك تفريح و تفنن شده است. اين در حالي است كه در بسياري از موارد انتخاب مكان عرضه مواد دخاني توسط خانواده صورت گرفته و زمينه ساز ورود نوجوانان و جوانان به اعتياد خواهد بود. فراموش نكنيم كه اعتياد گاهي از تعارف يك سيگار آغاز ميشود و يك پُك ساده ممكن است هستيمان را نابود كند.
اعتياد يك پديده چندعاملي است كه مداخلات پيشگيرانه آن در سطوح و ابعاد چندگانه فرد، خانواده و جامعه بايد به طور همزمان و مؤثر به مخاطبان ارائه شود. خود مراقبتي در زمينه سلامت روان و مصرف مواد مخدر از ابتداي كودكي تا سالمندي مورد توجه و حائز اهميت است. كارشناسان زبده اداره امور سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد با نيازسنجي وسيع در سطح جامعه، تهيه برنامههاي مدون و دستورالعملهاي قابل اجرا و ايجاد كارگروههاي آموزشي و ايجاد روابط درون سازماني و برون سازماني سعي بر اين دارند تا تمامي افراد جامعه را از خطرات مربوط حفظ كنند. خطراتي كه در برخي مواقع ناشناخته است و گاهي فرد خود را معتاد نميداند اما در دامن اعتياد اسير شده است. اين اقدام بزرگ و حساس تنها با ارائه الگوي مناسب ميتواند مسير مناسب و هموار بيافريند. هفته بدون دخانيات بهانهاي شد تا در اين زمينه پاي صحبت دكتر احمد حاجبي، مشاور معاون بهداشت در امور سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد و قائم مقام معاون درمان وزارت بهداشت در امور اعتياد بنشينيم. ماحصل اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
اهميت خود مراقبتي در پيشگيري از مصرف مواد اعتيادآور
امروزه، مصرف مواد مخدر يكى از چالش برانگيزترين مشكلات بهداشتى و اجتماعى است. تحقيقات متعدد نشان دادهاند كه مصرف هرگونه مواد در سنين پايين مىتواند براى مصرفهاى بعدى و ظهور عوارض و آسيبهاي ناشي از مصرف مواد در آينده يك عامل خطر به حساب آيد. فراهم كردن زمينه اقدامات پيشگيرانه خودمراقبتي به افراد فرصت مىدهد كه با توانمندسازي جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي خود و پرهيز از رفتارها و محيطهاي پرخطر، مشكلات مربوط به مواد را پيش از آنكه آغاز شوند، متوقف سازند. لذا آموزش خودمراقبتي به منظور توانمندسازي افراد براي ارزيابي خود از نظر مشكلات سلامت روان و درگيري با مصرف مواد، يك راهبرد مهم در پيشگيري از شروع مصرف مواد مخدر و روانگردان يا پيشرفت مصرف اين مواد به سمت سوءمصرف و وابستگي محسوب ميشود.
بر اساس مطالعات و بررسيهاي علمي، افزايش مقاومت فرد در مقابل وسوسههاى سوءمصرف مواد از طريق آموزش مهارتهاى زندگى نظير مهارت خودآگاهي و عزت نفس، حل مسئله، جرأت مندي و امتناع ورزي و مقابله با استرس و كنترل هيجانهاي منفي، تقويت فعاليتهاى جايگزين به منظور ارضاى نيازهاى روانى، اجتماعى مانند فعاليتهاي ورزشي و تفريحات سالم، آشنايي با خدمات مشاوره و درمان و لزوم مراجعه به موقع به اين مراكز خدماتي، ارتقاي سطح آگاهي فرهنگي جامعه و تقويت باورها و اعتقادات مذهبي و شناخت عوامل خطر و محافظ مصرف مواد در سطوح فردي، خانواده، اجتماع و محيط، مهمترين مداخلاتي است كه براي ايجاد مهارت تابآوري در برابر مصرف مواد توصيه ميشود.
مشكلات جسمي و روانپزشكي، عاملي براي اعتياد جوانان
افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد، خودتنظيمي پايينتري در مقايسه با افراد سالم اجتماع دارند و برنامههاي خودمراقبتي با تقويت مهارت افراد براي تنظيم امور مرتبط با سلامت خود، خطر ابتلا به اعتياد را كاهش ميدهند. بررسي علل منتهي به شروع و تداوم مصرف مواد نشان ميدهد مشكلات جسمي و روانپزشكي زمينهاي، در درصد قابل ملاحظهاي از بيماران دخيل بوده است. در واقع خود درماني با مواد در بسياري از موارد جايگزين مراقبت و درمان صحيح جسمي و روانپزشكي ميشود. اين موضوع به خوبي اهميت خودمراقبتي در حوزه سلامت خصوصاً سلامت روان در پيشگيري از اعتياد را نشان ميدهد.
به علاوه، بسياري از افراد مبتلا به وابستگي به مواد پيش از ابتلا در يك دورهاي مواد را به صورت تفنني و غيرمستمر استفاده ميكردند. به عنوان مثال گزارشهاي بينالمللي نشان ميدهند، تنها 10 تا 20 درصد از مصرفكنندگان مواد محرك شبهآمفتاميني اين مواد را به صورت مستمر يا در حد وابستگي مصرف ميكنند. در طول اين دوره زماني افراد درگير با مصرف مواد معمولاً به صورت انتخابي جنبههاي پاداش دهنده مصرف مواد را به ياد آورده و به عوارض و مشكلات مرتبط با مصرف بيتوجه هستند. برنامههاي خودمراقبتي از طريق ارتقاي سواد سلامت و تقويت مهارت خودارزيابي ميتواند به صورت مؤثري در اين گروه جمعيتي اثر پيشگيرانه داشته باشد.
پژوهشهاي علمي و تجربي بسياري وجود دارد كه نشان ميدهد هر چه سطح مهارتهاي فردي و اجتماعي افراد بالاتر ميرود، ميزان تابآوري در برابر مصرف مواد افزايش مييابد. مطالعات بينالمللي نشان ميدهد، هر واحد پولي كه صرف پيشگيري از اعتياد ميشود، ميتواند معادل 10 واحد پول از هزينههاي مستقيم و غيرمستقيم مرتبط با اعتياد در جامعه بكاهد. اين موضوع نقش و جايگاه پيشگيري از اعتياد را مورد تأكيد قرار ميدهد.
نقش پررنگ وزارت آموزش و پرورش به منظور ارتقاي سلامت روان و پيشگيري از اعتياد
همكاري نزديك وزارت بهداشت با آموزش و پرورش به منظور ارتقاي سلامت روان و پيشگيري از اعتياد ميتواند بسيار ثمربخش باشد. لذا توسعه همكاري با وزارت آموزش و پرورش در اين حوزه در سال 1392 در دستور كار قرار گرفت و پيگيريها منجر به انعقاد يك تفاهمنامه شد. بر اساس تكاليف مندرج در سند جامع پيشگيري اوليه، استفاده از ظرفيت آموزشي و بهداشتي دانشگاههاي علوم پزشكي جهت توانمندسازي و آموزش لازم به كاركنان مدارس، خانوادهها و دانشآموزان لازمالاجراست كه به اين منظور منابع كافي بايد از طريق دستگاههاي ذيربط در اختيار وزارت بهداشت قرار داده شود. توسعه همكاريهاي وزارت بهداشت و آموزش و پرورش در ارتقاي كيفي برنامههاي پيشگيرانه و اجراي برنامه غربالگري دانشآموزان داراي اختلالات روانشناختي از جمله بيشفعالي بايد مورد تأكيد قرار گيرد.
نقش مؤثر رسانهها در پيشگيري از اعتياد
شايد بتوان گفت صدا و سيما نيرومندترين وسيله پيامرساني است كه در سطح همگاني ميتواند در انتقال دانش سلامت و ارزشهاي فرهنگي مؤثر واقع گردد و بايد اين ظرفيت مورد توجه جدي قرار گيرد كه البته در جامعه از اين ظرفيت به صورت مطلوب بهره گرفته نشده و در واقع كمبود برنامههاي كارشناسي شده و توليد شده با نظر متخصصان به طور جدي محسوس است كه ميتوان با ارتقاي همكاريهاي نهاد تخصصي اين حوزه يعني وزارت بهداشت و سازمان صدا و سيما به نقش مؤثر رسانهها در پيشگيري از اعتياد در جامعه دست يافت.
اما واقعيت ديگر آن است كه اعتياد يك پديده چندعاملي است و مداخلات پيشگيرانه آن در سطوح و ابعاد چندگانه فرد، خانواده و جامعه بايد به طور همزمان و مؤثر به مخاطبان ارائه گردد. به عنوان مثال اگرچه رسانههاي همگاني در صورت جذابيت، تكرار و تداوم پيامهاي استاندارد ميتوانند بر باورها و انتقال دانش سلامت به بخش بزرگي از افراد جامعه مؤثر واقع گردند، اما رسانهها در رفع نياز يك فرد به يك مداخله درماني يا روانشناختي يا ايجاد يك مهارت رفتاري كمتر ميتوانند تأثيرگذار باشند. بديهي است حتي در صورت هدايت جامعه و درك اين نياز براي دريافت خدمات لازم، ضعف در ارائه خدمات و سطح پوششي آن در مراكز ارائه دهنده ميتواند به ناكامي اثرات نقش مثبت رسانه بينجامد.
خودمراقبتي مهمترين راه جلوگيري از افسردگي و بيماريهاي رواني
پيشگيري از افسردگي و بيماريهاي رواني از جمله راهكارهاي مؤثر پيشگيري از اعتياد است و در اين زمينه خود مراقبتي راهكاري مؤثر است.
خود مراقبتي به معناي مسئوليتپذيري فرد و خانواده در مورد بهداشت و سلامت خود است. خود مراقبتي شامل كارهايي كه فرد براي حفظ سلامت روان و جسم خود، برآوردن نيازهاي اجتماعي و روان شناختي خود، پيشگيري از بيمار شدن و تصادفات و مراقبتي كه براي بيماريهاي مزمنتر انجام ميدهد، است.
افسردگي حاصل تعامل پيچيده عوامل روانشناختي، بيولوژيك و اجتماعي است. افسردگي ميتواند به نوبه خود، منجر به استرس و اختلال عملكرد شده و وضعيت زندگي فرد را بدتر كند. ثابت شده است كه برنامههاي پيشگيري از شيوع افسردگي ميكاهند. برنامههايي براي افزايش توانمنديهاي شناختي، مهارت حل مسئله و مهارتهاي زندگي اجتماعي براي كودكان و نوجوانان، برنامههاي مبتني بر مدرسه براي كاهش سوء رفتار با كودكان و مداخلاتي كه براي والدين داراي كودكان مبتلا به اختلالات رفتاري انجام ميشوند از علائم افسردگي در آنها ميكاهد. همچنين ورزش كردن منظم ميتواند در پيشگيري از افسردگي مؤثر باشد.
افسردگي يك معضل اجتماعي و عامل مؤثر در اعتياد
بيماريهاي سلامت روان به طور عام و افسردگي به صورت اخص به عوامل مختلفي مربوط ميشوند كه علاوه بر علل بيولوژيك و فردي طيف وسيعي از عوامل اجتماعي را شامل ميشود.
بررسي شواهد نشان دهنده آن است كه افسردگي با ادراك نابرابري اجتماعي رابطه دارد. به عبارت ديگر وقتي كسي دچار بيماري افسردگي ميشود شناخت اجتماعي او از وضعيت اقتصادي- اجتماعي خود و ديگران (ميزان درآمد، شغل، موقعيت اجتماعي، جنسيت، نژاد و قوميت) قابل بررسي است.
بنابر اين مداخلات مؤثر در اين حوزه نياز به رويكرد جامع زيستي – رواني – اجتماعي دارد. در حوزه اجتماعي نقش عدالت اجتماعي و ارتقاي وضعيت اقتصادي- اجتماعي افراد از مداخلاتي است كه مستلزم ايجاد يك رويكرد بين بخشي مؤثر و ايجاد سياستهاي اقتصادي- اجتماعي منسجم در كاهش فقر و نابرابري است.
بنابر اين افسردگي بيش از آنكه مشكل فردي و در حيطه نظام سلامت تلقي شود بايد به عنوان يك معضل اجتماعي به آن نگريست و در اين راستا ضروري است كه حيطه مداخلات را از حوزه فردي به حوزههاي اجتماعي و سياستگذاريهاي كلان اقتصادي – اجتماعي گسترش داد. به همين دليل نقش اصلاح شيوه زندگي و خودمراقبتي در اين زمينه ميتواند به آن بخش از علت شناسي بيماريهاي رواني كمك نمايد كه جنبه بيولوژيك و فردي دارد و تا حدودي نيز به اصلاح روابط فرد با محيط پيرامون و از جمله روابط اجتماعي (سطح خرد) او بينجامد. بنابراين نقش و ضرورت مراقبت و حمايت اجتماعي در سطح كلان (سياستهاي بين بخشي كلان) از جمله چترهاي حمايت اجتماعي، كاهش نابرابري و تبعيض از جمله برنامههاي اجتماعي است كه نياز به همكاري و همكاري بين بخشي دارد.
آموزش مهارتهاي زندگي راه مقابله با آسيبهاي اجتماعي
برنامه آموزش مهارتهاي زندگي به عنوان يك برنامه پيشگيري اوليه در حوزه سلامت فردي در بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا سابقه اجرا دارد و با تأكيد بر آموزش مهارتهاي فردي در حوزه دانشي و عملي، افراد را در برابر بسياري از آسيبهاي اجتماعي و ناتوانيهاي فردي ارتقا ميدهد. اين برنامه يك ضرورت است و لازم است از سنين پايين در مقاطع آموزشي، از مهد كودكها، دبستانها تا سطح دانشگاه ادامه يابد و با توجه به رشد سني و عقلي كودكان و نوجوانان، نوع آموزش مهارتها، اولويت بندي ميشود و در اين راستا وزارتخانههاي آموزش و پرورش، بهداشت و علوم نقش مؤثر و كاربردي دارند. سياستها و برنامههاي اين حوزه در وزارت بهداشت از طريق واحدهاي سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد معاونت بهداشت دانشگاههاي علوم پزشكي در حوزههاي فوق انجام ميپذيرد كه بخشي از آن در همكاري با ساير سازمانهاي ذينفع محقق ميشود.
خدمات متعدد آموزشي و مشاورهاي مورد اجرا در حوزه پيشگيري عبارتند از: آموزش چهره به چهره افراد در معرض خطر، آموزش گروهي، اجراي كارگاههاي آموزشي، توليد رسانههاي آموزشي چاپي و غيرچاپي، برگزاري جشنوارهها، نمايشگاهها و همايشها در كانونهاي هدف مدرسه، دانشگاه، خانواده، محيط كار به ويژه با تأكيد بر جمعيتهاي دانشآموزي و والدين، آموزگاران، دانشجويان، رابطين بهداشتي، خانوادهها، شاغلين و به طور كلي افراد در معرض خطر.