کد خبر: 647862
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۰
مرگ هر تالاب، فاجعه ای جبران ناپذیر
بی شک یکی از شگفت انگیزترین اعجاز طبیعت که نقش بی بدیلی در حفظ و حراست از آبزیان، گیاهان، جانوران و در ابعادی گسترده تر، انسانها ایفا می کند، تالاب است. محیطی که با کارکردهای منحصر به فردش توانسته جای خود را در میان جوامع بشری باز کند...
حوریه ملکی

بی شک یکی از شگفت انگیزترین اعجاز طبیعت که نقش بی بدیلی در حفظ و حراست از آبزیان، گیاهان، جانوران و در ابعادی گسترده تر، انسانها ایفا می کند، تالاب است. محیطی که با کارکردهای منحصر به فردش توانسته جای خود را در میان جوامع بشری باز کند و انسان ها را مجاب کند که بدون آن با معضلات زیادی دست به گریبان خواهند بود. در توصیف اهمیت این موضوع همین بس که جهان در سال ۱۹۷۱ کنوانسیون رامسر را برای حفاظت جهانی از تالاب ها و حمایت علمی ، پژوهشی و اجرایی کشورهای عضو در جهت مقابله با تخریب آنها به امضا رساند و ایران به عنوان اولین میزبان این کنوانسیون ، چهره ای ماندگار از خود به جای گذاشت. چهره ای که طی سال های اخیر به خاطر بی مهری های مداوم مسئولین در امر حفاظت از تالاب ها، و گزارش ها و اخباری که از وضعیت اسفبار آنها منتشر می شود در عرصه بین المللی مخدوش شده است. امروز بدون تعارف باید بگوییم که حال هیچ یک از تالاب های ایران خوب نیست.

***

براساس تعریف ارایه شده از سوی کنوانسیون جهانی حفاظت از تالاب ها با نام کنوانسیون رامسر که در سال ۱۹۷۱ منعقد شد، منظور از تالاب، مناطقی است که پوشیده از مرداب، باتلاق، لجن زار یا آبگیرهای طبیعی و مصنوعی اعم از دایمی یا موقت است که در آن آب های شور یا شیرین به صورت راکد یا جاری یافت می شود و معمولاً عمق آن ها در پایین ترین حد جزر از ۶ متر تجاوز نکند و یکی از مهم ترین شرایط ثبت تالاب در این معاهده، حضور حداقل ۲۰ هزار پرنده مهاجر در سال است.

بنابراین مهم ترین مشخصه تالاب ها، ماندگاری نسبی آب در آنهاست. به این معنی که می توانند گاهی خشک و گاه آب داشته باشند. تالاب ها نقش بسیار مهمی در تولید مثل و زیست گونه های بی شماری از گیاهان و جانوران داشته و زیستگاه مهمی برای پرندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی مهرگان به شمار می آیند.

ایران دارای 250 تالاب با مساحت حدود 2/5 میلیون هکتار می باشد که از این میان 22 تالاب با مساحت یک میلیون و 481 هزار و 187 هکتار در کنوانسیون رامسر ثبت شده و اهمیت جهانی دارند. از تالاب های بین المللی ایران 7 تالاب در کرانه دریای خزر، 5 تالاب در کرانه خلیج فارس، یک تالاب درکرانه دریای عمان و 9 تالاب در استان های داخلی و یک تالاب نیز مرزی می باشد.

از نظر زیست محیطی، تالاب های ایران توانسته اند محل زندگی و زاداوری بیش از 140 گونه از پرندگان مهاجر و بومی باشند که این رقم معادل حدود یک سوم پرندگان کل کشور است.

به عقیده کارشناسان محیط زیست، دارا بودن مواد غذايي فراوان، امنيت، پناهگاه و شرايط آب و هوايي مناسب، سبب شده 63 گونه پرنده در تالاب‌‌هاي ايران جوجه‌آوري كنند و 77 گونه فصل زمستان و پاييز را در آنها سپري كنند.

تا همین چند وقت پیش حدود يك تا دو ميليون پرنده آبزي و كنار آبزي در تالاب‌‌هاي ايران زمستان‌گذراني می کردند و حتی 20 گونه از پرندگان در خطر انقراض که 6 گونه از آنها آبزي هستند در تالاب‌‌هاي این کشور به سر مي‌بردند که با کمال تاسف باید گفت با مشکلاتی که گریبان گیر تالاب ها شده، این پرندگان هم یا در حال تغییر محل زندگیشان هستند و یا انقراض و نابودیشان سرعت گرفته است.

گوش ها را باید شست

در حال حاضر در برخی مناطق و بخصوص زاینده رود، به خاطر تغییرات اقلیمی، منابع آبی به شدت کاهش یافته. اما کارشناسان معتقدند حتی اگر منابع آبی هم ثابت می‌ماند باز پاسخگوی توسعه روزافزون منطقه نبود. بنابراین پیش‌بینی ها به سمت خشک شدن زاینده‌رود بود.

معاون امور تالاب‌ها در دفتر زیستگاه‌ و مناطق حفاظت‌شده سازمان حفاظت محیط زیست درباره وضعیت تالاب گاوخونی می گوید: با فعالیت جدی که بر روی زاینده‌رود صورت می‌گیرد وبحث هایی که درباره حق‌آبه‌های آن با وزارت نیرو انجام می‌دهیم، امیدواریم با رسیدن آب به زاینده‌رود در انتهای آن به گاوخونی هم آب برسد.

مسعود باقرزاده‌کریمی خشک شدن زاینده‌رود را ناشی از جریان سنگین توسعه در سال‌های متوالی در حوزه آن ذکر می کند و ادامه می دهد: بارگذاری خارج از ظرفیت آب منطقه موجب خشک شدن زاینده‌رود شده است.

وی از خشک شدن 40 تا 80 درصد از تالاب های کشور خبر داده و تالاب های بزرگ و مشهور کشور را حدود 60 تالاب معرفی می کند که معروف‌ترین آنها هامون در سیستان، گاوخونی در اصفهان، دریاچه پریشان، تالاب بختگان، حورالعظیم و... است.

این مسئول می گوید: ایران دارای تالاب‌های گمنام و کوچک بسیاری است و در برخی از این تالاب‌ها مانند تالاب‌های سیستان که جریان آب «هیرمند» برقرار شده، وضعیت در حال اصلاح است.

معاون امور تالاب‌ها در دفتر زیستگاه‌ و مناطق حفاظت‌شده سازمان حفاظت محیط زیست وضعیت دریاچه پریشان را نیز رو به بهبود می داند که با توجه به ساماندهی چاه‌های کشاورزی این منطقه، می توان به آینده آن امیدوار بود.

یکی از مشکلات اصلی کشورهای جهان سوم این است که وقتی قرار می شود منطقه ای متحول شده و توسعه یابد، توجه به مسائل زیست محیطی آن به شدت کمرنگ شده و همگان چشم به صنعت می دوزند.

این موضوع در مورد دریاچه ارومیه نیز صدق می کند. از اوایل دهه 80 که هشدارها درباره ضرباتی که به این دریاچه وارد می شد، آغاز شد، کسی به آن توجه نمی کرد و گویی مسئولان سرخوش چیز دیگری بودند.

بر اساس گزارش ها در حال حاضر شوری آب دریاچه ارومیه حدود 400 گرم در لیتر است که با این اوصاف وضعیت آن مناسب نیست و شاید با ساماندهی بهره‌برداری‌های آب که به صورت بی‌رویه استفاده می‌شود، بتوان به آینده این دریاچه امیدوار بود. البته این مسئله با ابعاد مختلف در مورد دیگر دریاچه ها و تالاب ها نیز وجود دارد.

باقرزاده‌کریمی در همین رابطه به وضعیت تالاب بین‌المللی انزلی اشاره کرده و می گوید: آلودگی تالاب انزلی زیاد است و با توجه به تجمع کاربری‌ها به ویژه کشاورزی و صنعتی در گیلان، آلودگی آن قابل قبول نیست.

انسان عامل اصلی فجایع

تالاب های ایران یکی پس از دیگری رو به نابودی می روند که این امر را باید فاجعه ای زیست محیطی درنظر گرفت. کارشناسان علل از بین رفتن تالاب ها را دو موضوع طبیعی و توسعه ناپایدار بشری می دانند که مورد دوم، درصد بالایی را به خود اختصاص داده است.

در میان عواملی که تخریب تالاب ها را سرعت بخشیده و خشک شدن آنها را تسهیل می کند، سدها بیش از هر مورد دیگری خودنمایی می کنند.

سدهایی که بر روی رودخانه ها ایجاد می شوند، جلوی ورود مقدار زیادی از آب ورودی به تالاب ها را می گیرند و همین کاهش آب، غلظت آلودگی در تالاب را افزایش داده و بدین ترتیب منجر به از بین رفتن اکوسیستم تالاب و در نتیجه مرگ گیاهان و موجودات اطراف آن می شود.

البته ساخت غیرکارشناسانه سدها نه تنها تالاب ها را از بین می برد بلکه آبهای ذخیره شده در پشت دیواره های عظیم را نیز به نوعی هدر می دهد. متاسفانه در حال حاضرسالانه 5 میلیارد مترمکعب از آب تجدید پذیر کشور در درياچه هاي پشت سدها تبخير مي شوند که این مقدار تبخیر، معادل 20 برابر حجم مخزن سد اميركبير كرج است.

شايد بتوان مهمترين چالش سدسازي با زيست بوم هاي تالابي كشور را عدم رعايت حقابه تالابها از آب مهار شده در پشت سدها دانست. مثالهاي بارز اين چالشها در حال حاضر خشك شدن تالابهاي گاوخوني در پائين دست زاينده رود، درياچه اروميه، بختگان در پائين دست رودخانه هاي كر و سيوند، هامون جازموريان در حوزه رودخانه جيرفت، تالاب شادگان در پائين دست رودخانه مارون و بسياري از تالابهاي ديگر مثل پريشان در فارس، الاگل در گلستان، هامونها در سيستان و هورالعظيم در خوزستان مي باشد.

از دیگر مشکلات تالاب ها ورود فاضلاب شهری و صنعتی به درون آنها می باشد. مانند تالاب انزلی که به شدت از این امر رنج می برد.

یکی دیگر از عواملی که نفس تالاب ها را به شماره انداخته و عمرشان را به آخر می رساند، زه کشی و خشک کردن انها برای استفاده از زمین هایشان برای کشاورزی است. تالاب کمجان از نمونه تالاب هایی است که از این طریق نابود شده و هم اکنون در لیست سیاه مونترو قرار دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار