عدالت اجتماعي، به مقدار زيادي وابسته به اخلاق است. البته بخش عمده آن مربوط به مقررات و قوانين جامعه است اما مقررات و قوانين، بدون اينكه افراد از اخلاق الهي و اسلامي برخوردار باشند، چندان كارساز نيست. امروز در جامعه ما، هستند كساني كه درآمدهاي زيادي دارند. حال يا تخصص آنها تخصص مورد نيازي است يا افراد كمي آن تخصص را دارند. به هر جهت و به هر دليل، درآمدهاي زيادي دارند. آيا اين همه درآمد را بايد صرف خودشان كنند؟ اين اخلاق مادي است. اين اخلاق شيطاني است. به تعبير درستتر، اين اخلاق حيواني است. حيوان هرچه دارد، مال شخص خودش است. اخلاق انساني و به خصوص آن اخلاق والاي اسلامي، اينطور حكم نميكند. آنچه شما داريد، بايد پس از آنكه نياز ضروري خودتان را تأمين كرديد و خواستههاي خودتان را عمل نموديد، براي بقيه انسانهايي كه در آن جامعه هستند صرف شود. همسايه شما اگر نيازي دارد، صرف او شود. خويشاوند شما اگر نيازي دارد، صرف او شود. فرض كنيد امروز در جامعه ما، مدرسهسازي يك مسئله مهم است. ساختن فضاهاي آموزشي يا همين رسيدگي به عقبافتادهها و معلولين جسمي و ذهني، يك كار مهم است. كسانيكه امكان مالي دارند، بسيار شايسته است و از لحاظ اخلاقي يك فريضه است كه بخشي از ثروت خودشان را براي اينها صرف كنند. اين همان دگرگوني اخلاقي است.
بيانات در ديدار كاركنان «وزارت آموزش و پرورش»، «سازمان بهزيستي» و «سازمان تأمين اجتماعي» 23/4/1372