
در تاريخ برخي ملتها ممكن است حوادث و اتفاقاتي ثبت شده باشد كه بتوان از آن به عنوان نقطه عطف تاريخ آن ملت ياد كرد و گاه اين اتفاقات آنقدر بزرگ و شگرف بوده كه آيندگان بايد بسياري از مولفههاي رفتاري خود را بر پايه همان اتفاق تاريخ ساز شكل دهند.
در 35 سال تاريخ انقلاب اسلامي ما هم اتفاقات بسياري در مواجهه با دشمنان روي داده كه يكي از مهمترين آنها «فتح خرمشهر» بوده كه از آن ميتوان به عنوان يكي از نقاط عطف تاريخ مان ياد كرد، اتفاقي كه در سال 61 و در جريان جنگ رزمندههاي كشورمان با نيروهاي بعثي عراق روي داد. به همين دليل نزديك به 22 سالي است كه روز سوم خرداد در تقويم كشورمان به نام روز «مقاومت، ايثار و پيروزي» ثبت شده، تا رويكرد مقاومت و ايستادگي همچنان بر روش انفعال و وادادگي در مقابل دشمنان ارجحيت داشته باشد.
فتح خرمشهر روحيه خودباوري و اقتدار درون زا را به دنبال داشتارزش و اعتبار فتح خرمشهر، زماني روشنتر ميشود كه ما با مرور برخي از اتفاقات تاريخ سه قرن گذشته كشورمان به اين نكته پي ببريم كه استقلال ايران در بسياري از حوزههاي سياسي، اقتصادي، قضايي و فرهنگي ازدست رفته بود و ايرانيان به اين تلقي رسيده بودند كه توان و استعداد آن را ندارند كه روي پاي خود ايستاده و به مقابله با دشمنان بپردازند.
نهادينه شدن روحيه «نمي توانيم» در روح و جان بسياري از مسئولان، نخبگان و مردم تا جايي بود كه براي ابتداييترين فعاليتهاي سياسي اقتصادي و فرهنگي دست نياز به سوي غربيها دراز ميكرديم.
عوامل بسياري زمينه نهادمند شدن فرهنگ «ما نميتوانيم» را در سطوح مختلف اجتماع در طول سه قرن گذشته پديد آورد كه ميتوان از جمله آن شكست در جنگهاي اول و دوم با روسيه و پس از آن شكست از انگليس - كه هرسه آن در زمان قاجار بود – ياد كرد كه از يك سو بخش قابل توجهي از حاكميت سرزمينيمان را جدا كرده و از سوي ديگر روحيه خودباوري و توانمندي ايرانيان را در مقابله با دشمنان به شدت متزلزل كرد.
اين شرايط روحي ماندگار تا پيروزي انقلاب اسلامي در سطوح مختلف نخبگان و مردم پايدار بود و پس از سال 57 آرام آرام روحيه خود باوري و ايمان به توان و قدرت داخلي جاي خود را باز كرد، آنگونه كه در شرايط فعلي از لحاظ علمي بالاترين رشد را در سطح كشورهاي خاروميانه داريم، از لحاظ سياسي و ثبات داخلي جزو بهترين كشورهاي دنيا به حساب آمده، در حوزه فرهنگ ديني بسيار تأثيرگذار هستيم و از نظر نظامي، تسليحاتي، مبارزه با تروريسم و بسياري ديگر از مولفهها جزو بهترينها هستيم.
راهبرد پايدار نظام سلطه در مقابل ايرانبا پايان يافتن جنگ تحميلي و شكست راهبرد براندازي نظامي(كودتا، شورش و تجزيهطلبي، ترور و حملات گسترده)، رويكرد نظام سلطه و در رأس آن امريكا براي رويارويي با نظام اسلامي دستخوش تغيير شد و براندازي نرم با دو راهبرد «تغيير ساختار» و «تغيير رفتار» از درون، در دستور كاخ سران سفيد قرار گرفت و پس ازگذشت35 سال از انقلاب هنوز هم به قوت خود باقي است و به رغم اظهارات سال گذشته اوباما مبني براينكه«ما به دنبال تغيير حاكميت درايران نيستيم» شاهد بودهايم در مقاطع مختلف زماني از جمله غائله78 و88 همواره اين دو راهبرد در دستوركارنظام سلطه قرار داشته است؛پس ميتوان نتيجه گرفت دشمني امريكا با ملت ايران ريشهدار بوده و به اين آساني هم پايانپذير نميتواند باشد.
در اين ميان ظهور و نقشآفريني برخي از عناصر و جريانهاي درون نظام در پيشبرد اهداف نظام سلطه چشمگير بوده، همان طيفي كه امروز خوشبيني مفرطي نسبت به رابطه با امريكا دارد و سعي ميكند با عمليات رواني- رسانهاي ضمن فشار به دولتمردان براي انجام مذاكرات مستقيم، اين نگاه را در داخل نهادينه كند كه راه برون رفت از مشكلات داخلي تنها«مذاكره با امريكاست.»
رويكرد تدافعي و منفعلانه اين جريان در برابر نظام سلطه در طول سالهاي حاكميت خود نه تنها منجر به چشمپوشي دولتمردان از حقوق ابتدايي و اساسي ملت در آن فرآيند زماني شد، بلكه باعث شد ايران به رغم همه تلاشهاي بحث برانگيز ديپلماسي، «محور شرارتها» نامگذاري شود و باتوجه به تجربه تلخ و عملكرد بدون نتيجه اين جريان خاص در مواجهه با دنياي غرب و همچنين رويكرد كنوني آنها به مقوله ديپلماسي، مقامات كشورمان بايد ضمن حفظ هوشياري در مقابل توطئههاي نظام سلطه همان رويكرد رزمندگان در طي هشت سال دفاع مقدس –به خصوص در آزادسازي خرمشهر- را دنبال كنند. به هر روي مسئولان كشور در هر شرايطي اهداف و مقاصد نظام سلطه را هم مورد توجه قرار داده و فراموش نكنند كه منافع امريكاييها نخست در منطقه حول دو محور «انرژي» و«اسرائيل» ميچرخد و در داخل كشور هم بهدنبال براندازي نرم با دو راهبرد «تغيير ساختار» و «تغيير رفتار» بوده و تنها راه مقابله با آن «دشمنشناسي» مناسب، در كنار آن استمرار رويكرد «مقاومت و ايستادگي» در مقابل توطئهها و تهديدات آنهاست.
تئوري رهبري براي مقابله با نظام سلطه چيست؟مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف زماني، ضمن تأكيد بر روحيه استقامت در مقابل توطئهها و تحريمهاي دشمن به مدل «توسعه وابستهگرايي» واكنش جدي نشان دادهاند. بر همين اساس، تأكيد برخي از شخصيتهاي نشانهدار در طول ماههاي گذشته مبني بر حل مشكلات داخلي از گذرگاه سازش با غرب، منجر به آن ميشود كه رهبر معظم انقلاب در مدت محدود دو ماهه چندين بار به «پيشرفت درونزا» در مقابل «توسعه وابستهگرا» تأكيد نمايند.
ايشان در مراسم تنفيذ حكم رئيسجمهور يازدهم ميفرمايند: «درس بزرگي كه ما از اين فشارهاي اقتصادي دريافت كرديم، اين است كه هرچه ميتوانيم، بايد به استحكام ساخت داخلي قدرت بپردازيم؛ هرچه ميتوانيم، در درون، خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم. آنهايي كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتي با چنين مشكلاتي مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاي ملت ايران خيلي زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت دروني اقتدار ملي. . .».
همچنين در ديدار شهريورماه خود با اعضاي هيئت دولت بيان واضحتري از پيشرفت درونزا را اظهار مينمايند: «نگاهمان به بيرون نباشد. اين، توصيه ما است؛ اين معنايش اين نيست كه از امكاناتي كه در بيرون هست استفاده نكنيم؛ اين دو حرف با هم اشتباه نشود. اميدمان را به بيرون از ظرفيت داخلي كشور ندوزيم». و در هفته اخير در ديدار با خبرگان رهبري ميفرمايند: «راهحل اصلي مشكلات كشور، تقويت ساخت دروني نظام براساس نگاه عاقلانه و خردمندانه است. . . تقويت ساخت دروني كشور نيز از طريق پيشرفتهاي علمي و مديريت درست اقتصادي امكانپذير است.» و در ادامه تأكيد ميكنند: «بايد همواره در جهت استحكام ساخت دروني و حل كردن مشكلات با كمك نيرو و اراده خود حركت كنيم.»
دستاوردهاي راهبرد «مقاومت» و «تكيه بر توان داخلي»در پايان بايد گفت انقلاب 35 ساله ايران در سايه مقاومت همراه با تدبير ايستاده و امروز قدرت اول منطقه از حيث سياسي و علمي و يك الگوي تمامعيار از حيث گفتمان در منطقه و جهان اسلام است. در چنين شرايطي، دشمنان همواره تلاش داشتهاند با اعمال تحريمها و تهديدها در مسير پيشرفت و توسعه كشورمان دستانداز ايجاد كرده و اجازه ندهند كه روند روبه رشد نظام ادامهدار باشد. دامنه «تحريم» و «تهديد» كه عمري به اندازه انقلاب اسلامي دارد، در چند سال اخير به بهانههاي مختلف از جمله پرونده هستهاي، گستردهتر شده و بيشتر روي نقاط ضعف ما در حوزه اقتصادي - كه ضعفي ساختاري است - متمركز شده تا بلكه هم ما را وادار به تسليم كرده و هم از نفوذ و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي در دنيا جلوگيري كند.
اما در مقابل بايد گفت پيشرفت مبتني بر روحيه «مقاومت» و «تكيه بر توان و سرمايههاي داخلي»، تا به امروز پيشرفت و اقتدار فراواني چه در عرصه داخلي و چه از حيث بينالمللي نظير «پيشرفتهاي چشمگير در توليد علوم پيشرفته نانو، هوافضا، سلولهاي بنيادين و بيوداروها»، «خودكفايي در توليد بنزين»، «ساخت جنگنده قاهر»، «دستيابي به فناوري ساخت زيردرياييهاي مدرن»، «پيشرفت خيرهكننده در مقوله انرژي هستهاي و از جمله تأمين سوخت ۲۰ درصد و توليد صفحات سوخت» و«دستيابي به فناوري توليد پهپادهاي رادارگريز»، داشته است كه به راحتي نميتوان از آن چشمپوشي كرد.