واقعيتها ميتواند وارونه منعكس شود و ميتواند حتي بخشي از آن و به گونهاي منعكس شود كه در تعارض با روح كلي آن واقعيت باشد. اتفاقي كه گرچه در ظاهر «دروغ» نيست اما آنچنان معناي آنچه را كه هست، تحريف ميكند كه نميتواند بازتابي صادقانه لقب بگيرد.
آنچه گفتيم، ديروز در صفحه 2 روزنامه شرق عينيت يافت و اين رسانه تندروي اصلاحطلب با انعكاس گزينشي مطالبي از روزنامه جوان، كوشيد كه اين روزنامه را معترضي تمام قد در قبال سياستهاي خارجي دولت يازدهم و به ويژه مذاكرات هستهاي قلمداد كند و در پايان به نتيجه دلخواه خويش برسد كه «رسانههايي كه منافع حزبيشان بر همه منفعتها ميچربد.» و اين ميان نه حتي اشارهاي هم نكند كه روزنامه جوان به كدام منفعت حزبي چشم دوخته و از كجا قرار است منتفع شود كه اين سوددهي از راه اعتراض به دولت حاصل ميشود؟!
روزنامه جوان از ابتداي آغاز به كار دولت كوشيده تا در كنار حمايت ازدولت واقعيتهاي موجود در برخي عملكردها را كه ردي از اشتباه در آنها هست يا آنكه به رغم نيت صحيح دولتمردان، مسيري نادرست را طي ميكند، به دولت تذكرات لازم را بدهد تا دولت بتواند با اصلاح اشتباهات خويش، عملكرد بهتري از خود نشان دهد.
اين رويه يقيناً از بساط تملقي كه امثال شرق و آفتاب يزد و آرمان و... به راه انداختهاند و حتي اشتباهات دولت را هم در قامت فتحالفتوح نشان ميدهند، براي دولتي كه به خدمتگزاري ملت آمده است، سودمندتر خواهد بود.
شرق تيترهايي از جوان را رديف ميكند و از آنها نتيجه اعتراض به مذاكرات را در ميآورد، اما جالب آنكه حتي همان تيترها نيز نشاني از اعتراض به دولت ندارند؛ به عنوان مثال روزنامه شرق به تيتر «زيادهخواهيهاي 1+5 وين 4 را بينتيجه پايان داد» اشاره ميكند؛ تيتري كه هيچ نشاني از اعتراض به دولت ندارد و حتي دليل بينتيجه مذاكرات را زيادهخواهيهاي غرب عنوان ميكند و نه اينكه آن را مرتبط با سياستهاي دولت يازدهم بداند. جالب آنكه اشاره ديگر شرق به عكس ديدار ظريف با فوتباليستهاي تيمملي به عنوان عكس يك روزنامه جوان است كه آن هم نه در قامت نقد دولت كه به حمايت از تيم مذاكرهكننده هستهاي منتشر شده بود.
شرق ميكوشد رسانههاي غيرهمسو با رسانههاي اصلاحطلب را گرچه در موارد بسياري حامي عملكرد دولت باشند، تندرو و افراطي قلمداد كرده و آنان را تخطئه كند. شرق فضاي رسانه را تنها براي آناني كه جز به تأييد و تملق با دولت سخن نميگويند، ميخواهد و ميكوشد عليه رسانههاي منتقد جو رواني ايجاد كرده تا زمينههاي برخورد با منتقدين فراهم شود.
پيش از اين هفتهنامه «صدا»(نشريهباقيها) نيز كه همسو با دولت يازدهم فعاليت ميكند، ليستي از رسانههاي منتقد دولت فراهم كرده بود كه «جوان» نيز در ميان آنان قرار داشت. آيا رسانههاي اصلاحطلب تاب قلم همكاران انقلابي خود را ندارند و فضاي رسانهاي را در دوران دولت يازدهم تكصدايي ميپسندند؟!