كوزهگري بالاخره مجبور به استعفا شد. پس از كشوقوسهاي فراوان رئيس فدراسيون هندبال در مواجهه با ملي پوشان شاكي كم آورد و ميدان را به نفع معترضان خالي كرد؛ اتفاقي غيرحرفهاي كه در ورزش ايران ريشه دوانده است. فشار بازيكنان مليپوش بر فدراسيون و تهديد به كنارهگيري در رشتههاي مختلف ورزشي هر روز ابعاد تازه تري پيدا ميكند. در تازهترين آنها، كوزهگري به دليل نوشتن نامههاي سرگشاده از سوي هندباليستهاي سرشناس تاب مقاومت نداشت و در فاصله كمتر از چهار ماه از سمتش كنار رفت. هرچند دوشغله بودن و پيگيريهاي سازمان بازرسي علت اصلي رفتن رئيس عنوان شده، اما نه كوزهگري اين دليل را باور ميكند و نه منتقدانش!
بهمن ماه سال آينده هندباليستهاي كشورمان با هدايت رافائل اسپانيايي براي نخستين بار جشن راهيابي به مسابقات جهاني را به پا كردند. پس از آن فدراسيون دركمال ناباوري با مرد اسپانيايي قطع همكاري كرد تا برخي بازيكنان اين تيم با حمايت مديران مستعفي فدراسيون دست به كار شوند و به وزير ورزش نامه بزنند و از وي تقاضاي كمك كنند. منتها پس از حمايت تلويحي گودرزي از مديريت وقت، مليپوشان دوباره دست به قلم شدند و با نوشتن نامهاي ديگر، اين بار تهديدشان را جديتر مطرح كردند. بازيكنان مليپوش هندبال علناً اعلام كردند تا وقتي سرمربي مورد نظر آنها به سركار خود بازنگردد آنها هم به تيم ملي پشت ميكنند!
براي روشن شدن موضوع بايد بگوييم كه هدف از نگارش يادداشت فوق حمايت از رئيس مستعفي فدراسيون هندبال نيست، بلكه ميخواهيم بگوييم كه اپيدمي دست به يكي كردن بازيكنان مليپوش در رشتههاي مختلف سرعت زيادي پيدا كرده و اگر مسئولان اصلي ورزش فكري به حال اين مسئله نكنند، به زودي با چالش جديدي مواجه خواهيم شد.
در اينكه مديريت كوزهگري در فدراسيون هندبال با مشكلاتي روبه رو بوده و او هم مثل هر مدير ديگري سعي در آرام نشان دادن شرايط داشت شكي نيست، به علاوه اينكه حواشي زياد اين فدراسيون را نميتوان انكار كرد. اما اينكه ملي پوشان يك رشته قدرتشان آنقدر بالا باشد كه مربي مدنظر خود را به فدراسيون تحميل كنند به هيچ وجه قابل قبول نيست. مگر نه اينكه ملي پوشان سرباز تيم ملي هستند و تحت هر شرايطي ميبايست براي اعتلاي پرچم كشومان تلاش كنند. چه اتفاقي افتاده كه حالا هر بازيكني به خود جرأت ميدهد كه تهديد به كنارهگيري كند؟!
متأسفانه اينگونه رفتارها به شدت در ميان رشتههاي مختلف باب شده. مهمترين موردي كه ميتوان به آن اشاره كرد، موضعگيري پولادمردان عليه كوروش باقري بود. با رفتن المپينها عملاً دست سرمربي وزنهبرداري خالي شود و پس از نتايج ضعيف در قهرماني آسيا مجبور به استعفا شود. كارشكنيها به اينجا ختم نشد. پس از كنارهگيري ناگهاني محمد بنا، ملي پوشان المپيكي كشتي فرنگي هم خيال قهر كردن به سرشان زد. قهر هم كردند، ولي خيلي زود سر عقل آمدند و براي حضور موفق در جام جهاني تهران به اردو بازگشتند. البته ورزشكاران ايراني ثابت كردهاند كه در صورت لزوم به طرز شگفتانگيزي با يكديگر متحد ميشوند و تا رسيدن به هدف نهايي اتحادشان را حفظ ميكنند. بازي تيم ملي فوتبال با آ اس رم، شكست 7 بر يك و بركناري ايويچ خدابيامرز از شاخصترين اين اتحادهاي خودجوش است.
بازهم تأكيد ميكنيم كه فدراسيون هندبال در سالهاي اخير فراز و فرودهاي زيادي داشته. ولي بررسي مديريت كوزهگري بايد از سوي وزارت ورزش انجام و در صورت لزوم تصميمات لازم گرفته ميشد. نه اينكه مخالفان در يك پروسه چند ماهه براي رسيدن به اهدافشان هر كاري از دستشان بر ميآيد انجام دهند. حضور موفق در بازيهاي آسيايي اينچئون و دفاع از عنوان نايب قهرماني اهميت زيادي دارد، ولي فراموش نكنيم كه بازيكنسالاري نتيجه مثبتي براي ورزش ايران به همراه نخواهد داشت.