جملهاي درباره اقتصاددانان است كه ميگويد: يك اقتصاددان كسي است كه فردا ميفهمد چرا تحليلهاي امروزش اشتباه بوده است!
اما برخلاف اين ادعاي طنزآميز، اين روزها مسئولان و كارشناسان اقتصادي مدعياند كه حوادث اخير اقتصاد و وضعيت كنوني را پيشبيني ميكردهاند. دكتر دانشجعفري روز گذشته در گفت و گو با خبرگزاري تسنيم مدعي شده بود «سه سال قبل از تشديد تحريم درباره آسيب درآمدهاي نفتي به مجمع تشخيص مصلحت نامه نوشته» و چند روز پيش نيز به نقل از يك مقام مسئول بانك مركزي خبر از پيشبيني سقوط شاخصها در بازار سرمايه، در ديماه سال گذشته داده بود كه در نامهاي به بورس هشدار دادهاند!
مسعود نيلي يكي از پيشگوهاي باسواد دانشگاه شريف نيز كه اكنون مشاور رئيسجمهور است وضعيت موجود را در چند سال پيش كرده بود و طي نامههايي وضعيت زرد اقتصاد را اعلام كرده بود؛ وضعيتي كه ناشي از وابستگي اعتيادگونه به درآمدهاي نفتي است.
اين پيشبينيها و «گفته بودم»ها رويهاي براي شناخت بيماريهاي اقتصاد كشور است. اكنون همه ميدانيم كه اقتصاد بيمار، بيش از همه به درآمدهاي نفتي اعتياد دارد و بنا به گفته شافعي، رئيس اتاق بازرگاني نه تنها وابستگياش به درآمدهاي نفتي كم نشده بلكه طي بيست سال (فارغ از جريان تحريم و بين سالهاي 1988 تا 2010 ) عطش مصرف درآمدهاي نفتي براي ساكت كردن دردها بيشتر شده و درآمدها صرف واردات كالاهاي مصرفي شدهاند.
تمام اين دغدغهها را ميتوان در نسخه اصلي و راهبردي اقتصاد مقاومتي كه چكيده صورت وضعيت حال بيمار و راهكارهاي آن است، يافت و ديگر نيازي به تكرار شرح حال نيست.
با وجود چنين نسخهاي اكنون همه نيك دريافتهايم كه شناخت درد و بيماري مقدمهاي ضروري براي درمان است و بيان آن از سوي كارشناسان به اندازه كافي مطرح شده است و لذا بازوان اجرايي در بدنه قوه مجريه بايد درمان را آغاز كنند و طبق نسخه شفادهنده عمل كنند. اقتصاد بيمار اكنون نياز به ويزيت مجدد كارشناس ديگري ندارد بلكه بايد درمان را در عمل آغاز كرد.
وگرنه در ادبيات فارسي ريشه «گفته بودم»ها و «بگويم» «بگويم»ها از يك فعل است و فقط زمانشان متفاوت !