کد خبر: 646416
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۸
خواهر و برادر جوان متهم هستند با نقشه قبلي مرتكب قتل شده‌اند
پسر جواني كه متهم است شوهر صيغه‌اي خواهرش را به قتل رسانده، در جلسه محاكمه حادثه را شرح داد.

به گزارش خبرنگار ما، بعد از اينكه قاضي عبداللهي، رئيس شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران رسميت جلسه را اعلام كرد، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و گفت: متهمان پرونده، هادي 27 ساله و هدي 28 ساله هستند. آنها متهم هستند آذرماه سال 91 مردي به نام همايون را در اسلامشهر به قتل رسانده و جسد او را سوزانده‌اند. نماينده دادستان ادامه داد: اتهام هادي مباشرت در قتل، جنايت بر ميت و سرقت و اتهام هدي معاونت در قتل و رابطه نامشروع با مقتول است و برايشان درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
بعد از آن اولياي دم گفتند كه خواسته‌شان قصاص متهم است. پدر مقتول گفت: هدي مدتي قبل از حادثه صيغه پسرم بود اما صيغه آنها تمام شده بود. هدي با نقشه قبلي پسرم را به خانه‌اش كشانده و برادرش او را به قتل رسانده است اما نمي‌دانم انگيزه آنها از قتل پسرم چه بوده است. البته شنيده‌ام كه هادي ابتدا پسرم را مجروح مي‌كند و در راه انتقال به بيمارستان متوجه فوت او مي‌شود و بعد جسدش را مي‌سوزاند.
در ادامه متهم به درخواست قاضي در جايگاه حاضر شد و گفت: به خانواده اولياي دم تسليت مي‌گويم و از آنها درخواست گذشت دارم. متهم در ادامه گفت: من مقتول را نمي‌شناختم و نمي‌دانستم كه او زماني شوهر صيغه‌اي خواهرم بوده است. وي ادامه داد: من نمي‌خواستم مرتكب قتل شوم. مدتي بود كه در محل شايع شده بود مردان ناشناس به خانه خواهرم كه همراه دختر خردسالش زندگي مي‌كرد، رفت و آمد دارند. براي اينكه مطمئن شوم، مدتي اطراف خانه خواهرم كشيك دادم تا اينكه يك شب مردي را ديدم كه مخفيانه وارد خانه خواهرم شد. به دنبال او وارد خانه و با آن مرد درگير شدم. او هم از ترس فرار كرد. مدتي گذشت تا اينكه دوباره همين حرف‌ها در محل شايع شد. تصميم گرفتم تا دوباره دست به كار شوم. شب حادثه در حالي كه باران شديدي مي‌باريد سر كوچه كشيك دادم. ساعتي كه گذشت مردي را ديدم كه كليد انداخت و وارد خانه خواهرم شد. به سرعت خودم را به او رساندم و در حياط با او درگير شدم. فكر كردم همان مردي است كه اولين بار او را زده بودم. وقتي علت حضورش را پرسيدم به من حمله كرد. گفتم اينجا خانه خواهرم است، اما گفت به من ربطي ندارد و بعد چاقو كشيد و خواست مرا بزند. وقتي با او درگير شدم روي زمين افتاد. همان لحظه چاقويي كه كنار ظرف نشسته روي زمين افتاده بود برداشتم و چند ضربه به شكم و دست هايش زدم. همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد. با صداي درگيري ما مادر و خواهرم آمدند. خواهرم اعترض كرد كه براي چه آن مرد را زده‌ام. خواستم خواهرم را هم بزنم، چون دعوا به خاطر او اتفاق افتاده بود، اما مادرم مانع شد. خواهرم را با طناب به ميله‌اي آهني بستم و همايون را به آشپزخانه بردم و زخمش را بستم. بعد هم او را سوار ماشين كردم تا به بيمارستاني در كرج ببرم. نمي‌خواستم در آن نزديكي كسي متوجه شود كه درگير شده‌ام. مسافتي را كه طي كردم متوجه شدم كه فوت شده است. به خاطر همين توقف كردم و جسد را به صندوق عقب منتقل كردم. يك جسد مانده بود روي دستم. مانده بودم با آن‌چه كنم. تنها چيزي كه به فكرم رسيد اين بود كه آن را از بين ببرم. به خاطر همين مقداري بنزين تهيه كردم و به جاده ساوه رفتم. در بيابان و در محل خلوتي جسد را سوزاندم.
پس از آن هدي در جايگاه قرار گرفت و اتهام‌هاي خودش را انكار كرد. او گفت: چند سال قبل از حادثه از شوهرم جدا شدم و همراه دختر سه ساله‌ام زندگي مي‌كردم تا اينكه با همايون آشنا و مدتي بعد صيغه او شدم. در اين مدت با او اختلاف نداشتم تا اينكه يك روز به من گفت مي‌خواهد مرا ترك كند و با دختر ديگري ازدواج كند، به خاطر همين صيغه‌نامه را باطل كرديم. چند روز كه گذشت همايون با من تماس گرفت و گفت از ازدواج با آن دختر پشيمان شده و به درخواست خودش شفاهي مرا صيغه كرد. متهم گفت: من براي همايون زحمت زيادي كشيده بودم و دليلي نداشت كه مرتكب قتل شوم. وي در توضيح شب حادثه گفت: چند روز قبل از حادثه عمل جراحي كرده بودم و در خانه استراحت مي‌كردم. آن شب كه باران شديدي مي‌باريد با شنيدن صداي فرياد از داخل حياط خودم را به آنجا رساندم. وقتي رسيدم درگيري تمام شده بود. همايون در حالي كه زخمي روي زمين افتاده بود، برادرم مي‌خواست مرا به قتل برساند اما مادرم خودش را رساند و مانع شد.
قاضي سؤال كرد: آيا همايون با زن ديگري ارتباط داشت؟ متهم جواب داد: بله. مدتي بود كه متوجه تماس‌هاي او شده بودم. قاضي سؤال كرد: آيا حسادت كردي و مانع ارتباط او شدي؟ متهم جواب داد: خير. قاضي سؤال كرد: آيا انگيزه‌اي نشد كه بخواهي همايون را تنبيه كرده يا از او انتقام بگيري؟ متهم جواب داد: خير. من قصد انتقام گرفتن از همايون را نداشتم. از روابط او خبر داشتم اما حسادت نمي‌كردم.
هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع دو متهم و وكيل مدافع آنها وارد شور شدند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار