درستترين گفتار آن است كه زينب كبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده است. القاب حضرت و معاني آنها به شرح زير است:
الف) زينب كبرى(س): اين لقب براى مشخص شدن و تمييز دادن او از ساير خواهرانش (كه از ديگر زنان اميرمؤمنان به دنيا آمده بودند) بود.
ب) الصديقه الصغرى: چون «صديقه» لقب مبارك مادرش، زهراى مرضيه (س) است و از سويى شباهتهاى بى شمارى ميان مادر و دختر وجود داشت، لذا حضرت زينب را «صديقه صغرى» ملقب كردند.
ج) عقيله / عقيله بنى هاشم / عقيله الطالبين:
«عقيله» به معناى بانويى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ويژهاى برخوردار باشد و در خانهاش عزت و محبت فوق العادهاى داشته باشد.
از ديگر لقبهاى حضرت زينب، موثقه عارفه، عالمه غيرمعلمه، عابده آل على، فاضله و كامله است.
امام سجاد(ع) خطاب به عقيله بنى هاشم، زينب كبرى(س) مىفرمايند: «يا عمه انت بحمدالله عالمه غير معلمه، و فهمه غير مفهمه.» عمه جان ! تو عالمهاى هستى بدون اينكه معلم داشته باشى و فهميدهاى هستى بى آن كه كسى مطالب را به تو فهمانده باشد.
سيد نورالدين جزايرى در كتاب خود «خصايصالزينبيه» چنين نقل مىكند:
«روزگارى كه اميرالمؤمنين (ع) در كوفه بود، زينب(س) در خانهاش مجلسى داشت كه براى زنها قرآن تفسير و معنى آن را آشكار مى كرد.»
شيخ صدوق، محمدبن بابويه(ره) مىگويد: حضرت زينب(س) نيابت خاصى از طرف امام حسين(ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه كرده از او مىپرسيدند، تا اينكه حضرت سجاد(ع) بهبود يافت.
شيخ طبرسى (ره) گويد: حضرت زينب(س) روايات بسيارى را از قول مادرش حضرت زهرا(س) روايت كرده است. از عماد المحدثين روايت شده است كه: حضرت زينب (س) از مادر و پدر و برادرانش و از امسلمه و امهانى و ديگر زنان روايت مىكرد و از جمله كسانى كه از او روايت كردهاند، ابن عباس و على بن الحسين(ع) و عبدالله بن جعفر و فاطمه صغرى دختر امام حسين(ع) و ديگرانند.
همچنين ابوالفرج گويد: زينب بانويى عقيله كه ابن عباس سخنان حضرت زهرا(س) را در مورد فدك از قول او نقل كرده و مىگويد: عقيله ما، زينب دختر على(ع) به من گفت.
محمد غالب شافعى، يكى از نويسندگان مصرى گفته است: «يكى از بزرگترين زنان اهل بيت از نظر حسب و نسب و از بهترين بانوان طاهر، كه داراى روحى بزرگ و مقام تقوا و آيينه تمام نماى مقام رسالت و ولايت بوده، حضرت سيده زينب، دختر على بن ابى طالب - كرم الله وجهه - است كه به نحو كامل او را تربيت كرده بودند و از علم و دانش خاندان نبوت سيراب گشته بود، به حدى كه در فصاحت و بلاغت يكى از آيات بزرگ الهى گرديد و در حلم و كرم و بينايى و بصيرت در تدبير كارها در ميان خاندان بنى هاشم و بلكه عرب مشهور شد و ميان جمال و جلال و سيرت و صورت و اخلاق و فضيلت جمع كرده بود.»
حضرت زينب (س) در عبادت نسخه مادر خود حضرت زهرا (س) بود و در تمام شبها تهجد و تلاوت قرآن را بجا مىآورد.
و بعضى از صاحبان فضل گفتهاند حضرت زينب (س) براى رضاى خدا در تمام تهجد و عبادت شب را ترك نكرد حتى شب يازدهم از ماه محرم. همچنين از امام زينالعابدين (ع) نقل شده كه ديدم در همان شب يازدهم محرم نماز را نشسته مىخواند.
در طراز المذهب از بحر المصائب روايت مىكند: پس از آنكه اميرالمؤمنين (ع) به شهر كوفه آمد و آنجا را محل حكمرانى خود قرار داد، اندك اندك مردم آن شهر از فضل و كمال علمى و عرفانى زينب باخبر شدند. از اين رو، زنان توسط مردان خود، به اميرالمؤ منين (ع) پيام فرستادند: «شنيدهايم حضرت زينب (س) محدثه، عامله و دومين فاطمه است كه مانند مادرش فاطمه و از همه جهانيان برتر است. اگر شما اجازه فرماييد فردا كه عيد است در جشن ما شركت نمايد از سخنانش بهرهمند گرديم.
اميرالمؤمنين (ع) با درخواست مردم كوفه موافقت فرمود. فرداى آن روز زينب (س) در جشن بانوان كوفه شركت كرد و تنها سخنران آن جلسه بود كه با استقبال شگفتانگيزى از سوى زنان و شركت كنندگان روبهرو شد.»
زينب كبرى (س) اعلا درجه رضا و تسليم را دارا و حايز بود. زنى كه خانه شوهرش عبدالله بن جعفر پس از منزل خلفا و ملوك در درجه اول عظمت بود و ارباب حوايج همواره در آن بيت الشرف تجمع داشته و براى خدمت، كمر بسته، آماده و فرمانبردار بودند - با اين حال براى كسب رضاى خدا از همه آنها صرف نظر كرد و از مال و جاه و جلال دنيوى به كلى چشم پوشيد. حتى از شوهر (البته، با رضاى او) و نيز از اولاد و خدم و حشم چشم پوشيد و به كمك برادرش امام حسين (ع) شتافت تا دين خدا را نصرت كند و براى جلب رضايت حق، تن به اسارت داد، تا آنكه به مقامات عاليه نايل گرديد.
به نوشته بعضى مورخان، درجه محبت زينب (س) به امام حسين (ع) به گونه اى بود كه هر روز چند بار با ايشان ديدار ميكرد. در روز عاشورا دو نوجوانش محمد و عون را نزد حسين (ع) آورد و عرض كرد: اين قربانى را از من بپذير، اگر چنين نبود كه جهاد و جنگ براى زنان روا نيست، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مىكردم، هر ساعت هزار شهادت را مىطلبيدم.
پس از شهادت امام حسين (ع) زينب (س) مىديد بزرگترين وظيفه و مسئوليتش سه چيز است:
نخست، از حجت خدا و امام وقت، حضرت سجاد (ع) حمايت كند و وى را از گزند دشمن حفظ نمايد.
دوم، پيام شهيدان را به همه جا برساند و راه آنها را دنبال كند؛ (كه اين مسئله از همه مهمتر بود).
سوم، طبق وصيت برادرش از خانوادههاى شهيدان و از كودكانى كه پدران آنها به شهادت رسيدهاند، سرپرستى كرده و روحيه آنها را در سطحى عالى نگاه دارد وبه گواه تاريخ به خوبي از عهده آنها بر آمد.
سرانجام آن حضرت در نيمه رجب سال 62 هجري قمري يعني حدود 18 ماه پس از واقعه عاشورا وفات كردند. مورخان محل مزار آن بانوي گرامي را در مدينه، سوريه و مصر نوشتهاند.