استعفاي اخضر ابراهيمي از سمت نمايندگي سازمان ملل در سوريه نميتواند خبري خاص و غيرمنتظرهباشد. او در سپتامبر 2012 و بعد از ناكامي كوفي عنان در كار سوريه به جاي او انتخاب شد تا به نمايندگي از سازمان ملل و اتحاديه عرب نقشي در بحران سوريه داشته باشد اما از همان ابتداي كار نسبت به دشواريهاي كارش اعتراف كرده بود و گفته بود كه تضميني براي موفقيت در كارش نيست. با وجود اين هشدار باز او دست به كار شد و بسيار بيشتر از كوفي عنان دوام آورد تا آنكه توانست نمايندگان دولت و معارضان سوريه را در اوايل سال جاري ميلادي زير يك سقف و رو در روي هم قرار دهد. هر چند كه اين كار ميتوانست دستاورد قابل توجهي براي ابراهيمي باشد اما نامهاي در ماه مارس به بان كي مون، دبير كل سازمان ملل، نوشت و از بدبيني خود نسبت به نتيجه كارش نوشت. از همان موقع معلوم بود كه ابراهيمي به پايان كار خود رسيده و از دور خارج خواهد شد و به همين دليل استعفاي او قابل انتظار بود اما نكته در اين است كه چرا او در اين مقطع استعفا داده و اين كار متن بحران سوريه چه معنايي دارد.
اولين و مهمترين موضوع در ارتباط با اين استعفا با انتخابات رياست جمهوري سوريه است. با وجود آنكه بان كي مون استعفاي ابراهيمي را تأييد كرده اما او تا پايان ماه جاري به كار خود ادامه ميدهد و اين به معناي كنارهگيري ابراهيمي از پرونده سوريه درست سه روز قبل از برگزاري اين انتخابات است. كنارهگيري ابراهيمي در شرايط فعلي به اين معنا است كه سازمان ملل در حساسترين مرحله از بحران سوريه نمايندهاي در اين پرونده نخواهد داشت و اگر هم تا آن موقع نمايندهاي معرفي شود نميتواند تجربه و موقعيت كسي را داشته باشد كه در طول دو سال گذشته درگير اين پرونده بوده است.
اين موضوع از آن جهت قابل توجه است كه بان كي مون نسبت به انتخابات رياست جمهور سوريه موضعي به طور كامل شبيه به امريكا و متحدان اروپايياش گرفت و گفت كه برگزاري انتخابات رياست جمهوري سوريه تلاشها براي رسيدن به راهكار سياسي جهت حل بحران موجود در اين كشور را به شكست ميكشاند.
وقتي كه به مشابهت اين موضع دبير كل سازمان ملل با موضعگيري امريكا، بريتانيا و اتحاديه اروپا توجه شود، آن گاه معلوم ميشود كه او با آنها در صف واحدي قرار گرفته و ديگر نمايندهاي به كارش نميآيد كه اهل مذاكره و تفاهم است و چنين نمايندهاي بايد از پرونده كنار گذاشته باشد. اكنون مسئله بر برنامه اين صف واحد در قبال انتخابات رياست جمهوري سوريه است كه استعفاي ابراهيمي ميتواند بخشي از مراحل مقدماتي آن باشد.
بخش ديگر اين برنامه در دادن وجاهت بيشتر به جبهه معارضان به خصوص ائتلاف ملي است كه به طور خاص، امريكا پيشگام شده است. وزارت امور خارجه امريكا حدود يك هفته قبل اعلام كرد اين ائتلاف اجازه دارد تا دفتر ارتباطات فعلي خود در واشنگتن را به سطح دفتر نمايندگي ارتقا دهد. اين ارتقاي سطح به ائتلاف امكان حضور پررنگتري در واشنگتن را ميدهد و سفر احمد جربا، رئيس ائتلاف، به واشنگتن و ديدار با باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، در روز چهارشنبه درست بعد از اين ارتقاي سطح انجام شده است. امريكا به اين نحو سعي دارد تا در برابر انتخابات رياست جمهوري توان سياسي ائتلاف را تقويت كند تا آنكه ائتلاف در بعد از انتخابات و در برابر رئيسجمهور منتخب سوريه از توان لازم برخوردار باشد. اين امر مضاف بر افزايش كمكهاي مالي امريكا به ائتلاف است كه به مبلغ 287 ميليون دلار رسيده است و جربا در ديدار با اوباما از اين بابت تشكر كرد.
روشن است كه ابراهيمي با تجربهاش از نحوه عمل ائتلاف و نگرش مسئولان آن نميتوانست با تقويت سياسي ائتلاف هماهنگي داشته باشد چنان كه او در همان نامه با بدبيني از نمايندگان دو طرف ياد كرده بود. در هر صورت، غرب با كنارهگيري ابراهيمي و تقويت جبهه ائتلاف خود را آماده مقابله با انتخابات رياست جمهوري سوريه ميكند تا اينكه بعد از اين انتخابات بتواند به اين ائتلاف به عنوان كارت خود در بحران وجههاي بدهد و به اين وسيله از آن در برابر رئيسجمهور آينده سوريه استفاده كند. روشن است كه غرب با اين برنامه از پيش موضع مخالف با نتيجه انتخابات را اتخاذ كرده و اين موضوع است كه حل بحران سوريه از طريق سياسي را مشكلتر از قبل ميكند.
اين موضعگيري غرب در حالي است كه وضعيت داخلي چه از جهت نظامي و چه از نظر روند انتخابات به صورت مطلوب غرب پيش نميرود و به نظر ميرسد كه تقويت سياسي و البته محتاطانه نظامي ائتلاف تنها گزينه باقيمانده غرب در برابر نظام سوريه و انتخابات رياست جمهوري آن است كه در اين چينش ديگر جايي براي اخضر ابراهيمي نميماند.