کد خبر: 645915
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۹
«نقد و درآمدي بركاركرد‌هاي فرهنگي نظام اسلامي از تأسيس تاكنون‌» در گفت‌وشنود با علي اكبر اشعري
شاهد توحيدي

 

سالي كه به تدبير رهبر حكيم انقلاب عنوان «فرهنگ» را برپيشاني خود دارد، بيش و پيش از هرچيز به مثابه فرصتي است كه در آن «كاركرد‌هاي فرهنگي نظام اسلامي، از تأسيس تاكنون» مورد نقد و بازنگري قرارگيرد. بي‌ترديد چنين رويكردي، از عوامل انگيزه و نشاط آفرين درميان عناصر فعالِ اين عرصه خواهد بود. درگفت و شنود پيش روي، جناب علي اكبر اشعري از فعالان فرهنگي چهار دهه اخير كه در اين حوزه مسئوليت‌هاي گوناگوني را تجربه كرده است، در اين باب سخن مي‌گويد. اميد آنكه مقبول افتد.

انقلاب اسلامي يك حركت تاريخ‌ساز فرهنگي ـ سياسي در كشور ما بود. در وجه سياسي انقلاب پيروز شد و يك نظام جديد سياسي به وجود آورد. آيا در وجه فرهنگي اين انقلاب پيروز شده است؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. ابتدا لازم است ميان انقلاب اسلامي به عنوان يك جريان فرهنگي - تاريخي و جمهوري اسلامي به عنوان نظام سياسي برآمده از آن تفاوت قائل شويم. انقلاب اسلامي حتي در صورت ناكامي در تشكيل نظام سياسي يك حركت زنده فرهنگي، اصيل و الهام‌بخش در جهان اسلام بوده است و همواره نيز زنده خواهد ماند. امام خميني(ره) با ابتنا بر آموزه‌هاي ديني و بر بستر فرهنگ اسلامي با تشكيل يك نظام سياسي مستقل و هدفمند توانسته است بزرگ‌ترين پيروزي فرهنگي جهان اسلام را پس از بعثت پيامبر مكرم اسلام(ص) رقم بزند. اين پيروزي محدود به ميهن عزيز ما ايران يا مذهب تشيع نيز نيست، بلكه همان‌طور كه مي‌بينيم توانسته است اعتماد به نفس و خودباوري ديني (خداباوري) را در دل ميليون‌ها انسان آزادي‌خواه و مسلمان در سراسر جهان احيا سازد.

بنابراين نفس موفقيت امام خميني(ره) در تشكيل حكومت اسلامي يك توفيق فرهنگي بود و گسترش موج بيداري اسلامي پژواك اين توفيق فرهنگي است. مؤسس جمهوري اسلامي نه به عنوان يك رجل سياسي و با تكيه بر فعاليت‌هاي حزبي و اتكا به مجامع سياسي بين‌المللي و نه به عنوان يك فرمانده نظامي بلكه به عنوان يك رهبر ديني و فرهنگي با بازخواني اسلام ناب محمدي و بيدار كردن مردم و باز كردن چشم آنها به روي واقعيات به اصلاح جامعه قيام كرد. لذا مهم‌ترين دليل پيروزي انقلاب اسلامي زمينه و رهبري فرهنگي آن است. در ادامه نيز همين شيوه مي‌تواند انقلاب را به هدف‌هاي والاي خود برساند. به همين دليل رشد و ارتقاي فرهنگي جامعه نقش مهمي در شكل‌گيري تمدن نوين اسلامي دارد اما به‌رغم اين زمينه فرهنگي و رهبري ديني انقلاب عوامل مختلفي دست به دست هم داده و موجب شده‌اند تا فرهنگ عمومي پيشرفت شايسته‌اي در انقلاب اسلامي نداشته باشد تا آنجا كه رهبري معظم با نگراني از اين موضوع در سال جديد فراخوان حركت جهادي داده‌اند كه طي آن همه اقشار و صنوف اعم از دولتمردان و آحاد ملت در اين حركت نقش بيافرينند.

شما اين عدم پيشرفت را در چه مي‌دانيد؟ اين اتفاق تحت تأثير چه عواملي روي داده است؟

آنچه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در نظام جمهوري اسلامي روي داده ارجاع مسئوليت‌هاي فرهنگي به نهادهايي است كه يا ساختار آنها برگرفته از ارزش‌ها و روش‌هاي غربي است يا حتي اگر مولود پس از پيروزي انقلاب هستند، همان نهادهاي پيش‌گفته را الگوي خود قرار داده‌اند. بنابراين هر چند پسوند اسلامي زينت‌بخش نام بسياري از آنها شده است، اما صرف نام و تغيير برخي كاركنان و انتصاب مديران جديد اگر همراه با دگرگوني ساختارهاي منطبق با شرايط جديد نباشد نه‌تنها راه به جايي نمي‌برد، بلكه در بسياري موارد نيروهاي جديد را با شرايط پيشين هماهنگ مي‌كند. از سوي ديگر موج اتفاقي كه تحت عنوان انقلاب اسلامي در اين كشور رخ داد، به سرعت در منطقه گسترش يافت و بارقه اميدي در چشمان آزاديخواهان جهان پديد آورد. نگراني حاصل از اين اتفاق نظام سلطه را به مهار اين موج واداشت. در ميان همه تلاش‌هاي غرب براي مهار و به بن‌بست رساندن انقلاب تلاش براي استحاله فرهنگي و از بين بردن موتور محرك انقلاب و نقش پوياي فرهنگ اسلامي از درون در صدر تلاش‌هاي آنها قرار گرفت. طبعاً وسايل ارتباط جمعي مدرن نيز به آنها كمك كرد. هر چند نبايد نقش برخي عوامل و رفتارهاي غيرهمسو با ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي مديريتي و نخبگان را نيز كه به باور عمومي آسيب مي‌رساند ناديده گرفت.

مي‌دانيم تجزيه فرهنگي مقدمه تجزيه سياسي است. از طرف ديگر انسجام فرهنگي نيز مقدمه انسجام سياسي است. به نظر شما در زمينه انسجام فرهنگي در كشور چه قدم‌هايي بايد برداشت؟

هر چند توفيق در همه عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي منوط به حضور و مشاركت گسترده مردم است، اما در حوزه فرهنگ اين حضور و مشاركت اهميت بسيار بيشتري پيدا مي‌كند. وقتي از فرهنگ صحبت مي‌كنيم، به مباني همه رفتارهاي روزمره اشاره داريم كه از مردم سر مي‌زند، از رفتارهاي ساده فردي همچون خوردن، خوابيدن و...تا ارتباطات اجتماعي در محيط‌هاي خانوادگي، دوستانه، محلي، اداري، علمي، پژوهشي و ملي. ارتقاي فرهنگ و بهبود رفتارها با صرف تصويب و ابلاغ قانون و... صورت نمي‌گيرد.

در حوزه فرهنگي تا علاقه به حضور و مشاركت مردم نباشد، به جايي نمي‌رسيم. حضور فرهنگي يكي از عرصه‌هايي است كه به انسجام جامعه كمك مي‌كند. يكي از سنت‌هاي فرهنگي ريشه‌دار جامعه ما در حضور سراسر و مشتاقانه مردم در بزرگداشت ايام محرم متجلي مي‌شود. در آن ايام احساس مشتركي را در بين همه مردم مي‌بينيد، لذا وقتي در اتفاقات سال 88 تعدادي فريب‌خورده در ميان مردم عزاداري آنها را به تمسخر مي‌گيرند، با واكنش تنفرآميز همين مردم كوچه و خيابان روبه‌رو مي‌شوند. اين يعني انسجام. نمونه‌هاي بارز ديگري از اين نوع انسجام‌هاي فرهنگي را كه نتايج سياسي برجسته‌اي نيز داشته‌اند، در كوران انقلاب و دوران دفاع مقدس ديده‌ايم.

فقر فرهنگي خطرناك‌تر و مهلك‌تر از فقر اقتصادي است. كيفيت و ميزان ثروت فرهنگي و نحوه توزيع آن را در ايران چگونه تحليل مي‌كنيد؟

فرهنگ، نيروي محركه جامعه است و فقر فرهنگي به انحطاط جامعه مي‌انجامد. امروز با جوامعي مواجهيم كه از نظر اقتصادي جزو جوامع برخوردار محسوب مي‌شوند، ولي به دليل فقر فرهنگي از انسانيت فاصله گرفته‌اند. فكر مي‌كنيد اينكه اين همه ظلم و كشتار نظام سلطه در كشورهاي مختلف با سكوت ملت‌هاي آنها مواجه مي‌شود، نشانه چيست؟ آيا اين سكوت نشانه احتضار انسانيت در آن كشورها نيست؟

خوشبختانه ايران ما به دليل ذخاير فرهنگي بسيار ارزشمند كه در ميان مردم وجود دارد، از اين جهت بسيار غني است، اما آنچه انتظار مي‌رود، فراهم آوردن شرايط برخورداري از اين ذخاير است. توليدات فرهنگي ما بايد به اين سمت و سو برود و البته شرايط برخورداري عادلانه از آنها نيز فراهم شود. امروز بيشتر مشكل توليد فاخر و هدفمند داريم تا توزيع عادلانه.

درباره آرمان‌هاي شهدا كمتر كار كرده‌ و بيشتر به انتشار زندگينامه و نحوه شهادت آنها پرداخته‌ايم، براي آنكه آرمان‌هاي شهدا براي نسل جديد مطرح شود، چه پيشنهادهايي داريد؟

در آموزه‌هاي ديني‌مان دائم «كُونُوا دُعَاه لِلنَّاسِ بِغَيرِ أَلْسِنَتِكُمْ» شهدا دقيقاً به اين پيام عمل كردند و درس‌هاي ماندگاري را نه فقط براي ما ايرانيان و مسلمانان بلكه براي بشريت به ارمغان گذاشتند. بازخواني و بازنمايي اين انگيزه‌هاي الهي كه طرف حاضر است براي آرمان و اصلاح جامعه‌اش از جان خود بگذرد، امروز از واجبات فرهنگي است، نه فقط براي دستگاه‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي بلكه آحاد مردم و آشنايان با اين شهداست. گاهي مي‌بينيم نويسنده‌اي بدون اينكه دفاع مقدس را مستقيماً درك كرده باشد، با آشنايي با زندگي يكي از اين بزرگواران شخصيت او را به قلم در مي‌آورد كه كار بسيار ارزشمند و شايسته‌اي است. البته رسانه‌هاي ما نيز مي‌توانند از اين سوژه‌ها به‌خوبي استفاده كنند. همان طور كه مي‌دانيد بيان حديث به‌جز پيام محتوايي آن به دليل منشأ صدور آن يك انسان كامل است، تأثير مضاعف دارد، بيان ملكات و فضايل شهدا نيز به دليل اخلاص و صداقت آنها تأثير بيشتري خواهد داشت.

در دوران انقلاب تيراژ كتب اسلامي به يك ميليون نسخه رسيد، ولي امروز تيراژ كتب گاه در حدود چند صد نسخه است. علت يا علل اين افول چيست؟

شمارگان كتاب رابطه مستقيمي با احساس نياز مردم دارد. مردم براي حل مشكل، پاسخ به حس كنجكاوي، لذت و سرگرمي و الزامات تحصيلي يا ديني كتاب مي‌خوانند. در بدو پيروزي انقلاب اسلامي به چند دليل اقبال فوق‌العاده‌اي به‌ويژه به برخي كتاب‌هاي اسلامي صورت گرفت:

اولاً، پيروزي نسبتاً پرشتاب انقلاب اسلامي و طليعه تشكيل نظام جمهوري اسلامي دوست و دشمن را در زمينه مباني حكومت جديد كنجكاو كرده بود. شيفتگان انقلاب اسلامي از هر قشر و سطحي با علاقه كتاب‌هاي شهيد مطهري، دكتر شريعتي و ساير انديشمندان و نويسندگان كم‌نظير آن برهه زماني را ـ به‌واقع ـ مي‌بلعيدند. بحث‌هاي ايدئولوژيك آن زمان ميان مذهبي‌ها و كمونيست‌ها و ساير نحله‌هاي فكري در فضاي سال‌هاي اوليه انقلاب همگان را تحريك مي‌كرد تا خود را براي صيانت از اسلام و انقلاب اسلامي به معارف و انديشه‌هاي روشنگر نويسندگان ارزشمند آن دوره مسلح سازند و به اصطلاح در برابر حملات آتشين مخالفان نظام كم نياورند.

ثانياً، ظهور جمعي از نويسندگان و سخنرانان پرشور و انديشمند كه براي صيانت از مكتب در برابر هجمه‌هاي نظام طاغوت، انديشه‌هاي ايدئولوژيك مخالف اسلام و نيز برخي مذاهب و مكاتب ساختگي از جان و دل مايه مي‌گذاشتند، منجر به انتشار آثاري ارزشمند و خواندني در حوزه معارف اسلامي شد كه عملاً تا امروز در فضاي جامعه ما كمتر تكرار شده است.

ثالثاً، در سال‌هاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي تعداد عناوين منتشره در طول يك سال در مقايسه با امروز بسيار اندك بود. در سال‌هاي 57 و 58 تعداد عناوين منتشره كمتر از 2 هزار عنوان بود، در حالي كه در سال‌هاي 91 و 92 بالغ بر 60 هزار عنوان شده است. هم اكنون نيز گاهي شمارگان برخي كتاب‌ها در يك بازه زماني بالاست. به آمار خانه كتاب نگاه كنيد. تا حدي طبيعي است كه تعداد مخاطبان در تعداد عناوين سرشكن شود و به‌طور متوسط شمارگان يك عنوان كتاب كاهش يابد. به عبارتي حاصلضرب شمارگان در تعداد عناوين در سال‌هاي اخير در مقايسه با همين حاصلضرب در بدو پيروزي انقلاب اسلامي، نتيجه‌اي به مراتب بهتر را نشان مي‌دهد. در سال 1358 تعداد كل كتب منتشره 706 هزار و 100 نسخه براي 38 ميليون نفر بود كه در سال 1392 اين تعداد به 155 ميليون و 473 هزار و 999 نسخه براي 5/72 ميليون نفر رسيده است. دقت كنيد همه عناوين كتاب‌هاي منتشره در آن دوره نيز شمارگان چشمگيري پيدا نمي‌كردند. به‌طوري كه متوسط شمارگان كتاب در سال 1358 بالغ بر 12 هزار و 412 نسخه و در سال 1392 بالغ بر 3 هزار و 943 نسخه بوده است. بر اساس همين آمار سرانه كتاب از 19 نسخه به‌ازاي هر هزار نفر در سال 1358 به بيش از 2 هزار و 144 نسخه به‌ازاي هر هزار نفر در سال 1392 رسيده است كه رشدي 112 برابري را نشان مي‌دهد.

رابعاً، از نظر شمارگان كتاب‌هاي حوزه دين از بدو پيروزي انقلاب اسلامي حائز رتبه نخست بوده است. طوري كه سهم كتاب‌هاي ديني در سال 1358 بالغ بر 20/9 درصد و در سال 1392 بالغ بر 17 درصد بوده است. جالب آنكه سهم كتاب‌هاي علوم اجتماعي در سال اول پيروزي انقلاب اسلامي 2/38 درصد بوده كه در سال 1392 به 9/27 درصد كاهش يافته است. بنابراين لازم است گزاره پيش‌فرض در سؤال فوق اصلاح شود. يعني از شمارگان ميليوني صرف‌نظر شود و پرسش به اين شكل عنوان شود كه چرا در روزگار ما كتاب‌هاي دوران‌ساز و پرمخاطب در حوزه دين منتشر نمي‌شود؟ در اين صورت پاسخ بنده به اين سؤال بندهاي يك و دو همين پرسش خواهد بود.

درمقطع كنوني تلاش‌هاي فراواني براي تبليغ ديني درعرصه فرهنگ به چشم مي‌آيد والبته اين تلاش‌ها، برون داد‌هايي نسبي دارند. به‌نظر شما براي ارتقا و باروري اينگونه فعاليت‌ها چه بايد كرد؟ چه عواملي باعث مي‌شوند كه اين فعاليت‌ها خروجي‌هاي بيشتري داشته باشند؟

در واقع از دو زاويه مي‌توان به اين موضوع پرداخت: يكي از اين زاويه كه به بررسي هدف از خلقت انسان بپردازيم و در تبيين سيري كه انسان بايد بپيمايد تا به كمالي كه لايق آن است برسد، نقش وحي و بعثت انبيا را مطرح كنيم و بعد برسيم به اين جواب كه قرآن كتابي است كه براي هدايت افراد، از سوي خداوند متعال بر پيامبر اكرم نازل شده است. بنابراين هر كه طالب كمال است، راهي جز تمسك به قرآن و اهل بيت (ع) به عنوان كساني كه مطالب اين كتاب را با رفتار و گفتار خود تفسير و تبيين كرده‌اند، پيش رو ندارد. از زاويه‌اي ديگر نيز مي‌توان وارد بحث شد و آن اينكه درجامعه ما، آشنايي مردم با قرآن و معارف ديني علاوه بر اينكه زندگي فردي و اجتماعي آنان را سامان مي‌بخشد، موجب مي‌شود كه افراد و به ويژه جوانان و نوجوانان تحت تأثير القائات فكري و فرهنگي ديگران واقع نشوند. غالب انحرافات فكري و اخلاقي افراد مسلمان به دليل عدم آشنايي آنها با معارف ديني است.

هر چند ممكن است اين بحث از زواياي ديگري نيز قابل پيگيري باشد، اما آنچه درهمه اين مطالعات و بررسي‌ها مهم‌تر است، ضرورت فراگير كردن آموزش قرآن و ايجاد انس مردم و به ويژه جوانان و نوجوانان با اين كتاب الهي است.

به نظر شما چه جريان‌هايي در بازار كتاب ايران فعاليت مي‌كنند و مظاهر آنها در بازار كتاب چيست؟

بازار كتاب دو وجه مشخص فرهنگي و تجاري دارد. ناشراني وجود دارند ـ چه در بخش خصوصي و چه در بخش دولتي ـ كه با انگيزه فرهنگي به اين صنعت وارد شده‌اند. آنها آرمان‌هايي مذهبي، سياسي، اخلاقي و...دارند كه آنها را به اين سمت سوق داده و طبيعي است اين دسته از ناشران براي پايداري در اين صنعت حواسشان به بخش تجاري نشر هم است. در بخش خصوصي با رصد نيازهاي جامعه يا دسترسي به نويسندگان توانا و نام‌آور هماهنگي ميان چرخه فرهنگي و چرخه تجاري نشر برقرار مي‌شود و ناشران موفقي داريم كه هم كتاب خوب چاپ مي‌كنند و هم دخل و خرجشان با هم مي‌خواند. در بخش دولتي توجه به جنبه‌هاي تجاري كمتر است و در نتيجه گاه آثاري منتشر مي‌شود كه يا به دليل محتوا يا زيبايي مخاطب‌پسند نيست. در سمت ديگر ناشراني را مي‌بينيم كه انگيزه‌هاي اقتصادي آنها را به اين وادي كشانده است. آنها از اساس دنبال زمينه‌اي براي سرمايه‌گذاري و افزايش ثروت خود بوده‌اند و در برهه‌هايي كه اين صنعت يا جنبه‌هايي از آن رونق داشت، وسوسه شدند وارد حوزه نشر شوند. برخي از آنها در قالب شركت‌هاي تبليغاتي شكل گرفته‌اند، برخي براي كسب درآمد از وزارتخانه‌ها، شركت‌ها و صنايع و گروهي نيز براي فعاليت‌هاي زيرزميني و غيرقانوني افست كتاب‌ها پرفروش و مورد نياز مردم و دانشجويان پا به اين صنعت گذاشته‌اند. البته ناشران معظمي هم به وجود آمده‌اند كه بر توليد كتاب‌هاي كمك‌آموزشي تمركز كرده‌اند و امروزه سهم اصلي گردش مالي صنعت نشر در اختيار آنهاست. بر كساني كه با انگيزه‌هاي پررنگ تجاري وارد اين صنعت فرهنگي شده‌اند، نمي‌توان خرده گرفت و جز آن دسته‌اي كه به صورت غيرقانوني و حرام به كسب مال از اين صنعت مشغولند، همه اين گروه‌ها در دسته ناشران و اصحاب نشر قرار دارند.

حساسيت‌هايي كه امروزه درباره حوزه نشر، در ميان نيروهاي انقلاب وجود دارد ازچه جنسي است؟ازديدگاه شما اين بيم‌ها بيشتر معطوف به كداميك از جنبه‌ها وعرصه‌هاي نشر است؟

حساسيت‌هايي كه امروزه در مورد بازار كتاب وجود دارد، عمدتاً محدود به آن دسته از ناشران بخش خصوصي با رويكرد فرهنگي است كه آرمان‌هاي سياسي يا مذهبي مغاير با ارزش‌هاي انقلابي را دنبال مي‌كنند و مايلند كتابخوان‌هاي جامعه ما را نسبت به مباني ديني، اخلاقي و انقلابي خود مردد كنند. علاوه بر آن برخي گرايش‌هاي تجاري ناشران بخش خصوصي را وسوسه مي‌كند كه با رد شدن از خط قرمزهاي اخلاقي و عرفي مشتريان خود را بيشتر كنند و شمارگان بيشتري را به فروش برسانند. آثار حاوي سرقت‌هاي علمي و ادبي و همچنين كتاب‌سازي‌هاي تجاري نيز كه نقشي در ارتقاي علمي و فرهنگي جامعه ندارند، در همين گروه قرار مي‌گيرند. طبيعي است كه دولت بايد در قبال سلامت اخلاق جامعه و رونق علم احساس مسئوليت كند و سياست‌هاي حمايتي، هدايتي و نظارتي خود را به سمت جلوگيري از رونق اينگونه آثار و توليد و انتشار آثار مفيد سوق دهد.

نمايشگاه‌هاي كوچك و سيار كتاب در ايام خاص مثل هفته بسيج، سالروز آزادي خرمشهر، دهه فجر و...در اماكن خاص مثل ميادين شهرها، نزديكي مساجد و...برگزار مي‌شود. گاهي سه دسته كتاب در اين نمايشگاه‌ها خودنمايي مي‌كنند. نخست ادبيات عشقي يا بهتر است بگوييم ادبياتي كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم مسائل جنسي را مطرح مي‌كنند. دوم كتب تاريخ كه با چاپ چهار رنگ تاريخ قبل از اسلام را به صورت خاصي برجسته مي‌كنند كه تاريخ بعد از اسلام كمرنگ نمايانده شود و سوم آثار شبه مذهبي كه بيشتر جنبه اساطيري دارند، مثل كتاب درباره جن، فرشتگان عذاب در جهنم، فال و...البته براي خالي نبودن عريضه ممكن است كتاب دعا، حافظ و مولوي را هم در كنار بساطشان داشته باشند. اين وضع را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

يكي از معضلات صنعت نشر ما دسترسي است، يعني سطح تماس بسياري از مردم با فضاهايي كه در آنها با كتاب مواجه و براي خريد يا مطالعه كتاب تحريك شوند، بسيار اندك است. از سوي ديگر روش بعضي دوستان براي افزايش سطح تماس مردم با كتاب كه در قالب نمايشگاه‌هاي مناسبتي صورت مي‌گيرد، بيش از آنكه مردم را به خريد و مطالعه كتاب علاقه‌مند كند، چنان سردستي و عاري از سليقه است كه متأسفانه ارج و ارزش كتاب را پايين مي‌آورد. بايد براي كتاب حرمت قائل شد. اين حرمت در فضايي كه به عرضه كتاب اختصاص مي‌دهيم، در نوع رفتار فروشنده و كيفيت كتاب‌هايي كه براي فروش انتخاب مي‌كنيم متجلي مي‌شود. به نظرم بكر ماندن خاطره كتاب بهتر از سبك و آلوده كردن حرمت كتاب در قالب نمايشگاه‌هاي سردستي و عاري از سليقه است.

آثار متفكران انقلاب كه در رأس آنها بزرگاني چون حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبري، شهيد مطهري و شهيد بهشتي قرار دارند، تا چه اندازه امروز در اختيار نسل جوان قرار مي‌گيرد؟

«آب كم جو تشنگي آور به دست» اقبال نسبت به كتاب مبتني بر احساس نياز به آن است. اگر تلاش‌ نهادهاي آموزشي ـ فرهنگي ما بر ايجاد فضاي گفت‌وگو و پژوهش متمركز شود، طبعاً مي‌توان براي يافتن پاسخ بسياري از پرسش‌ها اين نوع كتاب‌ها را معرفي كرد، اما وقتي نقش نهادهاي آموزشي ما انباشت مطلق مطلب در ذهن مخاطب بدون ايجاد فرصت براي هضم و پردازش آنهاست، سؤالي در ذهن به وجود نمي‌آيد كه كسي به دنبال پاسخش باشد. هر چند به‌رغم اين كاستي باز هم كتاب‌هاي اين بزرگان مرجعيت خود را حفظ كرده است و جزو پرمخاطب‌ترين كتاب‌ها هستند. به هر حال همان طور كه عرض كردم، در اين باره نهادهاي آموزشي فرهنگي و البته پس از آن رسانه‌هاي ما مسئوليت دارند.

شما سال‌ها در مسئوليت‌هاي مهمي در وزارت ارشاد خدمت كرده‌ايد. در مجموع عملكرد اين وزارتخانه را در حوزه كتاب چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دوره‌هاي كاملاً متفاوتي را پشت سر گذاشته و شايد همين گوناگوني و تفاوت زياد بين سلايق و مشي فرهنگي مديران اين وزارتخانه و همچنين عدم ابتناي مديران جديد به تجربه‌هاي قبلي هنوز سبك خاصي را هماهنگ با سياست‌هاي فرهنگي نظام در اين وزارتخانه مستقر نكرده است. امروز صنعت نشر در جامعه ما بيمار است و با مشكلات متعددي دست و پنجه نرم مي‌كند.

چرا اين وضعيت وجود دارد؟ كجا بايد به فكر اين مشكلات باشد و محور حل آنها شود؟

قبول دارم كه ارشاد به‌تنهايي و بدون كمك ديگر نهادهاي نظام و حتي دست‌اندركاران حوزه نشر نمي‌تواند مشكلات را حل كند، اما بايد ابتدا اراده حل مسئله در ارشاد كليد بخورد، زيرا متولي اصلي اين كار از طرف نظام ارشاد است، صدور انواع مجوزهاي فرهنگي از جمله تأسيس مؤسسه انتشاراتي و حتي انتشار كتاب و اعتبارات حمايتي حوزه فرهنگ در اختيار اوست، اگر مشكل قانوني بر سر راه اصلاح و حل مسائل حوزه نشر داريم، اوست كه مي‌تواند براي اين كار براي مطرح كردن در دولت، مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيش‌نويس تهيه كند.

روند مميزي‌ها درارشاد، هماره ازجمله مقولات بحث برانگيز بوده است. دردولت حاضر بحثي مطرح شد مبني براينكه اين كار به صنوف سپرده شود. اين رويكرد مي‌تواند امري مثبت نيز تلقي شود، چراكه دست‌كم معايب وحسن‌هاي اين شيوه مشخص خواهد شد. به نظر شما درحال حاضر، ارشاد تا چه حد توانسته است به اين وعده خويش عمل كند؟

من چندي پيش هم درمصاحبه‌اي با رسانه‌ها، دراين باره صحبتي كردم. بايد بگويم روند كنوني مميزي در وزارت ارشاد اصلاً خوشايند نيست و با وجود حضور معاون فرهنگي جديد، تا هم اينك تحول خاصي در رويه متداول مميزي در اين وزارتخانه مشاهده نمي‌شود. من هنوزهم اميد دارم كه شاهد تحولاتي در عرصه مميزي كتاب در اين وزارتخانه باشيم. بااين همه روند جاري وخبرهايي كه مي‌رسد، حاكي از ادامه همان شيوه‌هاي پيشين است و اين روند به زودي موجب سرخوردگي اهل قلم و اصحاب نشر خواهد شد. بايد به روش‌هايي فكركرد كه ضمن حفظ سلامت حوزه نشر، از همه قابليت‌ها به خوبي استفاده شود. براي مثال اگر در صدور مجوز در بسياري از مشاغل فني و پزشكي احراز صلاحيت از سوي مراجع معتبر ضروري است؛ چرا نبايد اين ضرورت به حوزه فرهنگ تسري يابد! آيا ظرافت و پيچيدگي حوزه فرهنگ كمتر از ديگر حوزه‌هاست؟ اگر در ابتداي كار و صدور مجوز فعاليت به اين شايستگي‌ها توجه كنيم به راحتي مي‌توانيم حتي بيشتر از همكار محترم اداري‌مان كه تاكنون به اين امور مي‌پرداخته به ناشر اعتماد كنيم و عملاً نظارت در همه مراحل كار را به خود او بسپاريم. در برخي از صنوف و فعاليت‌ها نظارت به كارشناسان رسمي واجد شرايط سپرده شده است. آيا در حوزه‌هاي فرهنگي، ازجمله انتشار كتاب نمي‌توان از اين شيوه استفاده كرد؟ همچنين در برخي از تخصص‌ها، نظام‌هاي صنفي نظارت بر اعضاي خود را برعهده دارند. آيا نمي‌توان در حوزه نشر نيز با تشكيل نظام صنفي اين مسئوليت را به خودِ اصحاب نشر سپرد؟ آيا نمي‌توان به عنوان شرط فعاليت، هر مؤسسه انتشاراتي را مكلف كرد تا فردي را با تأييد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي كاري شبيه سردبيري در نشريات بگمارد كه ازجمله مسئوليت نظارت بر انتشار كتاب با او باشد؟ بديهي است هر روشي كه انتخاب مي‌شود بايد برمبناي چنان آيين‌نامه روشن و دقيقي باشد كه دست‌اندركاران اجرا فهم و برداشت يكسان از آن داشته باشند.

اگر فرض كنيم اين گفت وگو پل ارتباطي شما با مسئولان فرهنگي كشور به‌ويژه در حوزه كتاب است، چه پيامي براي آنها داريد؟

كتاب شناسنامه علمي و فرهنگي جامعه است و به‌رغم توسعه حامل‌هاي الكترونيكي هنوز مهم‌ترين وسيله انتقال علم و فرهنگ است. صيانت از اين حوزه و حفظ سلامت آن و كمك به رونق كتاب و كتابخواني همت والايي مي‌خواهد كه اميدوارم دوستان مسئول در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با استفاده از دانش، تجربه و مشاركت همه صاحبنظران اين عرصه گام‌هاي شايسته‌اي بردارند و كارنامه درخشاني در اين زمينه از خود به يادگار بگذارند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار