
مطرح شدن حمايت دولت يازدهم از برخي چهرهها و جريانهاي چالش برانگيز فرهنگي طي ماههاي اخير باعث ايراد انتقادات فراواني نسبت به عملكرد دولت شده است. با نگاهي كوتاه به آنچه در چند ماه گذشته رخ داده است، به خوبي متوجه خواهيم شد كه اگر چند اسم، عنوان و اظهارنظر را از عملكرد دولت يازدهم در حوزه فرهنگ كسر كنيم، بسياري از انتقادات نسبت به دستاوردهاي دولت كاسته خواهد شد.
پس چرا دولت اصرار دارد كه از چهرههايي حمايت كند كه جز هزينهسازي سودي براي كابينه تدبير و اميد نخواهند داشت؟! چرا جريانهاي خاصي با روي كار آمدن دولت جديد، مجال عرضاندام پيدا كردهاند كه هيچ سنخيتي با جمهوري اسلامي نداشتهاند اما مستقيم و غيرمستقيم از چراغ سبز ارشاد برخوردار بودهاند؟!
آيا دولت يازدهم مديون چهرهها است؟!
دولت يازدهم مانند همه دولتهاي پيشيني كه در جمهوري اسلامي بر سر كار آمدهاند، برخاسته از آراي قاطع ملت ايران هستند. در اين راه اگر اشخاص، گروهها يا جريانهاي فكري خاصي از منتخب ملت حمايت كردهاند، آيا آن را بايد به پاي امتيازگيريهاي بعدي گذاشت؟!
نظام رأيگيري در جمهوري اسلامي بسيار روشنتر و مردميتر از كشورهايي مانند ايالات متحده امريكا است كه رئيسجمهور خود را مديون لابيهاي صهيونيستها و حمايت كارتلهاي بزرگ مالي ميداند و در راه حفظ منافع آنها قدم بر ميدارد.
در ايران رئيسجمهور با رأي مستقيم مردم انتخاب ميشود و چهرههاي شناخته شده نيز مانند ساير مردم تنها يك رأي دارند و دولت مديون هيچ فرد يا جريان خاصي نيست كه بخواهد براي آنها امتيازات ويژهاي در نظر بگيرد! اما آنچه در عمل مشاهده ميشود، اين است كه با روي كار آمد هر دولت، افراد و جريانهايي پيدا ميشوند كه سعي در مصادره به مطلوب كردن آراي مردمي دارند.
اين افراد يا جريانها در حوزه فرهنگ نمود بيشتري دارند. اين افراد تلاش دارند تا خود را از يك سو نماينده جريان فكري و فرهنگي دولت بنامند و از سوي ديگر در مقام يك مطالبهگر در مقابل دولت خود را به عنوان نمادي از خواستههاي ملي معرفي كنند و درخواستهاي فرهنگي خود را به عنوان درخواستهاي ملت ايران عنوان كنند. نقدها، مصاحبهها و يادداشتهاي فرهنگي كه بعد از خرداد 92 در رسانههاي حامي جريان اصلاحات منتشر شد، نمونههاي آشكاري از اين نوع حس طلبكاري است كه برخي از چهرههاي شناختهشده فرهنگي و هنري نسبت به دولت تدبير و اميد داشته و دارند.
متأسفانه عدم واكنش صريح دولت نسبت به اين نوع امتيازخواهيها خود عاملي بر افزايش حجم خواستهها و ايجاد باوري در بين عموم شده است كه دولت خود را مديون برخي ميداند و ميخواهد با واگذاري جريانسازي فرهنگي دولت يازدهم به آنها به نحوي محبتهاي آنها را جبران كند!
اين چهرههاي حاشيهدار
برخي از مديران دولت دهم اين روزها هر وقت در مورد عملكردشان مورد سؤال قرار ميگيرند، از اين مسئله دفاع ميكنند كه حداقل آنها اين آزادي و ميدان عمل باز را به برخي از چهرههاي حاشيهدار ندادهاند!
اين استدلال ساده باعث ميشود كه ساير نقدهايي كه به كارنامه آنها وارد ميشود در حاشيه رفته و كمتر ديده شود. اما چهرهها يا عملكردهايي در اين چند ماه نقشآفريني داشتهاند كه تا اين حد عملكرد وزارت ارشاد دولت يازدهم را زير سؤال بردهاند.
افق سازمان سينمايي
برخي از معاونان وزير در حاشيهسازي بيتقصير نبودهاند. سازمان سينمايي به دليل آنكه سينما مهمترين محصول هنري كشور به شمار ميرود، بيش از ساير معاونتها و مديريتهاي ارشاد زير ذرهبين است.
حجتالله ايوبي از زمان آغاز به كار در سينما، خود را حامي جريان خانه سينما نشان داده است. اين كار در حالي كه خود سينماييها از درون با هم اختلاف دارند باعث شده تا اين نقد به ايوبي وارد شود كه به جاي آنكه چتر حمايتي سازمان را بر سر همه بگستراند بيشتر در مسيري قدم برداشته كه هيئت مديره خانه سينما از آن متنفع شدهاند. تعطيلي جشنواره افق نو كه حركتي ضدصهيونيستي به شمار ميآمد و باعث ناراحتي غربيها شده بود نيز يكي از مواردي است كه در آن ايوبي به عنوان رئيس سازمان سينمايي متهم رديف اول به شمار ميرود. تأثيري كه جشنواره افق نو در سطح بينالمللي داشت، بسيار بيشتر از جشنواره فيلم فجر بود. به طوري كه تعطيلي اين جشنواره بازتابهاي بينالمللي داشت.
حمايت سازمان سينمايي و دعوت به كار از برخي از كارگردانهايي كه بنا به دلايلي فيلم نميساختند، اگرچه در ظاهر كمكي به سينما به حساب ميآيد اما در عمل بها دادن به چهرههايي است كه ناسازگاري خود را با انقلاب بارها به اثبات رساندهاند. رخشان بني اعتماد، بهمن فرمان آرا و ناصر تقوايي نمونههايي از اين چهرهها هستند.
زوال كلنل درد سرساز
علي مرادخاني در مقام معاون هنري وزارت ارشاد نيز در بخشي از حاشيههاي ارشاد سهيم است. مراد خاني در مورد موسيقي مسئوليت مستقيم دارد و مسئله آواز خواني بانوان به نحوي به مديريت مرادخاني باز ميگردد. وضعيت تئاتر نيز در اين چند ماهه با انتقادهايي روبهرو شده است. دعوت از محمد رحمانيان و برگزاري مراسم بزرگداشت اين نويسنده و كارگردان تئاتر كه در آثارش به نمايشنامه بحث برانگيز «روز حسين» برميخوريم، از جمله موارد منفي در مديريت مرادخاني است. سيدعباس صالحي، معاونت فرهنگي ارشاد را بر عهده دارد؛ معاونتي كه نه هيجانهاي سينمايي را دارد نه نواي موسيقي اما اين معاونت هم حاشيههاي خود را داشته است كه صالحي در بروز آنها چندان بيتقصير نيست! مهمترين حاشيه معاونت فرهنگي بحث مميزي كتاب بوده است كه هم از سوي وزير ارشاد و هم از طرف رئيسجمهور به آن اشاره شده و هر دو مقام خواستار تغيير وضعيت آن شدهاند.
مميزي كتاب اگرچه از بيش از يك قرن پيش مناقشهاي فرهنگي ميان نويسندگان و حكومت به شمار ميرفته است اما اين اولين بار در تاريخ است كه دولت رسماً خواستار واگذاري مميزي شده و از مسئوليت قانوني خود شانه خالي ميكند. معاونت فرهنگي همچنين در مقابل اقدامات معاونت فرهنگي دولت پيشين كارهاي ترميمي را برعهده گرفته است و از آن جمله ميتوان به رفع توقيف از فعاليت ناشران و برخي از كتابها اشاره كرد.
به طور مشخص نشر چشمه در دولت دهم به دليل تخلفات متعدد توقيف شد و فعاليت انتشارات آن به حالت تعليق درآمد اما صالحي زمينه را براي رفع توقيف اين انتشارات آماده كرده است. در مورد چرايي توقيف نشر چشمه، خبرگزاري فارس گزارشي مستند و مفصل منتشر كرده و به مواردي كه نشرچشمه عامدانه تخلف كرده، اشاره نموده است.
ديگر موردي كه باعث جنجال در حيطه عملكرد معاونت فرهنگي شده است، موضوع انتشار رمان «زوال كلنل» نوشته محمود دولتآبادي است. متن فارسي اين كتاب تا پيش از اين توقيف بود اما در خارج از كشور به زبانهاي ديگر منتشر شده است. آنچه باعث شده اين كتاب توقيف شود، نگاه سياه دولت آبادي به انقلاب و حوادث بعد از آن است.
جشنواره شعر فجر نيز كه از جمله جوانترين جشنوارههاي فجر به شمار ميرود، امسال قصد دعوت از «يدالله رويايي» را داشت. رويايي، شاعر خارجنشين كه در اشعارش به صورت مستقيم به انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) و رهبر انقلاب توهين كرده است، با اصرار جشنواره فجر به ايران دعوت شده بود.
اين اقدام با واكنش رسانههاي اصولگرا روبهرو شد اما با وجود اثبات نوع تفكر رويايي، باز هم جشنواره فجر از دعوت خود از اين شاعر دفاع كرد! با آنكه اگر بخواهيم ذرهبين به دست بگيريم ميتوان ايرادات فراوان ديگري را نيز در عملكرد ارشاد پيدا كرد كه هركدام زمينهساز بروز انتقادات بودهاند، اما همين چند مورد كه در گزارش ذكر شد، نشان ميدهد كه اگر وزارت ارشاد در سال اول فعاليت خود در دولت يازدهم نسبت به برخي از تصميمگيريها با دقت بيشتري عمل ميكرد، بخش عمدهاي از انتقادات از آن كاهش پيدا ميكرد.
حمايت از چهرههايي چون دولتآبادي، رويايي، بنياعتماد و فرمان آرا در اين مدت تنها باعث هزينهسازي براي ارشاد و دولت شده است. در صورتي كه ارشاد ميتوانست همين وقت و انرژي را براي تربيت نسل جديدي از هنرمندان صرف كند كه جايگزين اساتيد يگانه فرهنگ و هنر كشور باشند.
دستور پدر خوانده بایداجرا شود