
نام «علي نصيريان» همه را به ياد نقش آفرينيهاي ماندگاري مياندازد كه به رغم گذشت گاه بيش از چندين دهه از آنها هنوز هم جايگاه پر رنگ خود را در خاطر اهالي هنر حفظ كردهاند. اين روزها استاد در نمايش هادي مرزبان بر صحنه تالار وحدت حضور دارد تا نقش حاج آقا موسي « تانگوي تخم مرغ داغ» اكبررادي را بازي كند، حضوري كه باعث شده تالار وحدت هر شب ساعت هفت با سيل مخاطباني روبهرو شود كه براي تماشاي هنرمندي اين استاد مسلم بازيگري، راه خيابان شهريار را در پيش بگيرند. به همين بهانه گفتوگويي با علي نصيريان انجام دادهايم تا از حضور اين روزهايش بر عرصه تئاتر بپرسيم.
آقاي نصيريان! چه شد تصميم گرفتيد در نمايش «تانگوي تخم مرغ داغ» مرزبان حضور پيدا كنيد؟
به باور من رادي يكي از بهترين نمايشنامهنويسهاي تئاتر جديد ايران است. من نمايشنامه را خواندم. از اين كار خوشم آمد. هم از شخصيت پردازي هم از ساختار نمايش و هم زبان كار و اين شد كه در اين كار حضور پيدا كردم و از طرف ديگر به نظر من اگر از دست آدم بر ميآيد كه كار كند، تا آنجايي كه امكانش هست بايد كار بكند.
استاد! چندوقت بود در عرصه تئاتر حضور نداشتيد؟
آخرين بار سال 91 بود كه در نمايش «هفت شب با مهمان ناخوانده» آقاي فرهاد حاضر شدم. البته اين نمايش را ابتدا در امريكا اجرا كرده بوديم. سالهاي هفتاد و يك و دو بود كه من در امريكا با آقاي آئيش ديدار داشتم و طي آن ديدارها، قرار شد كه ايشان اين نمايشنامه را بنويسند و نوشتند و نمايش را در امريكا، كانادا و اروپا بارها اجرا كرديم تا اينكه پس از بازگشت به ايران و در سال 73، نمايش را 30، 40 شبي در تئاتر شهر اجرا كرديم و در سال 91 به آقاي آئيش پيشنهاد دادم كه بار ديگر اجرا برويم تا آن سري از نسلهاي جديد كه در سال 73 كار را نديده بودند آن را ببينند كه نسلهاي جديد آمدند و نمايش را ديدند و اتفاقا استقبال خوبي هم از نمايش شد و اين آخرين كار من در عرصه نمايش بود و اين روزها سر اجراي اين نمايش هستم.
يكي از مؤلفههاي اصلي نمايشنامه، تقابل ميان نسلهاست كه در تقابل ميان حاج موسي و فرزندانش نمود پيدا ميكند و در نهايت به فروپاشي خانوادهها منجر ميشود.
درست است، تقابل ميان نسلها يكي از ابعاد اين نمايشنامه است و مسئله تغيير تفكر و تغيير نسلها و تحولاتي كه در همه اضلاع زندگي وجود دارد، نكته روشن و قابل قبولي است اما در اين ميان ما يك سنت پدرسالارانه هزاران ساله داريم كه همواره مردها همهكاره بودند و اداره همه امور بر عهده آنها بوده است. هميشه مردها تحكم ميكردند و در اين نمايشنامه نشان ميدهد كه اين باورها در نسلهاي بعدي ديگر اثري ندارد و فرزندان بدون توجه به جنسيتشان به دنبال هويت فردي خود هستند و در نمايش ميبينيم كه هم دختر و هم پسر موسي در برابر پدر طغيان ميكنند، به رغم خواستههاي پدر از جا بر ميخيزند و سبكي متفاوت از باورهاي پدر را براي زندگي خود انتخاب ميكنند، دختر خانواده هنرمند ميشود، پسر خانواده به دانشگاه ميرود كه هيچ كدام مطابق ميل پدر نيست و نشان ميدهد كه پدر مضمحل شدني است و آن نسل به هر حال از ميان ميرود و نسل تازه با يك تفكر جديد به ميدان خواهد آمد.
كاراكتر «موسي»ي نمايش، فردي است كه با توسل به فريب و ريا، خواستهها و منافع خود را دنبال ميكند و در اين ميان از فريب دادن فرزند محبوبش هم ابايي ندارد و تنها براي اينكه پول رهن مستاجرهايش را ندارد از پسرش ميخواهد تا با دختر مستأجر ازدواج كند. اين رفتارهاي موسي از كجات نشأت ميگيرد؟
موسي آدم رياكاري است و به رغم اينكه تظاهر به مذهب ميكند اما فيالواقع ايمانش خالص نيست. البته يك جاهايي حق دارد و جاهايي هم حق ندارد و در واقع حاج موسي يك كاراكتر سياه نيست و نميتوان گفت آدم مطلقا بدي است و با همه رياكاريها، يكسري اعتقادات و باورهاي درست هم دارد. يكي از محاسن آثار رادي همين است كه شخصيتهايش سياه و سفيد مطلق نيستند و نميگويد اين خوب است و آن بد و انسان را مجموعهاي از مولفههاي الهي و شيطاني ميداند، اما اينكه چطور خودش را تربيت و كنترل ميكند تا اميال شيطاني بر وي غلبه نكند و بتواند با اخلاق، انسانيت و معنويت عجين باشد، اين مهم است. اما حاج موسي در طول نمايشنامه همواره بر اساس منافع خود رفتار ميكند، حرف ميزند و جلو ميرود. زماني هم كه به حسين، پسرش پيشنهاد ميدهد با مليحه دختر همسايهشان ازدواج كند به دليل اين است كه نميخواهد اين خانه را به فروش برساند و از طرف ديگر با زن ديگري هم ازدواج كرده و زن دوم را در خانه ديگرش در الهيه سكني داده است و به همين دليل نميتواند خانه الهيه را هم بفروشد. در اين ميان موسي محضرخانهاي هم دارد اما نميخواهد درآمد حاصل از آن را خرج كند يا اصلا شايد راست هم ميگويد محضرخانهاش درآمد چنداني ندارد اما در هر حال موسي بنابر منافع خودش كار ميكند و پيشنهاد ازدواجي كه به حسين ميدهد به دليل دلسوزي براي او نيست و تنها اهداف خود را دنبال ميكند.
آقاي نصيريان! بازي شما در نقش حاج موسي نمايش «تانگوي تخم مرغ داغ» به گونهاي مخاطب را به ياد نقش آفريني شما در ميوه ممنوعه و در نقش حاج فتوحي مياندازد. نظر خودتان در اينباره چيست؟
خب نقش حاج موسي با حاجي فتوحي تفاوتهاي بسياري دارد، چون ميوه ممنوعه مقوله ديگري بود. حاج فتوحي ميوه ممنوعه فرد صادقي بود كه به هيچ وجه مانند حاج آقا موسي دورويي و ريا نداشت و حتي در مسجد و در مقابل همه به عشقش اعتراف كرد. داستان حاج فتوحي در ميوه ممنوعه باز ميگردد به داستان شيخ صنعان در منطق الطير عطار كه يكي از نكتههايش اين است كه انسان در اثر عبادت و توجه به خدا ممكن است به خودش غره شود و خيليها در اثر عبادات بسيار به خود مغرور ميشوند، اينجاست كه در داستان عطار، خدا ميخواهد به شيخ صنعان هشدار دهد و به او بگويد انسان ممكن است تغيير كند. شيخ صنعان خواب ميبيند كه عاشق يك دختر ترسا شده است و پس از آن يكمرتبه مقام و منزلت ديني خود را كنار ميگذارد و با يك عده از مريدان راهي كشور رم ميشود و در آنجا در دام عشق دختر ترسا ميافتد، البته ميوه ممنوعه يك منظر اجتماعي است كه در همين زمانها همچنين اتفاقي ممكن است بيفتد. در ميوه ممنوعه حاج يونس انسان صادقي بود اما به دام عشق افتاد و مانند شيخ صنعان هر كاري كه معشوقهاش از او خواسته بود را انجام داد. در ميوه ممنوعه هم هستي از حاج فتوحي خواست كه آبرويش را در ميان جمع ببرد و او همه خواستههاي او را عملي كرد و اسنادش را هم در نهايت به او نشان داد كه من به خاطر عشق به تو همه كارهايي كه از من خواسته بودي را انجام دادم و دخترك مبهوت ماند اما حاج موسي اين خلوص را ندارد. حاج موسي يك آدم دلال صفت است و همانطور كه كارش دفترداري و محضرداري است، به رغم ظاهر مذهبياش رياكار است. به عنوان مثال ماجراي تجديد فراش را به دروغ به گونهاي جلوه ميدهد كه براي رضاي خدا همسر جواني را اختيار كرده، در حالي كه به دليل خواستههاي نفسانياش اين كار را انجام داده است.
فضاي نمايش به چه صورت است؟ كار با آقاي مرزبان و ساير افراد گروه چگونه است؟
كار با آقاي مرزبان خيلي خوب است و از طرف ديگر اين نمايش گروه خوبي دارد و همه بچههاي كار خود را درستي انجام ميدهند.
با توجه به اينكه پارنتر اصلي شما در اين نمايش آقاي زندگاني است، حضور او را بر صحنه تئاتر چطور ميبينيد؟
آقاي زندگاني بازيگر خوبي هستند، بر خلاف اينكه ميگويند برخي هنرپيشههاي سينما برعرصه تئاتر خوب ظاهر نميشوند، او حضور موفقي داشته است و البته خود آقاي زندگاني فارغ التحصيل رشته تئاتر است و اينكه در تئاتر آنقدر خوب كار ميكند كه باعث خوشبختي ماست كه جوانان كارآمدي مانند او هستند و انشاءالله آتيه تئاتر به آنها تعلق دارد.
استاد! يكي از خصوصيات نمايش «تانگوي تخم مرغ داغ» اين است كه در تمام طول نمايش، مخاطب خسته نميشود و تم نمايش تا پايان مخاطب را با خود همراه ميكند، به نظر شما چرا اينگونه است؟
به نظر من به اين دليل است كه كار گروه خوبي دارد و از طرف ديگر ريتم كار از ديگر دلايلي است كه باعث ميشود مخاطب تا پايان همراه كار باشد و خسته و كسل نشود. از طرف ديگر زبان داستان هم زبان زندگي خودمان است و خود من زماني كه به ديالوگها و داستان نمايش نگاه ميكنم، زندگي خودم را در آن ميبينم. خب ميدانيد من بچه ميدان شاپور تهران هستم، يادم ميآيد خانه عمهام، از آن خانههاي بزرگي بود كه در آن همه اهالي خانواده دور هم زندگي ميكردند و در اين ميان بينشان دعوا اتفاق ميافتاد و همه اين حرفها و داستانها من را به ياد كودكيام مياندازد و به نظر من اين چيزها براي مردم به خصوص بزرگترها جذابيت دارد. از طرف ديگر نمايش براي جوانها هم جذاب است براي اينكه يك زبان قديمي است كه به نظرشان جالب ميآيد.
بازخوردهاي تماشاگران هنگام اجرا به چه صورت بود، مثل اينكه هيجان مردم در زمان اجرا بسيار بيشتر از تصور گروه بود؟
تئاتر همهاش تجربه است و خود هنرمند نميتواند عكسالعمل مخاطب را به صورت دقيق پيشبيني كند. يك چيزهايي از اول مشخص است، اما نمايش بايد با مردم مواجه شود و جوهر تئاتر اين است كه انسانهاي زنده كنار هم هستند و به باور من همه نكته و زيبايي تئاتر همين مواجهه و تجربه كردن است و جالب اينجاست كه جو مخاطبان هر شب حالت تازهاي دارد. درست است يكسري عكس العملها در زمانهاي مشخصي انجام ميشوند، اما دريافتها و نكتهسنجيها متفاوت است.
واكنش مخاطبان و هنردوستاني كه براي تماشاي هنرمندي استاد نصيريان اين شبها به تالار وحدت ميآيند در برابر شما چطور بوده است؟
بازخوردها خيلي خوب بود. به باور من تئاتر ميتواند در جذب مخاطب بسيار موفق ظاهر شود به شرط اينكه حمايتهاي جدي پشتش باشد، به خصوص كه ما هيچ حركات نمايشي زنده در شهر نداريم و هنرهاي نمايشي ما به چند سالن محدود ميشود. در همه كشورها هيئتهاي خارجي را به كنسرت و صحنه تئاتر ميبرند تا جايگاه فرهنگي خود را معرفي كنند ما هم بايد برنامه زنده نمايش داشته باشيم كه با موازين عرفي و شرعيمان همخواني داشته باشد و اين هيچ چيز جز تئاتر حرفهاي ما نيست. به باور من، ما اين پتانسيل را داريم كه چنين گروههايي ايجاد كنيم اما متأسفانه حمايت جدي از تئاتر صورت نميگيرد. هنري كه پشتوانه هنري، فرهنگي و معنوي دارد در همه جاي دنيا مورد حمايت قرار ميگيرد اما در كشور ما چنين نيست.