بدون ترديد يكي از وظايف اصلي آموزش و پرورش تلاش در حفظ سنتها و انتقال ارزشهاست واين امر فقط در سايه همكاري و همدلي اوليا و مربيان امكانپذير است. پر واضح است، اگر بين ارزشهاي خانواده و ارزشهاي مدرسه هماهنگي وجود داشته باشد در رفتار آموزشگاهي دانشآموز نيز تعادل ديده ميشود، اما وقتي كه ارزشهاي خانواده و مدرسه متفاوت باشند دانشآموز ممكن است دچار تعارض شود. در چنين وضعيتي است كه ميتوان ادعا كرد آموزش و پرورش در رسيدن به حداقل اهداف تربيتي خود ناموفق بوده است.
متأسفانه در سالهاي اخير تغييراتي در نظام ارزشي و هنجاري و شخصيتي افراد درسطح جامعه ديده ميشود و رفتارهايي توسط جوانان ما به نمايش گذاشته ميشود كه قابل تأمل و نگرانكننده است وگوياي اين واقعيت است كه در ارزشهاي جامعه و نحوه قضاوت اجتماعي مردم اشكالاتي به وجود آمده است. گسترش روزافزون رسانههاي صوتي و تصويري مانند ماهوارهها، اينترنت و مجلات خانوادهها را با پيامهاي ارزشي گاه متضاد درگير ميكند به گونهاي كه در سالهاي اخير تغييراتي در اخلاقيات، رفتارها، آداب و سنن، نوع پوشش و شيوههاي آرايش افراد جامعه ديده ميشود كه در گذشته وجود نداشته است از جمله اين رفتارها ميتوان به آرايش دختران دانشآموز اشاره نمود. مشاهدات و گفتوگوهاي حضوري با تعدادي از مديران محترم مدارس دخترانه حاكي از آمار بالاي اين دسته از دانشآموزان دارد، حتي در بعضي از مدارس آمار بالاي 50درصد نيز گزارش شده است. در اين يادداشت به دنبال قضاوت اخلاقي و نفي و اثبات چرايي اينگونه رفتارها نيستيم، بلكه در پي يادآوري اين موضوع مهم به مديران آموزشوپرورش هستيم كه تكليف مديران و معاونين مدارس را در برخورد با اين دسته از دانشآموزان كه آمار آنها هرساله رو به فزوني است مشخص نمايند، چرا كه از يك سو بيشتر وقت اين گروه از دختران صرف كسب اطلاع و فراهم ساختن ابزار و لوازم مدهاي جديد جهت خودنمايي صرف ميشود كه اين خود ناكامي تحصيلي، آموزشي را به دنبال دارد و در بعضي مواقع سبب بروز انحرافات اخلاقي ميشود و از سوي ديگر سخن از تأثيرپذيري نوجوانان از محيطهاي مختلف پيرامون خويش است. كارشناسان و صاحبنظران تعليم و تربيت به خوبي واقفند كه نقش گروه همسالان درتربيت و رفتارهاي فردي و اجتماعي در بسياري از موارد از نقش ساير نهادهاي اجتماعي و حتي خانوادهها مؤثرتر است، امروزه در بعضي از مدارس ديده ميشود كه بسياري از ارزشها و سنتهاي گذشتگان از سوي بعضي از دانشآموزان ناديده گرفته ميشود و كساني هم كه به رعايت آنها ميپردازند مورد تمسخر و ريشخند قرار ميگيرند و دانشآموزاني كه اين ارزشها را رعايت ميكنند توسط دوستانشان متهم به بيكلاسي ميشوند. متأسفانه تنها ابزار موجود در دست مسئولان آموزشگاهها آئيننامه اجرايي مدارس است كه 25سال پيش تهيه شده است، در ماده 53 اين آئين نامه تنها به نحوه ادامه تحصيل دانشآموزاني كه در حين تحصيل ازدواج ميكنند اشاره شده است. دربند 4 اين ماده قانوني آمده است: دانشآموزاني كه ازدواج ميكنند ميتوانند با رعايت سادگي كامل! و خودداري از ابراز مسائل ازدواج با ديگر دانشآموزان، مانند سايرين در مدارس روزانه به تحصيل ادامه دهند.
اين در حالي است كه آئيننامههاي انضباطي مدارس مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش كه در گذشته به مدارس ابلاغ گرديده با توجه به مقتضيات زمان، شدت و وخامت مسائل انضباطي و پديدههاي نوظهور به دليل تغييرات و تحولات ناشي از رشد فناوري و گسترش روزافزون ارتباطات، به هيچ وجه پاسخگوي مسائل و مشكلات موجود در مدارس نيست.
نقش تعيينكننده آموزشوپرورش
رهبر معظم انقلاب در خطبههاي نماز جمعه در 23 آبان سال 65 با ژرفنگري و روشنبيني نسبت به گسترش بدحجابي و بيبندوباري هشدار دادند و نقش و وظيفه آموزشوپرورش را در پيشگيري از اين آسيبها يادآور شدند.
معظمله كه در آن زمان رئيسجمهور بودند در خطبه اول نماز فرمودند: «من اعلام خطر ميكنم، ما نميتوانيم ادعا كنيم و مطمئن باشيم كه دشمنان ما شكست خوردهاند، يكي از صحنههاي مبارزه با دشمن مبارزه با ترويج فساد، فحشا، اعتياد، سستي و بيحجابي و غفلت در ميان مردم و نسل جوان است، مسئله فقط حجاب نيست، مسئله چادر نيست بلكه مسئله پوشش اسلامي يكي از مسائل مهم مربوط به حفظ عصمت و عفت زنان و مردان جامعه است.» ايشان با تصريح رسالت سنگين آموزشوپرورش ميفرمايند: «آموزشوپرورش موظف است به مدارس بپردازد و بچههاي جوان و نوجوانان را كه خانوادهها در اختيار مدارس ميگذارند بايد در مدارس حفظ كنيم، لااقل به اندازه عصمتي كه در خانه دارا بودند بايد آنها را دوباره تحويل دهيم. مسئولان آموزشوپرورش بايد بدانند كه اين كار وظيفه آنهاست، اين همان تربيت اسلامي صحيح است كه در آن تعليم معنا ميدهد و تعليم بدون آن هيچ فايدهاي ندارد و نميتواند آيندهاي روشن را براي ما ترسيم كند.
حال پرسش اين است كه آموزشوپرورش در اين زمينه چه كرده است؟ آيا غير از آموزشوپرورش در ايران جايگاهي براي تربيت نسلي مومن و متعهد در آينده وجود دارد؟
به طور قطع و يقين اگر در آن زمان اين هشدارها جدي گرفته ميشد و برنامههاي اصولي در زمينه ارشاد و روشنگري نسل جوان در جهت تحقق اهداف تربيتي نظام آموزشوپرورش تدارك ديده ميشد اكنون شاهد آنچه امروزه از آن به عنوان فاجعه در نحوه پوشش ياد ميشود نبوديم!
در حال حاضر در كشور ما 27 دستگاه در قالب 32 مأموريت وظيفه گسترش فرهنگ حجاب و عفاف را در جامعه برعهده دارند، اما به نظر ميرسد نقش و وظيفه هيچكدام از آنها همسنگ نقش و وظيفه آموزشوپرورش نيست. وزارت آموزشوپرورش با قريب به 600 هزار فرهنگي زن مسئوليت تعليم و تربيت آموزشوپرورش بيش از 6 ميليون دختر دانشآموز را كه مادران فرداي ايران اسلامي هستند دارد كه ميتواند مهمترين و اصليترين نقش در گسترش فرهنگ حجاب و عفاف را در جامعه ايفا كند.
از آنجا كه شالوده و قسمت عمده عقايد و باورهاي كودكان و نوجوانان در مدارس پايهگذاري ميشود، از اين رو اختصاص زنگي به نام «زنگ حجاب و عفاف» در مدارس دخترانه، بازنگري در محتوا و برنامههاي امورتربيتي، تدوين كتب درسي و مطالب جديد در دورههاي ابتدايي، متوسطه اول و دوم متناسب با مقتضيات زمان و گروههاي سني مختلف درباره فلسفه و اهميت حجاب و عفاف و تدريس آن توسط مربيان متعهد و آگاه و همچنين ايجاد و تقويت زمينه تبادل فكري و همانديشي با نسل جوان در مدارس و دانشگاهها و اقناع علمي و پاسخ به شبهات بنيادي آنان درباره حجاب توسط كارشناسان، اساتيد حوزه ودانشگاه، صاحبان قلم و انديشه، منطقيترين و مهمترين راه تفهيم و توسعه حجاب در بين دانشآموزان و در نهايت تحقق فرهنگ پوشش اسلامي در جامعه خواهد بود.