آمار و ارقام و نمودارهاي جمعيتي نشان ميدهد كه تغييرات جمعيتي در كشورمان به گونهاي است كه هم اكنون پنجره جمعيتي به روي جامعه ما باز است و در صورتي كه از اين فرصت استفاده و رشد جمعيت كشور را با تدبير مديريت نكنيم، دچار جامعهاي پير ميشويم كه ديگر اميدي به جواني و كارايي آن نيست.
به رغم هشدارهاي جمعيتشناسان و تأكيدات ويژه رهبر انقلاب درباره خطر سقوط جمعيت كشورمان در پرتگاه پيري، نمايندگان مجلس به دو فوريت طرح افزايش نرخ باروري و پيشگيري از كاهش رشد جمعيت كشور رأي مثبت ندادند بلكه به يك فوريت اين طرح رأي مثبت دادند. اما رأي نمايندگان در تشخيص فوريت چنين طرحي هر چه كه باشد، چيزي از اهميت موضوع كم نميكند. دقيقترين سيمايي كه بيانگر وضعيت حال و آينده جمعيت كشورمان است را ميتوان از اطلاعات آماري ارائه شده به دست آورد. عدد و رقمها، نمودارها و نتايج بررسيهاي آماري ميگويند در حال حاضر پنجره جمعيتي در كشورمان باز است يعني جمعيت 15 تا 29 ساله ايراني در حالت انباشتگي قرار دارند.
اين موضوعي است كه دكتر محمد مشفق، عضو هيئت علمي مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي كشور و استاد دانشگاه در نشست «مطالعه تطبيقي سالمندي جمعيت در ايران و كشورهاي منتخب» با اشاره به آن افزود: جوانان در سن جواني به مرور ميانسال ميشوند كه به آن مرحله ميانسالي گفته ميشود و در نهايت اين جمعيت به مرحله سالمندي ميرسد؛ شرايطي كه ديگر كار از كار گذشته و هيچ تدبيري براي نجات جمعيت كشور از سقوط مؤثر نخواهد بود.
پنجره جمعيت رو به اميد باز است
از نگاه جمعيتشناسان سنين بين 15 تا 64سال سنين فعاليت نامگذاري ميشود و در جامعه تعداد همين افراد است كه حضور نيروي كار در آن جامعه را تعيين ميكند. اگر سهم اين گروه سني در جامعهاي بيشتر از ساير گروهها باشد از اصطلاح «شرايط پنجره جمعيتي» استفاده ميشود. پنجره جمعيتي در واقع يك فرصت بسيار عالي جهت برنامهريزيهاي بلندمدت در جامعه است و ميتوان بيشترين افزايش نرخ رشد را در اين برهه داشت. تجربه بسياري از كشورها هم بيانگر جهش اقتصادي آنها در دوران پنجرهاي جمعيت است.
در ايران نيز هم اكنون نزديك به 71 درصد از كل جمعيت در گروه سني 15تا 64 سال قرار دارند كه دلالت بر وجود سرمايه انساني قابلتوجهي براي توسعه دارد. بديهي است ناكارآمدي براي جذب اين گروه از جمعيت در كوتاهمدت بحرانهاي اجتماعي و اقتصادي بسياري به همراه دارد و از سوي ديگر در بلندمدت تهديدي جدي براي جامعه تلقي شود زيرا دامنه جمعيت سالخورده را افزايش ميدهد. با استناد به اينكه در حال حاضر بيشترين تعداد جمعيت در سن 25 ـ 20 سال متمركز است، با گذشت حدود 40 سال اين گروه به سن 65 ـ 60 سالگي رسيده و به جمع سالخوردگان خواهند پيوست و جمعيت با پديده سالمندي روبهرو ميشود.
مشفق، عضو هيئت علمي مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي كشور و استاد دانشگاه نيز در اين باره گفت: به محض تنظيم خانواده و توليد مواليد و وارد شدن كمتر كودكان، پايه هرم سني جمع ميشود و كودكان متولدشده قبلي به مرور زمان در سنين جواني قرار ميگيرند و گروه سني از 15 تا 29 نسبت به ساير گروههاي سني افزايش پيدا ميكند كه به آن تورم سني جوانان گفته ميشود و كشور ما اكنون در چنين وضعيتي است.
به باور وي مسائل و مشكلات اين گروه مانند ازدواج و اشتغال به علت انباشتگي اين بازه جمعيتي است اما جوانان در سن جواني به مرور ميانسال ميشوند كه به آن مرحله ميانسالي گفته ميشود و در نهايت اين جمعيت به مرحله سالمندي ميرسد.
معكوس شدن هرم سني ايران
از جواني به پيري
بنا به تأكيد اين استاد دانشگاه ساختار موضوع گذار سني، اولين موضوع در مورد سالمندي است و به وضعيتي اطلاق ميشود كه جمعيت جوان يعني حدوداً 40 تا 50 درصد افراد زير 15 سال، در پروسه طولانيمدت، يعني حدود 100 تا 150سال به علت كاهش باروري، سبب جمعشدن هرم سني و معكوس شدن آن ميشود كه اين شيفت هرم سني را گذار سني گويند.
به گفته مشفق گذار سني در اثر گذار جمعيت، كاهش باروري، تغيير در الگوي زاد و ولد و از طرفي افزايش اميد به زندگي رخ ميدهد. اين استاد دانشگاه افزود: در سال 2010 ايران در مرحله جوانان يعني رده سني 15 تا 35 سال بود. بر اساس روند موجود و با نرخ باروري زير سطح جانشيني، هرم سني ايران در سال 2050 از پايه جمع ميشود و سنين بالاتر افزايش پيدا ميكند.
كمك كنترل زاد و ولد در سطح جانشيني به توازن و تعادل در هرم سني
بنا به تأكيد اين عضو هيئت علمي مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي كشور 2/8 درصد از جمعيت ما بالاي 60 سال هستند و ما در آستانه ورود به مرحله سالمندي هستيم، اما هنوز وارد اين مرحله نشدهايم. زماني كه درصد جمعيت زير 15 سال به كمتر از 25 درصد كاهش يابد و درصد افراد بالاي 60 سال بيشتر از 8 درصد شود، به آن سالمندي ميگوييم و اين مسئله اجتنابناپذير است. بنابراين حتي اگر سطح زاد و ولد را افزايش دهيم، باز هم مشكل سالمندي حل نخواهد شد اما كنترل زاد و ولد در سطح جانشيني، به توازن و تعادل در هرم سني كمك ميكند.
وضعيت ايران در سال 2100
شايد برايتان جالب باشد بدانيد در سال 2100 كه احتمالاً خيلي از ما در اين دنيا حضور نداريم، وضعيت جمعيت كشورمان چگونه خواهد بود. به گفته مشفق مطابق پيشبيني سازمان ملل در سال 2100 افت زاد و ولد در ايران نسبت به ساير كشورها از شتاب بيشتري برخوردار است كه تحول ساختار سني را رقم ميزند. وي تأكيد كرد: كشورهاي اروپايي سياست افزايش زاد و ولد و افزايش جمعيت را پيش گرفتهاند و به سطح دو فرزند رسيدهاند، اما به تورم جمعيت و افزايش بيش از حد جمعيت منجر نشده است.
مشفق تصريح كرد: ما از سال 2020 تا 2040 به سالمندي ورود پيدا خواهيم كرد و از سال 2040 تا 2050 سالمند و در سال 2050 فوقسالمند خواهيم شد كه گذر از مرحله اول به دوم 20 سال و از مرحله دوم به سوم 10 سال زمان خواهد برد و اين موج پر شتاب سالمندشدن، فرصت برنامهريزي براي سالمندان را ميگيرد. بنا به تأكيد اين استاد دانشگاه، سرعت سالمندي در ايران و كره جنوبي نسبت به ساير كشورها بالاست كه اين مسئله به دليل زاد و ولد در سالهاي قبل و سرعت كاهش زاد و ولد است.
از سوي ديگر، به گفته مدير گروه مطالعات جمعيتشناسي آسيا و اقيانوسيه در سنين بالاي 65 سال تعداد زنان از تعداد مردان بيشتر است و بهطور كلي نسبت زنان به مردان در سالمند شدن افزايش پيدا ميكند. زيرا اميد به زندگي در زنان بالاتر است. به همين دليل هم در برنامهريزي سالمندي بايد رويكرد جنسيتي مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا مسائل اجتماعي، اقتصادي و نوع بيماري زنان و مردان سالمند با يكديگر متفاوت است.
چرخيدن پنجره جمعيت روي پاشنه زمان
بررسي تجارب كشورهاي گوناگون و تجربههاي جمعيتي كشور خودمان در روند تغييرات جمعيت نشان ميدهد هرگونه تغيير در الگو و روند باروري در يك دوره زماني تغييرات دامنهداري را در ساختار سني جمعيت ايجاد ميكند. بنابراين در اتخاذ هرگونه سياستي براي افزايش يا كاهش باروري، بايد محتاطانه عمل كرد و عواقب بلند آن را در نظر گرفت.
به باور شفق برنامهريزي پيشدستانه و تأمين نيازهاي سالمندان و تعديل ساختار جمعيت با روندي آرام از جمله كارهايي است كه ميتوان براي آينده جمعيت انجام داد. همچنين ميتوان از برنامه ساير كشورها براي سالمندانشان استفاده كنيم. در حالي كه بنا به تأكيد مشفق نظام برنامهريزي كشور ما نقطهنقطه و جزيرهاي است و نهادهاي مختلف برنامهريز مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس شوراي اسلامي و قوه مجريه با هم هماهنگي ندارند و هركدام به صورت جزيرهاي كار و برنامهريزي ميكنند و حتي گاهي برنامهريزيها تحتالشعاع موجهاي رسانهاي قرار ميگيرد. بديهي است با چنين روندي ممكن است پنجره جمعيت كشور كه حالا ديگر روزنه اميد جامعه ايراني به آينده است، بسته شود بيآنكه ما از فرصت پيشرويمان بهره لازم را برده باشيم.
تاکید و هشدار چه فایده ای داره؟؟؟ پول های بیت المال با ارقام چند ده هزار میلیاردی میبرن، کسی نیست جلوشونو بگیره!! ملت بی پول و فقیر و بی کار که تو مخارج خودشون تنهایی موندن، چطوری ازدواج کنن و فرزند بیارن؟؟یا پدر ومادری که تو سیر کردن شکم خودشون موندن، چطوری تو روی یه بچه گشنه وبی لباس و ... نگاه کنن.؟؟؟ ...به دوستان اختلاس کننده و غارتگر یه توصیه ای بشه که بابا...
|
آفرین به شرفت برادر.