قرعه برنامه مناظره روز گذشته شبكه اول به يك مسئله فرهنگي رسيد. «آويني كه بود و اگر امروز بود چكار ميكرد؟» اين محور برنامه مناظره اين هفته است. پيشبيني ميشود با توجه به چينش ميهمانان برنامه و بحث داغ اين روزهاي رسانهها در مورد وضعيت فرهنگي كشور، حرفهاي جنجالي و بحثبرانگيزي در مورد وضعيت امروز فرهنگي كشور در اين برنامه مطرح شود.
خون آويني، موجب تطهير سينما شد
به گزارش «جوان»، اولين سخنران مناظره شهاب اسفندياري، فعال فرهنگي و منتقد سينماست. اسفندياري با مقدمهاي در مورد دلايل حضورش در برنامه مناظره اين هفته شروع ميكند و ميگويد: امروز به بركت خون شهيد آويني، نسلهاي مختلفي از هنرمندان، نظريهپردازان و فيلمسازان جوان روي كار آمدهاند. وي ميافزايد: در دعواهايي كه در سالهاي اخير بر سر شهيد آويني شكل گرفته است، اصل كارهايي كه او براي سينما انجام داد به فراموشي سپرده شده است. البته به بركت خون اين شهيد، قدمهايي در تطهير سينمايي كه از غرب وارد ايران شده بود، برداشته شد. با ورود سينما به ايران، بخشهايي از جامعه مذهبي ما به آن گرايش پيدا كردند. البته از زمان ورود امام خميني(ره) به ايران گفته شد كه ما مخالف سينما نيستيم اما بايد خوني در اين راه داده ميشد تا اين مسئله فهم شود.
در ادامه عبدالله اسفندياري، كارشناس ارشد فرهنگ با تأكيد بر اينكه نبايد حرفهاي خوب را هم زياد تكرار كرد، ميگويد: همه زندگي آويني را بايد به صورت يك مجموعه ديد. نميتوان يك بخش از زندگي آويني را بزرگنمايي كرد و گفت تنها آويني اين است. آويني از وقتي كه به او سيدكامران آويني ميگفتند تا وقتي كه لقب سيدشهيدان اهل قلم را گرفت، بهوجود آمد. اگر جاهايي تند ميرفت، بعد از آن به تعادل و پختگي ميرسيد. او از جهاتي شبيه آل احمد است. او در اوايل انقلاب بسيار تند بود ولي مسير تكاملش منجر به شهادتش شد.
حاتميكيا بايد آماده ناديده انگاشتن باشد
در ادامه برنامه، بهروز افخمي، كارگردان سينماي ايران ميگويد: سيدمرتضي مسئلهاي را در فضاي فرهنگي و روشنفكري ايران تشخيص داده بود و چون با آن درگير بود ميخواست آن را بشناسد و به ديگران بشناساند. اين امر باعث شده بود كه او يك شخصيت واحد داشته باشد. او از زمان توليد «خانگزيدهها» تا زمان شهادتش با مسئله درگيري فرهنگيان و روشنفكران با سوبژكتويته درگير بود.
اين كارگردان سينماي ايران در ادامه تصريح ميكند: آويني در دوران خودش با كوششهايي براي ناديده شدنش مواجه بود. اگر الان نيز در بين ما بود همين كوششها انجام ميشد. حرفهاي حاتميكيا براي من غيرمنتظره بود زيرا او هم مثل همه كساني كه تحت آموزش شهيد آويني بودند بايد پيشزمينهاي براي ناديدهانگاشته شدن داشته باشند. حاتميكيا هم بايد منتظر ناديده انگاشتن ميبود.
او در دوراني به پاخاست كه دوست داشتند دوران بعد از جنگ را دوره ارتجاع بدانند
وحيد جليلي سخنران بعدي برنامه مناظره بود كه صحبتهايش را اينگونه شروع ميكند: خوشحالم كه پس از 21 سال از شهادت شهيد آويني، همچنان مرتضي آويني در بين نخبگان و حتي تودهها محل بحث است. به ياد بياوريم روزگاري را كه پخش صداي آويني از تلويزيون ممنوع بود. در ماجراي مستند «خنجر و شقايق» تلويزيون حاضر به پخش صداي ايشان نشد و درگيريهايي در اين دوره اتفاق افتاد كه منجر شد به مقالهاي كه ايشان در كيهان منتشر كرد با عنوان «چگونه خنجر بر پشت شقايق نشست» در تشريح چگونگي حذف بخشي از جناح فرهنگي و مؤمن از تريبون رسمي جمهوري اسلامي. انشاءالله همين برنامه نشاندهنده گامي رو به جلو در اين مسير باشد.
آويني جهاني بودن انقلاب را فهميده بود
شهريار زرشناسي، استاد دانشگاه و متفكر نظري آخرين سخنران بخش اول مناظره است. زرشناس معتقد است با وجودي كه آويني يك مستندساز و فيلمساز و تئوريسين سينما بود اما فراتر از همه اينها اهميت آويني در اين بود كه او يك متفكر دوره گذار و يك مجاهد بصير بود.
زرشناس ادامه ميدهد: آويني در سالهاي آغازين دهه 60 اين نكته را به درستي مطرح كرد كه با انقلاب ايران يك گذار تاريخي در مقياس جهاني آغاز شده است و بشر در حال پشت سر گذاشتن استكبار اومانيستي و دوره مدرن بود. اين وجه جهاني بودن انقلاب اسلامي و بشري بودن آن جز در بيانات امام راحل و برخي از مسئولان در حرفهاي هيچكسي نبود. آويني بعدها از انقلاب ايران به عنوان مبشر توبه بشريت ياد كرد و اين مسير را پيش برد.
اولين سخنران بخش دوم برنامه عبدالله اسفندياري است. اسفندياري با تأكيد بر اينكه روي سخنش با كسي از حاضرين در مجلس نيست، ميگويد: استفاده از آويني براي برچسب زدن به ديگران و كوبيدن آنها بيانصافي در حق آويني نيست. نگاه آويني به غرب هيچگاه نگاه يكسويه و كليتگرا نبوده است. به طور مثال ايشان يكي از شيفتگان سنت اگزوپري نويسنده شازده كوچولو بود. نه در آويني و نه در تفكر دوران اسلامي اين يكسره باطل انگاشتن و نديد گرفتن غرب نبوده است. اسفندياري با بيان اينكه اگر بخواهيم همه چيز را دور بريزيم و همه چيز را از نو بسازيم اين معناي نقد غربزدگي نيست، ميافزايد: آويني در نقد غربزدگي از جهاتي تحت تأثير مرحوم فرديد بود اما آويني فيلسوف نبود بلكه يك متفكر فعال فيلمساز و انسان متعهد در جامعه بود كه هر جا احساس نياز ميكرد، نقش خود را انجام ميداد.
در ادامه اين برنامه وحيد جليلي، نويسنده و فعال فرهنگي نيز با تأييد سخنان اسفندياري مبني بر اينكه آويني عملاً معنا و مفهوم كلماتي را كه راجع به غرب به كار ميبرد ميفهميد، ميگويد: نگاه آويني به غرب نگاهي درست و استدلالي بود. اگر آويني حرفي در نقد غربزدگي ميزند نميتوان او را متهم كرد كه اگر كلمهاي به كار ميبرد متوجه نيست يا نگاه او كاملاً سياه است. اين فعال فرهنگي در پاسخ به اظهارات اسفندياري مبني بر اينكه برخي معتقدند نقد غربزدگي دور ريختن آن است، ميافزايد: اتفاقاً حرف آويني اين بود كه برخي معتقدند بايد تمام دستاوردهاي انقلاب را دور بريزيم و به طور كل از غرب تقليد كنيم و آويني تلاش كرد ميراث انقلاب را از زير آوار تبليغات روشنفكري و غربزدگي دربياورد. بهروز افخمي سخنران بعدي برنامه ميگويد: جنبهاي كه در حرفهايي كه جليلي از آويني نقل كرد لحن جنگنده و روحيه جنگجويي سيدمرتضي آويني بود. اين روحيه و علاقه او به مبارزه را به حساب اين نگذاريد كه او در دوران جنگ بوده است. مرتضي اساساً اهل جنگ بود حتي در دوران صلح. اما در ادامه افخمي با اشاره به يك مستند ميگويد: امسال فيلمي ديدم به نام «آخرين روزهاي زمستان» كه مستند داستاني زندگي شهيد باقري است و فكر ميكنم اگر سيدمرتضي پاي كار بود واقعاً چيزي بهتر از اين هم درنميآمد. «آخرين روزهاي زمستان» آنقدر خوب درآمده است كه نشان ميدهد انگار مرتضي آويني زنده است و دارد محصول توليد ميكند. اين يعني اينكه خوشبختانه همان فهم و جنگندگي را دنبال ميكنند.
شهريار زرشناس بعد از افخمي سررشته صحبت را به دست ميگيرد: ما بايد خود آويني را بشناسيم نه تمايلات و تفسيرهاي خودمان را. بهترين شيوه شناخت براي آويني هم آثار اوست و نگاهي كوتاه به آثار او به راحتي نشان ميدهد كه آويني شخصيتي دارد كه كاملاً متعهد به آرمانهاي انقلاب است و تضاد او با غرب مدرن تمام عيار و ماهوي است. آثار او نشان ميدهد كه او با روشنفكران بارها و بارها درگير شده است. البته فحاش نبود و استدلالي دفاع ميكرد. اما عدهاي ميخواهند تصويري ليبرال از آويني بسازند، حتي يك سطر هم در آثار او وجود ندارد كه وي را ليبرال نشان بدهند. اما دوست دارند و تلاش ميكنند. رويكرد او در بحث تهاجم فرهنگي رويكرد متفكرانه و عميق بود، اما نه به اين معنا كه حرف متفكران غربي را از پيش قبول كند.