در جايي مقايسه بين قيمت يك ساندويچ و قيمت بليت سينما خواندم، نويسنده مدعي شده بود كه چرا با وجود اينكه قيمت بليت سينما در حد يك ساندويچ معمولي است مردمي كه اين همه ساندويچ ميخورند به سينما نميروند. اين تحليل درست از همان مباني فكري نشئت ميگيرد كه باعث گراني بليت سينما شده است. مردم مجبورند نيازهاي بيولوژيك خود را به هر قيمتي رفع كنند اما هنگامي كه با محدوديت منابع مالي روبهرو هستند، با اولويتبندي سعي ميكنند نيازهاي غيرضروري را كاهش دهند. مسلماً در اين بين سرگرميها يكي از گزينههاي اصلي است كه قابليت حذف را دارند. سينما هم در همين گروه جاي دارد و البته نسبت به تفريح كمهزينهاي چون ديدن فيلم در خانه، نوعي سرگرمي گرانقيمت به شمار ميرود. با اين توصيف نبايد انتظار داشت كه با گران شدن هزينههاي جاري زندگي از يك طرف و بالا بردن قيمت بليت سينما از طرف ديگر، برايند آن منجر به بالا رفتن اقبال عمومي به سينما شود.
اگرچه بالارفتن هزينه آب، برق، گاز و تلفن به صورت مستقيم به بالا رفتن هزينههاي نگهداري سالنهاي سينما ميانجامد اما افزايش قيمت بليتها هم اكنون توسط پرديسهاي سينمايي كليد خورده كه معمولاً تحت مالكيت نهادهاي عمومي هستند و ميتوانند هزينههاي خود را از طريق بودجه نهاد و ارگان صاحب پرديس سينما، رفع و رجوع كنند. دولت نيز كه امسال را سال آشتي مردم با سينما عنوان كرده است ميتواند براي سينماها بستههاي حمايتي در نظر بگيرد. ما نياز داريم تا حد ممكن از بالا رفتن قيمت بليت سينماها جلوگيري كنيم و در كنار آن با فرهنگسازي، مردم را تشويق كنيم براي اوقات فراغت خود سينما را انتخاب كنند، نه اينكه با بالا بردن قيمتها به ريزش بيش از پيش علاقهمندان به سينما كمك كنيم.
باسمه تعالی سلام برشما در مورد قیمت اب مصرفی خانوارها تاحد معین باید مراعات حال مردم شود و مصارف بیش از 60متر مکعب در ماه حتی بیش ازقیمت تمام شده محاسبه واز مصرف کننده دریافت شود. (ابیاری باغچه های بزرگ واستخر خانه ها) باسپاس