هر وقت ميخوام شروع كنم و گزارشي رو بنويسم آنقدر اضطراب و استرس سرم خراب ميشه كه مجبور ميشم دست از كار بكشم. خوابم هم بهم ريخته تا سر روي بالشت ميذارم انگار يك عمره نخوابيدم اما نيم ساعته بعد با تپش قلب بالا از خواب ميپرم و تا صبح ديگه پلك روي چشم نميذارم. دقت كردم درست چند ماهي هست كه دنبال يك فرصت، يك گوشه خلوت و دنج ميگردم كه بشينم و يك دل سير گريه كنم و همين كار رو هم ميكنم اما باز فردا احساس بغض و گريه تمام وجودم رو ميگيره. نميتونم تصميم درستي بگيرم و مدام سر هر انتخاب ساده با خودم كلنجار ميرم انگار قدرت تصميم گيريام رو از دست دادم. اين روزها با هر اتفاق و هر حرفي از دست همسرم دلخور ميشم، دعوا راه مياندازم و بدون اينكه متوجه بشم يك دلخوري بزرگ بين خود و اون ايجاد ميكنم ديگه از اين شرايط خسته شدم...»
زهرا دوستم همين چند روز قبل وقتي از همه جا مستأصل شده بود به خيال خودش براي درد دل كردن و آرام شدن سراغ من آمده بود. نگرانش بودم ضعيف و رنگ پريده بود انگار چيزي از درون آزارش ميداد اما نميتوانست ريشه اين مشكل آزار دهنده را پيدا كند.
شما هم كارمند مضطرب هستيد؟!
حقیقت این است که بخش زیادی از مردم کشورهای در حال توسعه در کارهایی مشغول به کار هستند که این کارها در واحد زمان حجم بسیار زیادی استرس و اضطراب همراه با تغییرات جسمی و روحی در بدن آنها ایجاد میکند.
آتشنشانها، پزشکان، پزشکان بخش اورژانس، پلیس به ویژه کارآگاهان، خبرنگاران علیالخصوص خبرنگاران حوزه حوادث و جنایت، کارمندان بانک و مشاغل خاص دیگری مانند بازیگران بدلکار همه در زمره کارهایی قرار دارند که حتی در زمان کوتاه اشتغال به آنها حجم بالایی از اضطراب را تجربه میکنند. این استرس در بازده زمانی خاصی میتواند هم عملکرد نیرو را تحتالشعاع قرار دهد هم درصد بالای آن میتواند در زمانهایی غیر از پیک کاری، بر تصمیمات عادی و تفکرات روزمره فرد هم تأثیر نامطلوب بگذارد.
آمارها نشان میدهد که در حال حاضر بیش از 20 درصد از نیروهای کار کشور ما در شرایط پراسترس و اضطراب کار میکنند و شیوع اضطراب در محیطهایی که استرس بیشتری را القا میکنند در برخی موارد حتی به بیش از 25 درصد هم میرسد. ناگفته نماند گذر زمان و تکرار دفعات حجم بالای استرسهای شغلی میتواند تأثیرات جسمی و روحی نسبتاً پایدار در نیروی کار ایجاد کند که یکی از مشکلات جانبی آن اضطراب ماندگار یا دائمی، تأخیر در تصمیمگیری، هراس، افسردگی، پایین آمدن آستانه تحمل و صبر، وسواس، اختلالات روانی، گوشهگیری، مشکلات اعصاب و پیری زودرس است.
بدترین ویژگی مشاغل پراسترس این است که اضطراب شکل گرفته در یک نیروی کار با درنظر گرفتن تأثیر شرایط کاری مشابه به راحتی قابل انتقال به نیروی کار دیگر است. یعنی اضطراب ناشی از اشتغال از محیط به نیروی کار، از یک فرد به همکار او و در نهایت از نیروی کار به ارباب رجوع منتقل میشود.
با آگاهی شغلتان را انتخاب کنید
من معتقدم نکتهای كه در زمینه مشاغل پراسترس میتواند مشکلات بیشتری ایجاد کند عدم آگاهی نیروی کار نسبت به میزان استرسی است که در زمان اشتغال بر او وارد میشود. حتی ممکن است یک فرد با دانستن میزان استرس شغلی اما با اجبار شرایط اقتصادی شغل پراضطرابی را بپذیرد اما نه او و نه مدیرش تلاشی در جهت کاهش استرسها و فشارهای کاری انجام ندهند و نتیجه چیزی فراتر از حد تصور ما پزشکان باشد! شاید به همین دلیل است که من تأکید میکنم بهترین و اولین روش برای کاهش اضطرابهای شغلی، آگاه بودن نیروی کار از میزان استرسی است که در اثنای کار تجربه میکند زیرا تنها در این صورت است که كارمند با شناختی که از خودش دارد میتواند راهکارهایی را برای کاهش اضطراب شغلیاش پیدا کند.
خودتان دست به كار شويد...
مثلاً من پزشکانی را سراغ دارم که در زمان خاموشی شیفتشان در همان مرکز درمانی ورزشهای هوازی انجام میدهند تا با افزایش ضربان قلبشان آستانه تحمل اضطراب را در بدنشان بالا ببرند.
حتی خبرنگارانی هم میشناسم که با یک برنامهریزی در محیط کاریشان بازیهای هیجانانگیز و تمرینات بدنی پرانرژی را انجام میدهند که به ترشح هورمون اضطراب در بدنشان کمک میکنند. ناگفته نماند که ترشح مکرر این هورمون بدون هیچ پیشزمینه اضطرابی میتواند با ایجاد تجربههای مکرر از سطح اضطراب پایین این آمادگی را به بدن بدهد که حتی در زمان اضراب ناگهانی به سرعت با شرایط وفق پیدا کند.
از نقش پزشکان و روانشناسان در کاهش میزان استرسهای شغلی نباید غافل شویم دقیقاً به همین دلیل است که درکشورهای اروپایی راهنمایی گرفتن از روانشناس و تحت نظر بودن کارمندان مشاغل پراسترس مثل کارآگاهان توسط روانپزشکان امری بسیار عادی است و هزینههای این درمان از سوی دولت برای همه اقشار پراضطراب تأمین میشود. روانشناسان با شناختی که از شرایط روحی هر فرد به او میدهند کمک میکنند تا تأثیرات منفی اضطراب در او کمتر شود و روشهای مقابله با استرسهاي شغلی را به هر نیروی کار میآموزند در مقابل روانپزشکان به افرادی که نتوانستهاند اضطراب شغلیشان را مهارکنند یاد میدهند که تأثیرات این استرسها را با دارو کم کنند و دوره درمان را تسریع بخشند.
سایه حمایتی که ترس را دور میکند
مدیرانی که خود زمینه کار در سطح پایین مشاغل پراضطراب را دارند یکی از بهترین راهنماها هستند. این مدیران میتوانند با دادن اطلاعات لازم به نیروهایشان به ویژه نیروهای تازه وارد احساس آرامش را در کنار شرایط شغلی به کارمند القا کنند.
حمایت مدیر در شرایط بحرانی از کارمند این تصور را در نیروی کار ایجاد میکند که حتی در شرایط بحرانی میتواند روی حمایت مدیرش حساب باز کند همین مسئله تا حد زیادی از اضطرابهای یک شغل کم میکند.
الابذكرالله تطمئن القلوب
بسته به نوع اعتقادات و پایبندیهای دینی هر کسی در هر شغلی میتواند برای کم کردن اضطرابهای شغلیاش از راهنماییهای دینی کمک بگیرد.
مسلمانان بخش زیادی از تنشهای کاریشان را با یاد خدا، ذکر گفتن و قرآن خواندن كم میکنند. من تصور میکنم همانطور که یک کارمند وقتی میداند از حمایت مدیرش برخوردار است با آرامش به کارش ادامه میدهد وقتی همین کارمند بداند که از حمایتی بالاتر، قویتر و پایدارتر از مدیرش یعنی حمایت خداوند بهرهمند است هیچ نگرانی به دلش راه نمیدهد.
اگر شما در یکی از مشاغل پراضطراب جامعه مشغول به کار هستید باید یاد بگیرید که زمان اضطرابتان را به حداقل کاهش دهید و چون در زمان کاری نمیتوانید چنین شرایطی را برای خودتان ایجاد کنید پس بهتر است که مهارتهای محدود کردن استرس را به محیط کاریتان یاد بگیرید. باید بتوانید به خودتان این آموزش را بدهید که تمام اضطرابهای شغلیتان را در پاشنه در اتاقتان خاک کنید و این نگرانیها را حتی به سالن اصلی محل کار هم نکشید چه رسد به زمان فراغت و با خانواده بودنتان.
متأسفانه ما ایرانیها از آن دست مردمانی هستیم که حد و مرز مشخصی میان کار و زمان خصوصی و با خانواده بودنمان نداریم شاید به همین دلیل است اغلب ایرانیهایی که در مشاغل پراسترس مشغول به کار هستند تقریباً همان حجم نگرانی را در ساعتهای غیرکاری و حتی در زمان حضور در خانه هم تجربه میکنند چون یاد نگرفتهایم که فکرهای کاریمان را محدود به فضای کار کنیم.
لحظه را دریابید تا استرس رهایتان کند
در لحظه زندگی کنید؛ یعنی اگر در زمانی مشغول به کار هستید تمام فکرتان را معطوف به کارتان کنید اما اگر در بین کار چای مینوشید، روزنامه میخوانید یا حتی برای نهار زمان اختصاص میدهید تلاش کنید حتی ثانیه ای در این بین به کار فکر نکنید. با آموختن آن مهارت در واقع با یک تیر دو نشان میزنید؛ هم کارآییتان را در زمان کاری بالا میبرید هم اضطراب شغلیتان را در زمانهای غیر از کار به حداقل میرسانید.
اگر بتوانید مهارت در لحظه زندگی کردن را به خوبی بیاموزید حتی میتوانید یاد بگیرید که برای هیچ کاری پیش از زمان مقررش به خودتان استرس و نگرانی راه ندهید. با به کار گرفتن مهارت در لحظه زندگی کردن حتی اگر روزهای آخر هفتهتان را سپری کنید و بدانید که در ابتدای هفته بعد کار سخت و طولانی را باید انجام دهید به خودتان و فکرتان این اجازه را نمیدهید که لحظههای آخر هفته را با فکر به هفته بعد خراب کنید. نوشیدنیهای کم قند و مایعات زیاد بنوشید. افزایش تعداد دفعات نوشیدن مایعات به تسهیل در خونرسانی و گردش خونتان کمک ویژهای میکند و گردش خون راحت یکی از عواملی است که از تأثیر اضطراب در بدن کم میکند. صد البته که اگر این نوشیدنيها در ساعت ها و فواصل منظم برنامه ریزی شود بسیار تأثیرگذارتر هم عمل میکند مثلاً عادت کنید به اینکه هر دو ساعت یکبار یک لیوان نوشیدنی سرد و دو ساعت دیگر یک لیوان نوشیدنی گرم بنوشید. همیشه یک کتاب جدول روی میز کارتان داشته باشید معما و جدول حل کردن چون در یک زمان کوتاه بخش مهمی از فکر و ذهنتان را به خودش معطوف میکند میتواند حجم بسیار زیادی از اضطراب را از وجودتان دور کند. اگر به جدول علاقهای ندارید کتاب لطیفه یا حتی داستانهای کوتاه مورد علاقهتان را بخرید.
گوش دادن زمان کوتاه؛ حتی چند دقیقهای به موسیقی و دعاها، تمرکز با چشمهای بسته و قدم زدن در فضای باز از راهحلهایی است که میتوانید برای نابودی اضطراب شغلیتان روی آنها حساب ویژه باز کنید.
کار از کار گذشتهها بخوانند
بسیاری از افراد با وجود انجام مهارتهای کاهش اضطراب نمیتوانند خودشان از استرسهای درونیشان کم کنند؛ این افراد علائم ظاهری مثل خشکی مکرر دهان و اختلال خواب دارند. توصیه میکنم این دوستان برای مهار اضطراب شغلیشان و کم کردن این عوارض به سراغ روانپزشک بروند.
بسیاری از افراد هم هستند که متأسفانه به دلایل ژنتیکی با هرگونه تغییر، جابهجایی از محیط کار و وسایل گرفته تا سطوح مدیران به سرعت بر استرس وجودیشان افزوده میشود. حتی برخی افرد با شنیدن صدای زنگ تلفن همراه، استفاده از وسایلی که تصور میکنند به آنها آسیب وارد میکند یا شلوغی در محیط کار خودشان اضطراب بیش از حد به وجودشان تحمیل میکنند که به این دوستان توصیه میکنم از یک روانشناس کمک بگیرند.
خانمها معمولاً بیشتر از مردها در محیطهای کار مشابه اضطراب و استرس را تجربه میکنند. من معتقدم دلیل این اتفاق در برنامهریزی وظایف بین خانه و محل کار پنهان شده که این دسته از کارمندها هم میتوانند با آموختن مهارت در لحظه زندگی کردن و یک برنامهریزی خوب تعادل کاری و خانهداریشان را حفظ کنند. البته بخشی از نگرانیهای خانمها مربوط به بیاطلاعی آنها از شرایط خانه یا سلامت فرزندان و همسرشان است که اگر مدیران راه حلی برای ارتباط گرفتن آنها با اعضای خانوادهشان درنظر بگیرند مطمئناً بازدهی این نیروها هم به نسبت قبل افزایش پیدا میکند.
یک نسخه کلی برای درمان همه
استفاده از تصاویر آرامبخش مانند طبیعت یا فضاهای کودکانه، استفاده از راهنما، مشاور یا روانشناس و پخش رایحههای ملایم متناسب با فصل راهحلهایی است که میتوانند بخش زیادی از اضطرابهای شغلی را در هر محیط کاری کم کنند.
خوب بود