
يكي از سه دروازهبان ايران در جام جهاني آرژانتين بود. حضور در بزرگترين تورنمنت فوتبال، سالها ايستادن درون چارچوب دروازه و نشستن روي نيمكت تيمهاي مختلف يعني يك دنيا تجربه و شناخت. شناختي كه به رسول كربكندي اجازه ميدهد به جرئت در خصوص بزرگترين ضعف سالهاي متمادي تيم ملي بگويد. شناختي كه به او اين اجازه را ميدهد كه با جرئت بگويد عابدزاده يكي بود و ديگر هم نخواهد آمد. شناختي كه به او اين اجازه را ميدهد كه با تأسف از دلايل ضعف گلرهاي ايران و متزلزل بودن چارچوب دروازه تيم ملي ايران طي سالهاي اخير بگويد.
سالهاست شاهد يك دروازهبان شش دانگ در ليگ ايران نبوديم و حالا در آستانه جام جهاني، عدم اطمينان از قفس توري تيم ملي و نداشتن يك دروازهبان تمامعيار بزرگترين دغدغه تيم ملي و مردم در جامجهاني برزيل است!
دقيقاً همين طور است. حتي تلاشهاي كرش براي يافتن گلري مطمئن از بين دو رگهها هم نتوانست اين اطمينان را ايجاد كند. سرمربي تيم ملي با دعوت از دورگهها، بازيكنان خوبي نظير قوچاننژاد و دژاگه رو كرد و انتظار ميرفت داوري هم با توجه به حضورش در ليگ آلمان مانند اين دو بازيكن ستاره باشد، يعني خود من هم اين انتظار را داشتم اما بازي با گينه و البته بازيهاي قبلي نشان داد او هنوز راه زيادي دارد براي تبديل شدن به يك دروازهبان مطمئن و باز هم دروازه تيم ملي بزرگترين دغدغه ما و البته خود كرش است.
بعد از عابدزاده نه تنها تيم ملي، كه تيمهاي باشگاهي هم هرگز نتوانستند گلري مطمئن داشته باشند و دروازه هميشه بزرگترين معضل تيمهاي ايراني بوده و هست!
درست است، بعد از عابدزاده هيچ كس نتوانست جاي او را بگيرد. گاهي دروازهبان خوبي رو شد اما همه آنها مقطعي بودند و نتوانستند تداوم داشته باشند. در مقطعي كوتاه طباطبايي، غلامپور و زماني ميرزاپور و رحمتي توانستند خودي نشان دهند، اما هيچ كدام خيالمان را از بابت دروازه جمع نكردند. حتي ميرزاپوري كه برانكو به شدت حمايتش كرد. رحمتي هم كه با آن كارش، ديگر نميتوان اميدي به بازگشتش داشت، هر چند كه او هم هرگز يك گلر شش دانگ نبود، اما حتي كرش زماني كه پاي آبرويش در ميان بود به او بازي نداد، اكنون ديگر اين اجازه را نميدهد كه او بازگردد و حالا بايد روي رحمان احمدي، داوري و حقيقي سرمايهگذاري كنيم. هر چند كه باز هم دغدغههاي دروازه تيم ملي از بين نميرود!
رسول كربكندي يكي از مربيان عابدزاده بوده و علاوه بر اين خودش يك دروازهبان بوده و هم مدتها مربيگري كرده، عابدزاده چطور به يك ستاره بيبديل تبديل شد؟
عابدزاده يكي بود! ديگر مثل او نخواهيم داشت. اين را ميگويم چون از نزديك با او كار كردهام. هرگز نميشد سوت شروع تمرين را بزنم و او همان موقع لباس بپوشد. عابدزاده يك ساعت قبل از همه ميآمد و يك ساعت بعد از همه ميرفت. تنها بازيكني بود كه در طول دوران مربيگري و حتي زماني كه بازي ميكردم ديدم كه از تمرين كردن لذت ميبرد. او يك استثنا بود كه نميتوان توصيفش كرد! حتي زماني كه در بيمارستان بود يك روز راه افتاد رفت سالن و تمرين كرد! تازه او هيچ يك از امكاناتي را كه دروازهبانان امروز براي تمرين دارند نداشت، خبري از مربي اختصاصي نبود. مدام از همه ميخواست به او شوت بزنند. انگار خستگيناپذير بود، به همين دليل هم بود كه عابدزاده شد، آن اطميناني كه از حضور او در قفس توري داشتيم، نتيجه تلاشها و زحماتي بود كه هيچ كس ديگري جز او نداشت.
اما چرا هرگز كسي نتوانست عابدزاده يا حتي شبيه او شود؟
بدون رو دربايستي، هيچ دروازهباني حاضر نيست مثل عابدزاده تمرين كند. رمز موفقيت عابدزاده تمرينات و پشتكارش بود. اما دروازهبانهاي ديگر كه نتوانستند حتي شبيه او شوند، هيچ كدام آن طور كه بايد دل به تمرين ندادند. آنها هرگز حاضر نيستند تمرينات سخت عابدزاده را تحمل كنند. از سوي ديگر كمبود دروازهبان باعث شده آنها خيلي زود به آخر خط برسند، يعني بدون اينكه تلاش زيادي كنند، ميشوند دروازهبان اول تيمشان يا يكي از مطرحترين تيمها و قبل از آنكه ظرفيت لازم را داشته باشند به تيم ملي ميرسند، اين انگيزه و رقابت را در آنها ميكشد. چراكه خيلي زود اشباع ميشوند و ديگر دليلي ندارند براي تلاش كردن. زمان ما، هر تيم يك دروازهبان در حد تيم ملي داشت، رسيدن به تيم ملي كار آساني نبود، حتي دروازهبان اول يك تيم شدن هم كار سختي بود. اما الان دروازهبانان از حاشيه امنيت برخوردار هستند. اين مسئله باعث افت شديد آنها شده است!
گفته ميشود رحمتي زماني كه با استقلال قرارداد بسته بود يكي از شروطش اين بود كه دروازهبان دوم تيم يك گلر بينام و نشان از ليگي پايينتر باشد! اين طور شرط و شروط چقدر ميتواند در افت دروازهبانها تأثير داشته باشد؟
خيلي، اين يعني او هيچ ترسي براي از دست دادن جايگاهش و دليلي براي بيشتر كردن تلاشش ندارد، چراكه رقيبي ندارد كه بخواهد او را بترساند! البته اينجا اين ايراد به ما مربيان و مديران برميگردد كه با تن دادن به چنين شرط و شروطي باعث افت گلرها ميشويم. اما بازهم مقصر اصلي خود آنها هستند كه براي بهتر شدن خود تلاشي نميكنند، آن هم در شرايطي كه امروز، برخلاف ديروز امكانات براي رشد آنها كاملاً مهياست.
يكي از ايرادهايي كه وجود دارد اين است كه ما هيچ استفادهاي از عابدزاده نميكنيم، در حالي كه امريكاييها براي او سر و دست ميشكنند و شاگردان زيادي را براي تربيت به دست او سپردهاند!
اين هم از راحتطلبي ما و گلرهايمان است. زماني او مربي دروازهبانان پرسپوليس بود، مدام از او ايراد ميگرفتند، فقط به اين دليل كه تمريناتش سخت بود، اما موفقيت از دل سختيهاست كه به دست ميآيد، اگر با تنپروري ميشد موفق شد كه الان بايد يك دو جين گلر مطمئن داشتيم! اما چه داريم، هيچ! اگر كمي از او حمايت شود، مطمئن باشيد اگر يكي مثل خودش را هم تربيت نكند، حداقل دروازهباناني تربيت ميكند كه وقتي درون چارچوب دروازه ميايستند تن و بدنمان نلرزد!
عابدزاده علاوه بر يك دروازهبان مطمئن، يك ليدر خوب هم بود!
اين به آن دليل بود كه او به خودش اطمينان داشت، ميدانست آنقدر خوب تمرين كرده كه جاي هيچ نگراني نيست، به همين دليل نه فقط به خودش، كه به ديگران هم كمك ميكرد، به همين دليل هم بود وقتي در حين بازي سرش را جلو ميانداخت و به سمت دروازه حريف پيش ميرفت، هيچ نگراني از بازگشتش نداشتيم، چون ميدانستيم حسابشده عمل ميكند و اگر جلو ميرود، فكر برگشتش به عقب را هم كرده، اما الان دروازهبانها دو قدم كه جلو ميآيند، هزار نگراني به وجود ميآيد، چراكه كمتر ميتوانند خودشان را جمع و جور كرده و هواي عقب را هم داشته باشند! اما عابدزاده هم با بازي و هم رفتارهايش به تيم خودي روحيه ميداد و براي حريف ايجاد رعب و وحشت ميكرد و اين راز موفقيت مردي بود كه هرگز از تمرين خسته نميشد و آنقدر سخت تمرين ميكرد كه ميماندي واقعاً او خسته نميشود از اين همه تمرين؟
فكر ميكنيد بتوانيم روزي دروازهباني مثل او داشته باشيم؟
با اين نوع تمرين كردنها و اين ظرفيت گلرها نه تنها مثل او نميتوانيم داشته باشيم، كه شبيه او را هم نميتوانيم داشته باشيم. دروازهبانهاي ما اگر ميخواهند شبيه او باشند، قبل از هر چيز بايد خوب تمرين كنند كه نميكنند و دوم اينكه ظرفيت خود را بالا ببرند و اگر به هر دليلي، به جايي رسيدند، خودشان را گم نكنند تا بتوانند به موفقيت برسند. موفق شدن كار آساني نيست.