
همه در ظاهر مخالف هستند. رقم قرارداد برخي بازيكنان فوتبال و نحوه دريافتي آنها از باشگاهها و قراردادهايي كه بندهاي آن كم از تركمنچاي ندارد، همه را شاكي كرده. از مديراني كه خود اين قراردادها را تنظيم كردهاند گرفته تا هم تيميهاي اين بازيكنان كه قراردادشان تومني سنار با همبازيان خود فرق ميكند، هواداراني كه نتيجهاي از اين دريافتيها نميبينند و حالا هم وزير ورزش.
چند سال قبل، همان زمان كه رقم قراردادها داشت گوي سبقت را ميربود و سرسام آور بالا ميرفت، تصميمي گرفته شد كه قرار بود مثل ترمز عمل كند. قرار بود كه با يك برنامه، به طور جدي مقابل اين ناهنجاري گرفته شود. سقف قرارداد، بهترين فكري بود كه به سر مسئولان زده شد. نشسته بودند كارشناسي كرده بودند و رقم تعيين كرده بودند براي بازيكنان. ارقامي كه درجه بندي شده بود. براي بازيكنان ملي پوش، درجه يك، دو و الي آخر. مربيان هم البته مستثني نبودند. براي آنها هم البته برنامهاي ريخته شده بود. برنامهاي كه البته از همان اول مشخص بود قابل اجرا نيست.
انگار همه چيز به همت مديران برمي گشت كه حرفشان يك كلام باشد و براي ايستادگي مقابل درخواستهاي بيمورد بازيكنان و مربيان پايشان را در يك كفش كرده و محكم بگويند نه. اما در واقع هيچ مديري چنين همتي نداشت. آنهايي كه نبايد، با قلدري هر آنچه را كه ميخواستند به جيب زدند و گاهي هم اگر بنا به دلايلي يا استثنائاً چيزي ميشنيدند، راهشان را كج ميكردند به سمت دفتر مديري ديگر كه پيشنهادي بهتر در دست داشت. سقف قرارداد هم نميتوانست مانع شود وقتي مابقي پولها به صورت حواله خانه، ويلا، اتومبيل يا حتي تيرآهن داده ميشد. حواله هايي كه جايي در قراردادهاي نوشته شده نداشتند و فقط وعدههاي شفاهي بودند بين مديران و مربيان و بازيكنان. وعدههاي شفاهي كه البته بعد از تمام شدن فصل يا جدايي مديران عامل باشگاهها دردسر ساز شده و رو ميشد. همان ماجراهايي كه البته در زمان خوشي از سوي طرفين رد ميشد اما در زمان ناخوشي كه دست بازيكنان و مربيان به جايي بند نبود يا وقتي مديران ميخواستند از آن به عنوان برگه برندهاي براي ساكت كردن طرف مقابل استفاده كنند تأييد ميشد.
اما واقعيت اين بود كه پروژه سقف قراردادها يك پروژه شكست خورده بود كه به رغم تمام ادعاهايي كه در خصوص سختگيري در مورد آن ميشد، نتيجه نداد. اما حالا، بعد از گذشت مدتي طولاني از اين ماجراي شكست خورده، شاهد نوعي عقبگرد و بازگشت به سوي پروژه امتحان پس داده سقف قراردادهها شدهايم.
ماجرا از اين قرار است كه وزير ورزش به شدت متعجب مانده از اوضاع مالي باشگاههاي فوتبال و اتفاقاتي كه هراز چند گاهي رو ميشود. از يك سو اتومبيلهاي بازيكنان پرسپوليس و از سويي ادعاهاي بازيكنان استقلال و حرف و حديث هايي كه در اين راستا مطرح شده و تعدادشان هم البته كم نيست. گودرزي هم از روز اولي كه آمده با دادن پول مفت به تيمهاي پرسپوليس و استقلال مخالف بود و جيره آنها از وزارت را قطع كرد، حالا ميخواهد حداقل شاهد يك ترازنامه شفاف باشد. مسئلهاي كه نه در تيمهاي سرخابي پايتخت كه در هيچ يك از تيمهاي فوتبال نميتوان يافت. اما مرغ وزير گويا يك پا دارد و آنقدر جدي است كه كفاشيان را به گرفتن صندلي رياستاش تهديد كرده. رئيس فدراسيون فوتبال كه تا كنون هيچ ترفندي براي كشيدن ترمز قراردادهاي نجومي و عجيب و غريب فوتبال نيافته، حالا چارهاي ندارد براي ايستادگي سفت و سخت مقابل اين مسئله، البته اگر نميخواهد دوران رياستش در فدراسيون فوتبال به پايان برسد.
همه چيز به جلسهاي برمي گردد كه گودرزي با كفاشيان داشته. جلسهاي كه در آن وزير با كفاشيان اتمام حجت ميكند كه فصل بعد همه باشگاهها بايد مسائل مالي شان شفاف بوده و گزارش آن روي خروجي سايتشان قرار بگيرد. خبري هم نبايد از حوالههاي زير ميزي و قولهاي شفاهي باشد، اين يعني يك مأموريت غيرممكن. چراكه كفاشيان قبل از آنكه اولتيماتومي به او داده شود اين راه را رفته بود اما به نتيجهاي نرسيده بود. در واقع نه او و نه هيچ يك از مخالفان اين اوضاع نابسامان نتوانسته بودند راهكاري ارائه دهند و همه تنها مخالفت ميكردند و بس.
حالا هم اگر چه وزير حرفش بازگشت به پرژه شكست خورده سقف قراردادها نيست، اما ميخواهد اين وضعيت تمام شود و اجراي راهكار آن را هم به گردن كفاشيان گذاشته. كفاشياني كه پيشتر به اين راه را رفته و شكست خورده. اما اين بار شكست خوردن او ميتواند مساوي باشد با پايان دوران رياستاش در فدراسيون فوتبال و به نظر نميرسد كفاشيان با اين مقوله كنار بيايد.
غلامرضا بهروان، رئيس كميته مسابقات ليگ در گفتوگويش با خبرگزاري فارس تأكيد دارد كه سقف قرارداد مشكل باشگاههاي بيپول را حل نميكند: «نميدانم چه بگويم. من در جريان اين مسئله نيستم اما به نظرم بايد تمام قوانين حالت پيشرو داشته باشد. مشكلات باشگاههايي كه پول ندارند با سقف قرارداد هم حل نميشود. از ابتداي ليگ سال گذشته تأكيد داشتيم كه باشگاهها بودجه خود را به ما بدهند. در فوتبال حرفهاي باشگاهها با توجه به درصدي از بودجه خود ميتوانند بازيكن جذب كنند. شما ببينيد باشگاههايي چون رئال مادريد و بارسلونا ميتوانند بازيكناني چون رونالدو و مسي جذب كنند اما باشگاهي چون اوساسونا كه يك بيستم آن دو باشگاه هم بودجه ندارد به سمت جذب چنين بازيكناني نميرود. چيزي كه از همه مهمتر است اين است كه بايد قراردادها را شفاف كنيم كه تاكنون اينگونه نبوده است. دو هفته پيش وكيل حقيقي برگهاي را آورده كه امضاي دو نفر در آن است و هيچگاه به ما آن برگه را ارائه نكرده بود. در آن برگه آورده شده بود كه ماندن بازيكن منوط به ماندن فلان شخصيت تيم است. اين فرهنگ بايد درست شود و منابع مالي تيم مشخص باشد. اگر اينگونه باشد سقف قرارداد هم رعايت ميشود.»