اكنون و به رغم تحولات سياسي كشور در دو دهه اخير و در شرايطي كه كشور مرحله ديگري از مواجهه با دشمنان را در عرصه تحريمهاي فلجكننده اقتصادي تجربه ميكند و تحقق شعارهاي دولت يازدهم را براي حل مشكلات خود به انتظار نشسته است، بار ديگر همان عناصر افراطي و هنجارشكن، اين بار با بهرهگيري از فرصت دولت يازدهم قصد تكرار همان چالشها و جنجالها را دارند كه البته اين بار به دليل بهرهگيري از تجربيات گذشته، پيچيدهتر و حساب شدهتر عمل ميكنند.
هفته گذشته پس از انعكاس مواضع مطرح شده از سوي سعيد رضوي فقيه از عناصر مؤثر در فتنه 88 و عنصر مركزيت حزب منحله مشاركت در همايش فصلي اصلاحطلبان در همدان كه طي آن اتهامات ناروايي را عليه نهادها و اركان نظام روا داشته است، يك بار ديگر ماجراي تكرار فتنه سالهاي 78 و 88، ذهن نيروهاي دلسوز انقلاب را به خود مشغول كرد.
همايش فصلي اصلاحطلبان همان سازوكار جديدي است كه گروههاي محوري جريان مدعي اصلاحطلبي براي تنظيم فضاي سياسي كشور سازماندهي كرده و تلاش دارند در پوشش دولت اعتدال بازگشت به قدرت را بدون واسطه در انتخابات آينده تجربه كنند و تاكنون در چند استان نشستهاي اوليه آنها برگزار شده است.
در اين زمينه نكاتي چند قابل ذكر است:
1- آنگونه كه آقاي عارف، نامزد اصلي اصلاحطلبان هفته گذشته بيان داشت، عناصر محوري جريان اصلاحطلب با برآورد دقيق از فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات 92 و اذعان به اينكه نامزد اصلي آن قادر به كسب حداقل آرا در رقابتهاي انتخابات نيست، او را با ارسال يك نمابر ناخوانا مجبور به استعفا كردند تا بتوانند در سايه نامزد پيروز انتخابات مجدداً به عرصه سياسي بازگردند.
2- پس از استقرار دولت يازدهم طيفها و گروههاي اين جريان با بهرهگيري از رانت حضور عناصر شاخصشان در برخي از مناصب كليدي دولت يازدهم، تلاش گستردهاي را براي سازماندهي مجدد شبكه اجتماعي كه به دليل ايفاي نقش در فتنه 88 از هم پاشيده و با ادبار مردم مواجه شده بود، آغاز كردندكه همايش فصلي همدان و مشابه آن در ديگر استانها يكي از اركان اين سازماندهي جديد است.
3- «نفاق جديد» با «برخورد دوگانه» يكي ديگر از شاخصههاي اين تحرك جديد است.
در حالي كه سران آنها در آشكار سخن از اعتدال، دوري از افراطگرايي و ضرورت رفع كدورتها به ميان ميآورند، در جلسات سازماني و آنگونه كه از نشست همدان آشكار شده است با تحليلهاي افراطي، تلاش دارند ظرفيت تقابل با نظام را در بدنه سازماني خود حفظ كنند.
4- مروري بر حوادث و تحولات بعد از انتخابات دوم خرداد 76 و به صحنه آمدن مطبوعات زنجيرهاي با قلمفرسايي افرادي اينگونه و مقايسه آن با شرايط كنوني، نشان از سازماندهي براي تكرار فتنه 78 و صحنههاي تلخ آن دارد. در عرصه مطبوعات ماجراي روزنامه آسمان و بهار و. . . از ديگر مصاديق اين حركت جديد است وجالبتر آن است كه همچون گذشته كه چالشآفريني آنها در استان همدان و با سخنان آغاجري در نشستي اينگونه آغاز شد، دور جديد را نيز از همان جا آغاز كردهاند.
5- تأمل در مواضع عناصر اين جريان نشان ميدهد كه در حالي كه آنها تلاش دارند خود را در خط مقدم دفاع از دولت معرفي كنند، اما در عمل جز مسئلهآفريني براي دولت و در شرايطي كه دولت يازدهم در مواجهه با نظام سلطه بيش از هر چيز به ثبات و آرامش داخلي نياز دارد، محصولي نخواهد داشت و اين در حالي است كه دولتمردان دولت يازدهم به جاي اينكه به تحركات اين طيف توجه داشته و از يك چالش امنيتي ناخواسته كه محصول دوره جديد تحركات اين قدارهبندان مدعي اصلاحطلبي است توجه كنند، اهتمام خود را به بسترسازي براي آنها در دانشگاهها و عرصه مطبوعات و... معطوف كردهاند.
اين اقدامات اين سؤال را ايجاد ميكند كه آيا به رغم شعار اعتدال، برخي تلاش دارند كه دولت را به وادي افراطيگري سوق دهند يا اينكه اين خواست برخي از دولتمردان است؟ گذشت زمان آن را روشن خواهد كرد!
مرگ بر خوارج وانجمن حجتیه ای ها و...