يكي از نتايج بلافصل گسترش مدركگرايي در جامعه، به وجود آمدن مشاغلي كاذب براي كمك به افراد جهت كسب مدرك (و نه دانش) است. از كلاسها و آزمونهاي آزمايشي كنكور كه زماني به آزمون كارشناسي منحصر ميشد و اكنون مقاطع تحصيلات تكميلي را نيز دربرميگيرند، كتابهاي كمك آموزشي و... تا نوشتن و گرفتن پذيرش مقالات در مجلات معتبر بينالمللي و تهيه پروژهها و پاياننامههاي دانشجويي.
افزايش جعل مدارك دانشگاهي، پذيرش دانشگاههاي خارجي (بيشتر دانشگاههاي كمكيفيت كشورهاي اوكراين، بلاروس، مالزي و. . . )، گسترش مراكز آموزشي داخلي چون پرديسهاي بينالملل و. . . نيز در همين جهت قابل توجهند و بررسي مجزايي ميطلبند.
كاوشي كوتاه در موتورهاي جستوجو يا عبوري كنجكاوانه از خيابانها و محلههاي مجاور دانشگاهها يا خوابگاههاي دانشجويي (نظير خيابان انقلاب تهران) نشان خواهد داد پيشههاي زيادي شكل گرفتهاند و گسترش مييابند تا دانش دوستان! را در به دست آوردن مدرك ياري كنند. از آنجا كه هدف غايي در اين پيشهها كسب سود بيشتر بدون توجه به افزايش سطح دانش و تخصص در جامعه است، ميتوان كاركرد نهايي آنها را مدركسازي دانست و به مجموعه آنها عنوان صنعت مدركسازي را داد.
همان طور كه مشخص است، گسترش مدركگرايي به خودي خود از كيفيت پاياننامههاي دانشجويي كاسته، با اين همه صنعت مدركسازي به واسطه نگاه سوداگر با تبديل پاياننامهنويسي از شكل دانشگاهي به يك فعاليت بازاري سبب شده است كه پاياننامهها به مراتب بيش از پيش ارزش و كيفيت خود را از دست دهند.
گسترش ارتباطات و در دسترس قرار گرفتن انبوهي از پژوهشها و پاياننامهها به زبانهاي مختلف و امكان ترجمه آنها نياز به سنجش اعتبار و تازگي پژوهشها را دو چندان كرده است. به رغم تلاشهايي كه در اين جهت انجام شده (نظير راهاندازي سامانه مدارك علمي ايران) باز هم شاهد ارائه پاياننامههايي هستيم كه از تازگي و اعتبار كافي برخوردار نيستند.
يكي از راههاي انديشيدهشده براي افزايش اعتبار، نوآوري و تازگي پاياننامهها و تحقيقات علمي دانشگاهي، تلاشي است كه براي ارائه مقاله از دستاوردهاي پاياننامهها و پژوهشها در مجلات معتبر بينالمللي انجام ميشود. در وادي نظر تأكيد براي ارائه مقالات بينالمللي ميتوانست وظيفه خطير سنجش صحت و اعتبار پاياننامهها را از روي دوش اساتيد راهنما، مشاور و داور پاياننامهها برداشته و بر دوش سردبيران و اعضاي داوري نشريات بگذارد، غافل از آنكه در عمل، صنعت مدركسازي مجالي ديگر مييابد براي كسب منفعت از اين راه. حال نوشتن مقالات و گرفتن پذيرش آنها از سوي مجلات معتبر بينالمللي كه در ISI يا اسكوپوس نمايه شدهاند، به فهرست خدمات صنعت مدركسازي افزوده شده است.
عدمتوجه كافي به اين مسئله سبب تشديد گرايش به تهيه پاياننامههاي آماده خواهد شد چراكه تفاوت قائل نشدن ميان پاياننامههايي كه با تلاش و زحمت فراوان به سرانجام رسيدهاند با پاياننامههايي كه به صورت آماده يا سفارشي خريداري شدهاند، انگيزههاي درست كاري براي انجام تحقيقات ارزشمند را به طور جدي ميكاهد.
نكته تأسفآورتر در اين ميان فاصله بسياري از اساتيد محترم راهنما و مشاور پاياننامهها از روندهاي حاضر فضاهاي تحقيقاتي در حوزههاي تخصصي خويش است كه باعث ميشود در تشخيص پاياننامههاي آماده و ترجمهاي از پاياننامههاي اصيل عملكرد مناسبي نداشته باشند. قسمتي از اين كاستي را ميتوان در علاقه زياد بسياري از اساتيد به درگيري در امور اجرايي و فرايندهاي غيرمرتبط با مسائل تحقيق و پژوهش دانست.
تجارب تلخ سالهاي اخير در موضوع مدارك دانشگاهي مسئولان كشوري، از دانشگاه هاوايي، دكتريهاي افتخاري، مقالات علمي نمايهشدهاي كه از نتايج تحقيقاتي ديگران اخذ شدهاند و. . . بيش از آنكه به تلاش براي اصلاح ساختار و از ميان برداشتن انگيزههاي فساد بينجامد، به فرصتي براي انتقامگيريهاي سياسي بدل شده و حاصلي براي نظام دانشگاهي نداشته است.
آن سان كه آمد، ايجاد شدن زمينههايي براي منفعتهاي مالي در مسئله آموزش تأثيرات شگرفي در كيفيت آموزش و در نتيجه كيفيت خروجيهاي نظام آموزشي (كه ميتواند تا قسمتي با كيفيت پاياننامهها سنجيده شود) دارد. توجه به نقشآفريني مؤلفههاي مادي و در نظر گرفتن صحيح مسائل اقتصادي و روابط حاكم بر بازار در حوزه آموزش منجر به سياستگذاريهايي خواهد شد كه از آسيبهايي كه اكنون شاهد آن هستيم، كاسته شود. افزون بر اين ايجاد يك سيستم ارزيابي براي نظارت و پاسخگو كردن اساتيد نسبت به تعهدشان درباره كيفيت پاياننامهها ضروري است. اساتيد براي هر يك از پاياننامهها و رسالههايي كه راهنمايي ميكنند، مبلغ قابلتوجهي دريافت ميكنند، لكن در اغلب اوقات نه تنها راهنما و هدايتگر خوبي براي دانشجو نيستند بلكه نقش نظارتي خود را نيز به درستي ايفا نميكنند. در حالي كه منافع مادي ناشي از راهنمايي پاياننامهها به ايجاد رقابتهاي منفي در ميان اساتيد براي جذب دانشجويان منجر شده است، منافع مادي رسالههاي دانشجويي و بدون زحمت بودن آنها موجب رقابت اساتيد براي به دست گرفتن رسالههاي بيشتر ميشود اما متأسفانه اين رقابت نه يك رقابت مثبت براي تلاش جهت بهروزبودن، راهنمايي بهتر، دسترسپذيري بيشتر و... كه به رقابتي منفي بدل شده كه در آن اساتيد با نفوذ در گروه با مورد غضب قرار دادن دانشجوياني كه رساله خويش را با اساتيد ديگر برداشتهاند، در مسير نوشتن پاياننامه و فراغت از تحصيل دانشجو سنگاندازي ميكنند و به اين ترتيب دايره انتخاب را براي دانشجويان ديگر محدود مينمايند. از طرف ديگر بعضي از اساتيد حتي از در اختيار قراردادن مبالغي كه دانشجو براي امر تحقيق به آن نيازمند است نيز خودداري ميكنند، اين در حالي است كه اين مبالغ متعلق به دانشجو است و وظيفه استاد راهنما نظارت بر حسن مصرف آن ميباشد. نظارت پسيني بر عملكرد اساتيد آنها را به ايفاي تكاليف خود ترغيب خواهد كرد.
*كارشناسي برق