کد خبر: 636654
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۳
مريم اس‌ام‌اس زد: مانتو ميخوام بخرم، مياي باهام؟
زهرا صالحي

مريم اس‌ام‌اس زد: مانتو ميخوام بخرم، مياي باهام؟
 جواب دادم: براي كي ميخواي؟
چندتا علامت تعجب فرستاد و بعد گفت: جلسه توجيهي ديگه!
ارتباطي بين جلسه توجيهي و مانتو پيدا نكردم، براي همين جواب دادم: اونوقت چه ربطي داره؟
 زنگ زد و قبل از آنكه فرصت كنم جواب سلامش را بدهم، شروع كرد به تندتند توضيح دادن: من جلوي ورودي‌هاي جديد بايد طوري باشم كه آبرومون نره!
با خودم فكر كردم، برايش توضيح بدهم كه ما قرار است بروشورهاي كارهاي انجمن را پخش كنيم و در مورد فعاليت‌هايمان توضيح بدهيم، از اينها گذشته ورودي‌هاي جديد آنقدر محو دانشگاه و ذوق‌زدگي قبولي هستند كه ممكن است چهره‌هاي ما را هم از ياد ببرند، چه برسد به لباس‌هايمان ولي چه مي‌شد كرد؟! مريم وقتي قرار بود كاري انجام دهد استرس مي‌گرفت و براي تقويت اعتمادبه‌نفسش سعي مي‌كرد هرچه بيشتر به ظاهرش برسد، قبول كردم كه با هم به خريد مانتوي جديد خيلي مورد نياز برويم!
صبح روز جلسه توجيهي همه‌ بچه‌ها در دفتر انجمن براي هماهنگي‌هاي آخر جمع شديم، نگاهي به جمع انداختم و حس كردم، عدم‌اعتماد به‌نفس و رابطه‌اش با خوش‌تيپي گويا يك مسئله واگيردار است، البته افرادي مثل دبير انجمن هم بودند كه مرتب‌تر از روزهاي قبلشان در جلسه حضور پيدا كرده‌ بودند كه به عنوان ميزبان ورودي‌هاي جديد امري طبيعي بود.
انتهاي جلسه، دبيرانجمن به دست تك‌تك بچه‌ها كاوري با آرم انجمن داد و از همه خواست آن را بپوشند، دليل پوشيدن كاور را هم يكدستي بچه‌ها و جلوگيري از جلب توجه بي‌مورد بيان كرد. اكثراً متعجب و دلخور به كاورها نگاه مي‌كردند، به من كه رسيد، دست دراز كردم كه كاور را بگيرم، دبير انجمن با روي گشاده‌ به من گفت: هر دوي آن موارد به‌خودي‌خود در پوششتان هست، كاور به اين خوبي خودتان داريد.  لبخند زدم و چادرم را روي سرم مرتب كردم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار