در هفتههاي گذشته بسيار اتفاق افتاده تا طيفي از روزنامههاي نشانهدار داخلي اتفاقات كوچك و كماهميت در عرصه سياست خارجه را برجسته كرده و از آن به عنوان دستاوردي مهم و ارزنده براي كشور ياد ميكنند. «سفر هيئت پارلماني اروپا به تهران» كه با اتفاقات تلخي چون، ديدار با دو تن از فعالان غائله88 در سفارتخانه يونان و همچنين بياحترامي به آقاي هاشميرفسنجاني همراه بود يا «سفر هيئت پارلماني ايتاليايي به تهران» كه منجر به كشفحجاب زن عضو هيئت سفر كرده به ايران شد، از جمله مواردي است كه اين طيف رسانهاي از آن به عنوان اتفاقات مثبت در عرصه سياست خارجه ياد كردند. اين در حالي است كه اين روزنامهها توافقنامه ژنو3 را فتحالفتوح نظام در طول 35 اخير ياد نموده و آن را همچنان يك پيروزي بينظير ارزيابي ميكنند، بدون آنكه به امتيازات دادهشده و گرفتهشده از سوي ايران نگاهي خردمندانه و مدبرانه داشته باشند.
روز گذشته باز «بزرگنمايي» «پيشامدهاي ساده ديپلماتيك» در دستور كار قرار گرفت و سفر وزراي خارجه دو كشور اروپايي لهستان و اسپانيا با رنگ و لعاب ژورناليستي نمايانسازي شد، به عنوان نمونه عبارت «دو وزير اروپايي پس از 10سال در ايران» را يكي از همين روزنامههاي زنجيرهاي همراه با تصوير وزير امور خارجه كشورمان در صفحه نخست خود منتشر كرد.
در بخشي از اين گزارش نوشته شده: اروپا همچنان به ديپلماسي خود با ايران ادامه ميدهد. در همين رابطه پس از وزراي خارجه سوئد، بلژيك و ايتاليا حالا نوبت لهستان، اسپانيا و يونان است كه حلقه اين سفرها را تكميل كنند... او روز گذشته پذيراي همتاي لهستاني خود پس از 10 سال بود. با اين همه روز جمعه سفر سهروزه رادوسلاو سيكوروسكي، وزير امور خارجه لهستان به تهران آغاز شد؛ سفري كه تحت تأثير بحران اوكراين نيمهتمام ماند. او چهارمين وزير خارجه اروپاست كه در رأس هيئتي تجاري روز جمعه وارد اصفهان شد. او 10 سال پيش در...
1- «انتخاب» و «تكرار» عدد 10 در تيتر صفحه نخست و در متن گزارش خودبهخود اين نكته را به ذهن متبادر ميكند كه طي 10سال گذشته و به عبارت بهتر در ديپلماسي دولتهاي نهم و دهم فعاليت چشمگيري در عرصه توسعه روابط بينالمللي صورت نگرفته كه اين همان خط اصلي رسانهاي، جبهه مقابل اصولگرايي است كه با محور «تخريب دستاوردهاي دولتهاي نهم و دهم» صورت ميگيرد؛ خطي كه به زعم نظريهپردازان طيف تجديدنظرطلب يكي از ابزارهاي مهم براي موفقيت در انتخابات پيشرو است. تصميمگيران تجديدنظرطلب ماههاست به اين نتيجه رسيدهاند ارائه چهره سياه از دولت احمدينژاد تسهيلكننده بازگشت به عرصه حاكميت- بازپسگيري قدرت- و رويگرداني مردم از گفتمان اصولگرايي و استقبال به شعارهاي اصلاحطلبانه است.
2- رنگآميزي سفرهاي مقامات دستهچندم كشورهاي غربي هر چند در وهله نخست از روي خوشبيني مفرط نسبت به غرب و نشناختن دشمن بيروني است اما با هدفگذاريهاي خاص مورد توجه قرار گرفته است. رسانههاي زنجيرهاي سعي ميكنند با پرداختن پرحجم به پيشامدهاي معمول دستگاه سياست خارجه افكار عمومي را از سمت «مسير امتيازدهي تيم هستهاي كشورمان» به طرف غربي به موارد ديگر سرگرم سازند. بر اين اساس بايد مجموعه اين رسانهها، موضوعات فرعي دستگاه سياست خارجه را جايگزين مسائل اصلي و پراهميت جامعه كنند، البته رويكرد كنوني اين دسته از رسانهها ميتواند تا حدود بسياري قدرت اثرگذاري منتقدان توافقنامه ژنو3 در اذهان عمومي را كاهش بدهد و هم ميتواند تمهيداتي فراهم كند كه تيم هستهاي كشورمان با فراغ بال و به دور از فشار منتقدان دلسوز در مقابل زيادهخواهيهاي طرف غربي كوتاه بيايند.
3- يكي از نكات مهم در اين رابطه آن است كه در ديپلماسي لبخند، نفس سفر تيمهاي ديپلماسي اروپايي به ايران «موضوعيت» دارد نه «محتويات» مذاكرات صورتگرفته، اين در حالي است كه اصل سفر كارگزاران نظام سلطه «طريقت» است و «موضوعيت» نتيجهاي است كه از اين سفرها به همراه دارد كه باتوجه به اهداف كلان نظام سلطه كه كارگزارانش به دنبال آن هستند ميتوان گفت، سفرهاي تيمهاي كشورهاي اروپايي براي ما«موضوعيت» نداشته و تنها ميتواند كاربرد تبليغاتي در داخل داشته باشد، به عبارت ديگر يكي از موضوعات مبرهن و مشخص اين است كه در نگاه ديپلماتهاي خندان و به تبع آن رسانههاي حمايتگرشان، نفس سفر وزرا يا تيمهاي ديپلماسي اروپايي به كشور حاوي دستاورد و سرچشمه تحولات مثبت است، درحالي كه خوي استكباري افراد سفر كرده به ايران چيزي جز چپاول داراييهاي ملي و تفاخر بر داشتههايشان در مقابل مقامات رسمي كشورمان نيست و عملاً نميتوان به چنين تعاملات و مراودات بينالمللي كه يك طرف آن نمايندگان نظام سلطه است خوشبين بود.
4- درحالي كه شخصيتها و مطبوعات وابسته به اين جرگه اتفاقات كماهميت را با طمطراق رسانهاي منعكس ميكنند، ماههاست ديپلماتهاي وزارت امورخارجه «حياط خلوت امريكا» را به عمد يا سهو فراموش كرده و كانون توجهات خود را تنها به اعضاي اتحاديه اروپا محصور كردهاند، اين در حالي است كه سياست ايران طي هشت سال گذشته براي توسعه و گسترش روابط خارجي ايران در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي با كشورهاي امريكايلاتين، مقامات ايالاتمتحده را به شدت سردرگم و عصباني نمود و آنها را ناگزير به آن كرد تا مراكز مطالعاتي و راهبرديشان نسخه براي كاهش قدرت و نفوذ جمهوري اسلامي ايران در آن منطقه اتخاذ كنند. نگراني و آشفتگي مقامات سياسي امريكا با روي كارآمدن دولت روحاني كه با تمركززدايي از منطقه حساس امريكايلاتين همراه بود، پايان پذيرفت و به راحتي يكي از ابزارهاي فشار ايران به كارگزاران نظام سلطه مختومه شد. از جمله اهداف روزنامههاي زنجيرهاي براي برجستهسازي سفرهاي مسئولان ردهچندم اروپايي به كشورمان اين است كه افكار عمومي به راحتي به خاطر نياورند كه يكي از ابزارهاي فشار در عرصه بينالملل به امريكا حذف شده است.