بحث اخلاق در ورزش اين روزها داغ است، از برگزاري همايشهاي مختلف تا نسخههاي مختلفي كه براي اخلاقگرايي در جامعه ورزش پيچيده ميشود. ترويج اخلاق و انتقاد از ناپاكي ورزش شاه بيت صحبتهاي اين روزهاي مسئولان جديد ورزش هم هست، مسئولاني كه ميگويند منتقد اصلي اين فضاي بياخلاقي هستند و ميخواهند اين ورزش رنگ ديگري بگيرد و از اين تيرگي و سياهي كه گرفتار آن است جدا شود و پاك شود. جمعه شب بود كه دو همايش در باب اخلاقگرايي در ورزش در تهران برگزار شد، امري كه به گفته يكي از برگزاركنندگان اين مراسمها در نوع خودش بيسابقه بود و به قول او انگار قرار است اتفاقي در ورزش و فوتبال ايران بيفتد، يك اتفاق خوب كه ميتواند ورزش از اين رو به آن رو كند.
اين اتفاق خوب را بايد به فال نيك گرفت، اينكه اين روزها يك صداي واحد در مذمت بداخلاقيهاي رايج در ورزش كه هر روز بيشتر ميشود شنيده ميشود اتفاق خوبي است. بايد قبول كرد كه ورزش ايران و به صورت مشخص فوتبال چند سالي است كه در حال فاصله گرفتن از اخلاق و حركت در مسير سقوط به سمت بياخلاقي و درهاي است كه با قرباني كردن ارزش ها، اخلاق را از اين ورزش دور كرده است. نگاهي به اتفاقاتي كه در چند سال گذشته در ورزشگاهها رخ ميدهد، از فحاشيها هواداران عليه بازيكنان و مربيان گرفته تا فوتباليست هايي كه غرق در حاشيهاند و به تنها چيزي كه فكر نميكنند حفظ اخلاق و متانت يك ورزشكار است، ورزشكاري كه به عنوان الگو در بين جوانان مطرح است اما رفتارهاي غير اخلاقي او هر روز بيشتر ميشود، طوري كه اين فوتباليست هر روز وقيحتر ميشود و با دريدن پردههاي اخلاق در ورزش ايران حمكراني ميكند.
اين البته اتفاقي نيست كه براي امروز و ديروز باشد، پررنگ شدن بيحرمتيها و فسادي كه ورزش را در برگرفته در سالهاي اخير هشدار خيلي از دلسوزان فوتبال را به همراه داشته كه همواره از مسئولان خواستهاند تا چارهاي براي مبارزه با ناهنجاريهاي موجود در ورزش بكنند. البته در سالهاي گذشته كمتر گوشي بدهكار اين زنگ خطر بود، زنگ خطري كه هر روز صداي آن بلندتر ميشد اما به نظر ميرسد امروز در ورزش ايران يك بسيج همگاني براي مبارزه با ورزشكاران بياخلاق و حرمت شكن به وجود آمده است. حداقل در حرف كه اكثر مديران اخلاق مدار و مسئولان ورزش صحبت از اين ميكنند.
با وجود اين بايد اميدوار بود كه اين وعدهها تنها در حد حرف باقي نماند، هر چند بيان كردن مباحث اخلاقي و پرداختن به اينكه بايد با معضلات جامعه ورزش برخورد شود امر پسنديدهاي است و بايد آن را گسترش داد اما مهمتر از بيان زباني، عملي شدن اين وعده هاست. تنها وقتي ميتوان به گسترش اخلاق و مفاهيم ارزشي در ورزش اميد بست كه نسخه هايي كه اين روزها براي ترويج اخلاق گرايي و دوري از حاشيههاي آن پيچيده ميشود به مرحله عمل برسد و در جامعه ورزش پيادهسازي شود. مشكلات و معضلاتي كه ريشه خيلي از آن را ميتوان در ورود پولهاي بيحساب و كتاب به فوتبال و قراردادهاي ميلياردي بازيكناني دانست كه فرهنگ استفاده از شهرت و پول را هنوز فرا نگرفتهاند و وقتي با كمك برخي رسانههاي زرد به شهرت ميرسند با فراموشي گذشته شان درمنجلاب بياخلاقي فرو ميروند تا چهره فوتبال هر روز سياهتر شود.
عدم فرهنگسازي آن هم در باشگاههايي كه پسوند فرهنگي دارند را هم ميتوان از ديگر دلايلي بر شمرد كه سبب شده بازيكن به حال خودش رها شود و بدون اينكه باشگاه روي او نظارتي داشته باشد با سوء استفاده از موقعيتي كه به دست آورده است در جامعه حرمت شكني كند و با دست زدن به كارهاي غير اخلاقي به سمتي برود كه چهره ورزش ايران را لكه دار كند. البته اين فوتباليستها تنها نيستند و مربيان و مديران فاسد هم در ورزش كم شمار نيستند، امري كه سبب شده تا فوتبال از روح پاكش فاصله بگيرد. حالا بايد گفت بازگشت به روزهاي فوتبال پاك، تنها قدم عملي ميخواهد نه اينكه حرفهاي قشنگ در باب اخلاق زده شود و پس از پايان همايش به فراموشي سپرده شود، امري كه سبب ميشود تا فوتبال نه به سوي پاكتر شدن بلكه به سمت انحطاط بيشتر اخلاقي حركت كند.