کد خبر: 636181
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۸
نظري بريادنامه عارف كامل آيت‌الله حاج‌سيد عبدالكريم كشميري
سيد اكبر صداقت

 

تذكره‌نويسان در توصيف و ترسيم يك شخصيت به يك طريق قلم نمي‌زنند، چه آنكه گاهي به فروعات مي‌پردازند يا براي نشان دادن شخصيت خويش، شرح حال خود را در لابلاي فهميده يا نفهميده درج مي‌كنند يا به شرح شخصيت‌هاي ديگر مي‌پردازند كه خواننده از شخصيت اولي به شخصيت ديگر منصرف مي‌شود، چنانچه در عصر حاضر نيز بعضي كتاب‌ها داراي چنين شيوه‌هايي هستند!

اگر در اين كتاب به قلم‌پردازي، توضيحات و شرح مي‌پرداختيم هر آينه حجم كتاب چند برابر حجم فعلي مي‌شد، لكن از توضيح و تشريح تا حد ممكن دوري شد، تا از پيرامون اين شخصيت بزرگوار استفاده شود. اگر زندگي حضرت استاد از دوران نجف اشرف و قم به حوصله و تفحص بيشتر جمع شود، آنگاه قدرت سير و سلوك و عرفانش تا حدي ظاهر مي‌شد، لكن حقير وقتي خدمتش رسيدم، اواخري بود كه صحبت مي‌كرد و بعد مهر سكوت بر لبان گويايش زد و در خلوت‌خانه فكر و ذكر قلبي تكيه زد، لذا حقير آنچه از زبان قال و حال و فحوا، مضامين و بيان استاد صادر شد، قليلي را در اين مسوده آورده‌ام كه اگر قصوري و سهوي احياناً در رساندن نظرات و مطالب آمده باشد از روح پرفتوح آن زنده‌ياد پوزش مي‌طلبم.

پس از اينكه كتاب «آفتاب خوبان» كه گذري مختصر بر زندگي‌نامه حضرت آيت الله حاج سيد عبدالكريم كشميري بود چاپ شد، براي بسياري از طلاب، دانشجويان و جوانان از شهرستان‌ها جاي تعجب شد كه چطور ايشان را در زمان حيات نشناختند و خدمتشان نرسيدند. سؤالات بسياري پيرامون حيات عرفاني جنابش مي‌كردند و عده زيادي از جوانان پاكدل كه جوياي حقايق بودند شيفته سيره عملي ايشان شدند و بسيار از گمنامي حضرت استاد تأسف مي‌خوردند، به اينكه چطور در گوشه و كنار ايران اسلامي، سرزمين ولايت اين افراد برجسته گمنام مانده‌اند و شناخته نمي‌شوند. در سيره عرفاني عارفان حقيقي از سر و صدا و اشتهار خبري نيست، خود را به كرامتي نفروشند و جوهر ذاتشان در خزانه مهرشده الهي مخفي است، اما عارفان مجازي كه براي آينده خويش روزشماري مي‌كنند و به اسمي و رسمي مشهور مي‌شوند و به خواب و مكاشفه خيالي مريدان را در بند خود مي‌اندازند؛ به سر و صدا و شهوت گرفتارند.

هر كسي سني از عمرش بگذرد، اگر ترقيات علمي، مالي و مقامي پيدا كند تعينات و تقيداتش به ظواهر بيشتر مي‌شود، چنانچه در بسياري از افراد به‌وضوح مشاهده مي‌شود، اما اولياي خدا كه به معاينه حقايق را مشاهده كرده‌اند اين طور نبوده‌اند. اگر كسي حضرت استاد را از نزديك مشاهده مي‌كرد، اگر او را درون خانه يا بيرون منزل يا كنار امامزاده و جوي آب مي‌ديد، پي به تجريد ايشان مي‌برد، به اينكه چطور از خوديت ظاهري جدا شده و ترك اغراض دنيوي كرده و توجهي به انظار خلق نداشته است.

خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است

چون كوي دوست هست به صحرا چه حاجت است

اولياي خدا، نوعاً در عصر و زمانشان ناشناخته بودند، چنان كه مرحوم سيد علي آقا قاضي در زمان خود شناخته نشد و بعد از 40 سال كم‌كم در ميان مردم از زندگي آن بزرگمرد ميدان عرفان سخن به ميان آمد. روايتي از امام صادق(ع) است كه مي‌فرمايد: «همان طور كه كنه صفت امام را نمي‌توان شناخت، كنه صفت مؤمن حقيقي را نيز نمي‌توان شناخت.»

حضرت استاد كه مجذوب دلدار بود، سكوت آينه جانش را به نفحات گلشن معارف الهيه معطر كرده و در گلزار حيات دارين سر درونش به حي و قيوم عجين شده بود، چون حق تعالي او را برگزيد از صالحان قرار داد، لذا به دنياي دون پشت پا زده و در حلقه برگزيدگان مستور در آمده بود. يكي از دوستان مي‌گفت در سال 1369 يا 1368 حضرت آيت‌الله بهجت (ره) هديه‌اي دادند تا خدمت آيت‌الله كشميري ببرم. آمدم در خانه ايشان را زدم و ايشان در را باز كرد و آن هديه را خدمتشان دادم و پذيرفتند. سپس عرض كردم: «مي‌خواهم خدمت شما برسم!» فرمود: «وقت ندارم». نگاه كردم ديدم حالشان منقلب و متحول است. خدمت آيت‌الله بهجت رسيدم و عرض كردم: «حال ايشان منقلب و دگرگون بود». فرمود:«زحمت زياد كشيده كه حالش اين طور است.»

آنان كه ره دوست گزيدند همه

در كوي شهادت آرميدند همه

در معركه دو كون فتح از عشق است

هر چند سپاه او شهيدند همه

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها