ميگفت درست زماني كه همه دست روي دست ميزدند و كاسه چه كنم چه كنم دست گرفته بودند؛ درست همان روزهايي كه حرف و حديث بيوه شدن خودم و يتيم شدن بچهها نقل مجلس و پاي ثابت صحبتهاي فاميل و همسايهها بود؛ همان روزهايي كه هيچ پولي نمانده بود و هيچ كس هم نبود كه فارغ از توصيههاي همه يك راه خوب پيشنهاد بدهد؛ خودم ياعلي(ع) گفتم و شروع به كار كردم.
وقتي ديدم هيچ هنر خاصي ندارم گريه نكردم، دستم را هم جلوي هيچ نامردي دراز نكردم به خودم گفتم «مدرك تحصيلي نداري؟ هنري بلد نيستي؟ پولي هم براي سرمايه نداري؟ ايرادي ندارد بدن سالم داري، نيروي جواني داري و همه اينها ميتواند اقتصاد يك كشور را جابهجا كند، معيشت خانه و بچهها كه سهل است.
ميگفت: با خودم گفتم از اين به بعد به تو ميگويند زن سرپرست خانوار يعني زني كه پا جاي پاي مرد ازدستدادهاش گذاشته براي آنكه بچههايش سالم بزرگ شوند. اين روزها كه به گفته خود مردم يك مرد با همه انرژياش نميتواند چرخ يك زندگي را بچرخاند تو زن سرپرست خانواري و بايد بچرخاني چون اگر يك مرد انگيزه حضور زنش را دارد تو اميد به روزهاي بزرگ شدن و سر و سامان گرفتن بچههايت را داري و اين از همه مهمتر است.
ميگفت حالا با گذشت اين همه سال، وقتي آخر سال يا تابستان ميشود و خبر برگزاري جشنوارهها يا فروشگاههاي عرضه محصولات زنان سرپرست خانوار را ميشنوم بيتاب ميشوم چون ميدانم همه همزبانها و همه يك درد كشيدهها، يك جا دور هم قرار است جمع شوند و در كنار يك فروش از يكديگر بياموزند روشهاي كسب درآمد بيشتر را. هرچه باشد اينجا بازارچه فروش محصولات زنان سرپرست خانوار است يعني اينجا جشنواره فروش زنان و حمايت از توليد ملي است و همه ما سرپرستهاي خانوار دور هم جمع شدهايم تا ثابت كنيم تحقق شعار رهبري و نامگذاري يك سال در حد حرف زدن نيست و ما اثباتش كردهايم.
زنان سرپرست خانوار حامي ندارند
مريم صابري، 39 ساله، عرضهكننده پوشاك سنتي
زنان سرپرست خانوار از جمله اقشاري بودند كه پيش از توجه شهرداري معمولاً نه تنها هيچ پشتوانهاي براي حمايت و عرضه كالاهايشان نداشتند حتي سازمانهاي ديگر همكاري در زمينه ايجاد مشاغل براي ما نميكردند. همه اينها در حالي است كه ما زنان به اندازه كافي دغدغه زندگي، بچهداري و مشكلات ناشي از نبودن سرپرست مرد در خانواده را تجربه ميكنيم پس انتظار داريم مسئولان به جاي آنكه باري باشند روي دوشمان دستمان را بگيرند و در رفع بخش زيادي از مشكلات ياريمان كنند.
من خودم به عنوان يك زن سرپرست خانوار هزينه ابتدايي براي راهاندازي توليدي يا اجاره يك مغازه را نداشتم اما خدا را شكر توانستم علاوه بر هنر دوخت، هنر طراحي را هم ياد بگيرم. ما معمولاً اولين فضا و فرصتي كه براي فروش ايجاد ميكنيم فروش محدود و تكهاي در بين جمع زنان و خانوادههاست كه معمولاً سود چنداني ندارد، فعاليتمان ديده نميشود و از همه بدتر اينكه حامي خاصي هم نداريم.
خوشبختانه چند سالي است كه با همكاري شهرداري ما در روزهاي پرفروش و پراستقبال آخر سال اين فرصت را پيدا ميكنيم همان طور كه ساير توليدكنندگان بزرگ در سراسر كشور فروش بزرگ دارند با شركت در جشنوارههاي فروش زنان سرپرست خانوار هم از پرداخت هزينههاي كلان غرفهها خلاص شويم و هم با نگاه ويژه و تبليغات شاهد استقبال مردم باشيم.
من معتقدم درنظر گرفتن بسياري از مسائل مهم باعث پررنگ شدن و موفق بودن اين نمايشگاههاست؛ اول اينكه قشري كه به عنوان توليدكننده حضور دارند دلال، تاجر يا متمولين نيستند، زناني هستند كه بدون پشتوانه مالي و با اتكا به داشتههاي خودشان دست به كار تأمين هزينههاي معيشت خانوادهشان شدهاند و از طرف ديگر ما زنان سرپرست خانوار در چنين فرصتهايي ميتوانيم علاوه بر فروش بيشتر و سود بهتر به آشنا شدن با ساير زنان سرپرست خانوار، عضويت در گروههاي اشتغالزايي مانند مراكز كوثر و بهره گرفتن از حمايتهاي مالي مسئولان اميدوار باشيم.
همدردها، دست همديگر را ميگيريم
رويا جم، 43 ساله، زن سرپرست خانوار
در اين چند سال با حضور در مراكز مهارتآموزي ويژه زنان سرپرست خانوار توانستم در زمينه توليد زينتآلات و پوشاك مهارتهايي ياد بگيرم كه بخش مهمي از مشكلات ماديام را حل كند. اولين بار توليداتم را براي فروش به مركز فروش هفتگي پروانه بردم، وقتي ديدم استقبال مردم خوب است و سودي كه كسب ميكنم در مقابل هزينههاي اجاره مغازه بهتر است تصميم گرفتم كارم را جديتر پيگيري كنم. الان حدود يكي دو سال است كه با استفاده از وامهاي كم سود ويژه زنان سرپرست خانوار توانستهام مركز توليد پوشاكي در زير زمين منزلم راهاندازي كنم و علاوه بر خودم شش زن ديگر سرپرست خانوار را هم مشغول به كار كنم. سودي كه ميبريم كم است اما خدا را شكر چون سود ناشي از زحمت و هنرمان است و مردم با رضايت پول خريد اجناس را به ما ميدهند پولش برايمان بركت ميكند و زندگيمان ميچرخد.
سال پيش وقتي در اين جشنواره شركت كردم متوجه شدم زنان زيادي در همين تهران هستند كه با انواع و اقسام هنرهايي كه دارند مخارج زندگي خود و فرزندانشان را تأمين ميكنند و خوشبختانه از سوي سازمانهاي خاصي مانند شهرداري هم حمايت زيادي ميشوند. پس من هم تصميم گرفتم به عضويت گروه زنان سرپرست خانوار تحت حمايت شهرداري درآيم تا بتوانم همپاي ديگر زنان در اين حوزه فعاليت كنم.
يك زن اگر بر اثر اتفاقي همسرش را از دست داده باشد مطمئناً خاطره خوبي ندارد حالا تصورش را بكنيد يكدفعه به همين زن بگويند «از اين به بعد خودت هستي و خودت! دخل خودت و بچههايت را بايد در بياوري؛ دو، دوتا، چهارتاي خرجت هم با خودت است.» اين اتفاق، تنها ماندن يك زن و سرپرست شدن او اتفاق كمي نيست، ما زنان سرپرست خانوار اصلاً ديده نميشويم؛ خودمان، مشكلات روحي و جسميمان و دغدغههايي كه براي آينده بچههايمان داريم اصلاً ديده نميشود.
وقتي در يك جمعي حضور دارم كه همه تقريباً با من همدرد هستند اما براي رفع مشكلاتشان روشهاي جديدي پيدا كردهاند خوشحالم چون برايم نسخهپيچي الكي نميكنند. زناني كه در اين جشنواره حضور پيدا ميكنند همه زناني هستند كه بيشتر يا كمتر از من، به هرحال مشكلات و تبعات نبودن سرپرست در خانواده را تجربه كردهاند اما راههاي موفقيت را خودشان براي خانوادهشان برنامهريزي كردهاند پس من هم ميتوانم. ما حتي در اينجا مراجعهكنندگاني داريم كه وقتي سرصحبت و درد دل كردنشان باز ميشود تازه متوجه ميشويم كه شرايط آنها هم مثل ماست پس همه همفكري ميكنيم و تا جايي كه ميتوانيم دست همديگر را ميگيريم.
خودمان ياعلي(ع) گفتيم
زهرا شوشتري، 39 ساله، توليدكننده محصولات دستباف
من نگاه از روي ترحم را بر هيچ قشري پسنديده نميبينم. اتفاقي كه تقريباً در چند سال اخير و در بعضي از سازمانهاي مهم كشور مانند شهرداري تهران شاهد آن هستيم مصداق واقعي «ماهيگيري ياد دادن است». نمونه عيني و نتيجهگيرنده اين مسئله خود من هستم. زماني كه 29 سالم بود يعني حدود 10 سال پيش همسرم فوت كرد.
نميتوانستم در آن شرايط بد مالي و با داشتن يك بچه زندگيام را جمع كنم و سرباري بشوم براي پدر و مادرم، از طرفي دوست نداشتم در آن شرايط بد روحي و جسمي ازدواج كنم اين بود كه به پيشنهاد يكي از همسايههايمان در محله خراسان به مركز مهارتآموزي و آموزشي زنان سرپرست خانوار منطقه 12 در خيابان شوش رفتم.
خودم كمي از مهارت فرشبافي را بلد بودم اما بعد از گذراندن يك دوره آموزشي در زمينه محصولات دستباف اين مركز توانستم مسئولانش را راضي كنم كه ميتوانم در اين زمينه يك توليدكننده باشم. از آنجا كه توليد محصولات دستباف زمان زيادي ميبرد تصميم گرفتم از ساير همسايههايم كمك بگيرم. خدا خواست، همه دست به دست هم دادند و به قول معروف همسايهها ياري كردند تا توانستند براي اولين مرحله از توليدم چند گليم، گبه و يكي دو تا قاليچه پادري براي فروش تهيه كنم.
خدا را شكر كه امروز حدود هفت سالي از روز اول جدي حضورم در توليد محصولات دستباف گذشته اما هم مهارت خوبي كسب كردهام هم توانستم در همان مركز مهارتآموزي چندين هنر ديگر ياد بگيرم و از همه مهمتر محصول توليدي يك سال خود را با سود خوبي در يك هفته به فروش برسانم. اميدوارم شرايط مالي و نگاه مسئولان نسبت به ما با ديدن قابليتهاي توليديمان هر روز بيشتر از ديروز شود.
زناني كه رقيب توليدكنندگان پوشاك شدهاند
ابوالقاسم شيرازي، رئيس اتحاديه كشوري صنف پوشاك
مطمئناً آن چيزي كه از نظر من در نمايشگاههاي عرضه محصولات پوشاكي ويژه زنان، مردان و كودكان به چشم ميخورد كيفيت محصولات ارائه شده است. زنان سرپرست خانوار برخلاف تصور عموم مردم زناني هستند كه مهارتهاي توليد پوشاكشان به طور چشمگيري حرفهاي و كاملاً تخصصي است به همين دليل محصولاتي كه در اين نمايشگاهها ارائه ميكنند اغلب توليداتي است كه از بالاترين ميزان كيفيت و حداقلترين ميزان سود برخوردار است.
حضور اين زنان و ارائه محصولاتشان كه برگرفته از مهارتها و ايدههاي ذهنيشان است در بازار، سطح شهر، نمايشگاههاي فروش ويژه باعث ميشود كه عرصه رقابت و توليد محصولات باكيفيت را بين خودشان و ساير توليدكنندگان پوشاك كشور مهيا كنند. به همين دليل اتحاديه پوشاك كشور از برگزاري چنين نمايشگاههايي استقبال و حمايت ميكند.
با شناختي كه من دارم خوشبختانه مراكز توليدي كوثر توانستهاند در زمينه توليد محصولات داخلي حضور موفقي داشته باشند از سوي ديگر برگزاري چنين جشنوارههايي ميتواند چرخه فروش را در كنار چرخه توليد تقويت و كالاهايي متناسب با توان خريد مردم را در بازار فروش عرضه كند. بدون شك با ارائه كالاهاي كيفيت مناسب و محصولاتي كه حداقل قيمتهاي سطح بازار را دارند خود به خود ذائقه خريد مردم به سمت محصولات داخلي هدايت ميشود و با ادامه اين رفتار و پررنگ شدن چنين چرخهاي ميشود سالانه از خروج ميزان قابل توجهي ارز از كشور خودداري كرد و چرخههاي توليد و رقابت ميان توليدكنندگان داخلي را افزايش داد.
يكي از شاخصههاي مهم محصولات ارائه شده از سوي زنان سرپرست خانوار اين است كه به قول معروف اين كارها چون از دل بر ميآيد بردل مردم مينشيند، در واقع چون زناني سختي كشيده در توليد اين محصولات نقش داشتهاند كه خودشان به نيازها و سليقههاي زنان جامعه اشراف دارند پس مطمئناً استقبال خوبي از سوي مردم براي خريد اين محصولات صورت ميگيرد.