
دو قهرماني استقلال در آسيا، انتظارات را از اين تيم بالا ميبرد. اما بعد از آخرين قهرماني آبي پوشان كه در سال 1991 و با پيروزي دو بر يك برابر ليائونينگ چين رقم خورد، اين تيم نتوانسته اين عنوان را براي سومين بار تكرار كند. حتي سال گذشته هم كه يكي از بهترين سالهايش نيز بود تنها تا مرحله نيمه نهايي پيش رفت و سپس بدون كسب هيچ عنواني راه خانه را در پيش گرفت.
استقلال امسال را با باخت شروع كرد. باختي كه اگر چه مديرعامل و سرمربي تيم سعي دارند همهاش را به گردن اشتباه داور بيندازند اما نتيجه عملكرد ضعيف بازيكنان اين تيم بود. عملكردي كه حتي سايت AFC را هم به واكنش وا داشت: « استقلال در يكسوم پاياني فاقد كيفيت لازم بود. » كيفيتي كه البته در ديگر زمانهاي بازي هم ديده نشد. آن هم از تيمي كه در رقابتهاي داخلي مدعي عنوان قهرماني است و براي اين مهم ميجنگد، اما در اولين بازياش در ليگ قهرمانان، در حد و اندازههاي مدعي قهرماني ليگ برتر فوتبال ايران ظاهر نشد.
هر چند كه اين اولين بازي استقلال در ليگ قهرمانان است و اين امكان وجود دارد كه عملكرد ضعيف اين تيم در ادامه رقابتها تكرار نشده و جبران هم شود، اما واقعيت تلخي در اين بين وجود دارد كه استقلال معمولا در ليگ قهرمانان و زماني كه قلعه نويي هدايت اين تيم را در دست دارد نميتواند همچون ليگ برتر ايران يا حتي جام حذفي حاضر شود و عملكردش در اكثر مواقع زير سؤال است. هر چند كه استثنايي هم وجود دارد و گاهي هم مثل سال گذشته موفق ميشود تا مراحلي چون نيمه نهايي راه يابد اما با اين وجود، نميتوان در كل به عملكرد اين تيم در ليگ قهرمانان آسيا با قلعه نويي نمره خوبي داد. مسئلهاي كه بيترديد به نوع نگاه و تفكرات قلعه نويي بر ميگردد؛ مربي كه اگر چه در عرصههاي داخلي موفق عمل كرده و عنوانها و مقامها و حتي قهرمانيهاي خوب و قابل اتكايي دارد اما در عرصههاي بينالمللي، هرگز نتوانسته آنطور كه بايد و شايد موفق عمل كند و شايد چون همانطور كه خيليها به اين مسئله باور دارند، قلعه نويي يك مربي بينالمللي نيست و براي اين مقوله ساخته نشده است. هر چند كه دليلهاي متعددي هم در اين خصوص مطرح ميشود كه مهمترين آن اين است كه گفته ميشود او از يكسري پتانسيلهايي كه عامل موفقيت هايش محسوب ميشوند، تنها در عرصههاي داخلي ميتواند استفاده كند. پتانسيلهايي كه موفقيتهاي اين مربي را در تيمهاي مختلف زير سؤال ميبرد. مسئلهاي كه البته هرگز اثبات نشده و همواره در حد حرف باقي مانده است.
اما آنچه كه اين بار ميتواند دليل عدم موفقيت احتمالي استقلال با قلعه نويي در ليگ قهرمانان آسيا باشد، به رفتارهاي اين مربي برميگردد و رفاقتي كه گفته ميشود در استقلال رنگ باخته و حالا خود را در ليگ قهرمانان بيش از هر زماني ميتواند نشان دهد و باخت به الشباب در گام اول، ميتواند تلنگري مهم باشد در اين خصوص.
حتي اگر همه حدس و گمانها و شايعاتي كه در خصوص نحوه نتيجهگيري قلعه نويي در ليگ داخلي و عرصههاي بينالمللي مطرح ميشود كاملاً اشتباه باشد، اما شكافي كه اين روزها در باشگاه استقلال و بين بازيكنان و مربيان اين تيم ايجاد شده نميتواند اشتباه باشد. شكافي كه اوج آن در جدايي بازيكناني چون پژمان منتظري و جواد نكونام ديده شد و حالا، رگههاي ديگر آن را شايد بتوان در نحوه نتيجهگيري اين تيم در ليگ قهرمانان آسيا ديد. رگه هايي كه روحيه تيم را تضعيف كرده و روي عملكرد فنياش نيز تأثيري فاحش گذاشته است.
اگر چه فايلي كه اين روزها از برخورد تند قلعه نويي در رختكن با بازيكنان استقلال به بيرون درز كرده خيلي قديمي است اما اين شايد گوشهاي از برخوردهاي اين روزهاي قلعه نويي با شاگردانش باشد. برخوردهاي تند و عصبي كه ميانه بازيكنان و مربي تيم را شكرآب و همدلي آنها را كم رنگ كرده است. مسئلهاي كه ميتواند نتيجهاي مستقيم در عملكرد اين تيم در ليگ قهرمانان و حتي ليگ برتر داشته باشد. حال استقلال اين روزها نه تنها خوب نيست، كه وخيم هم هست. اين حال وخيم را در ليگ قهرمانان بهتر ميتوان ديد. جايي كه نه تنها خبري از پتانسيلهاي معروف كه گفته ميشود نيست، بلكه بايد منتظر اتفاقهايي كاملاً غير منتظره همچون بدقلقي داور و غش كردنش به سود حريف هم بود. مسئلهاي كه در كنار ديگر مسائل و مشكلات استقلال كه شايد تا كنون با آن كج دار و مريز رفتار شده بود، ميتواند سدي محكم باشد برابر موفقيت اين تيم در ليگ قهرمانان آسيا. قرار نيست براي اولين باخت استقلال در ليگ قهرمانان اين تيم را به پاي ميز محاكمه كشيد اما بايد براي آنكه اين باخت نتيجه ديگر بازيهاي اين تيم در ادامه رقابتهاي ليگ قهرمانان نشود، دلايلش را بررسي و حل كرد.