در تحليلها و حواشي رسانهاي پس از اتمام جشنواره فيلم فجر، مسئله مهمي كه دارد فراموش ميشود و بايد به آن پرداخت، نقش مديران فرهنگي دولت قبل در توليد فيلمهايي است كه در جشنواره فجر امسال شاهد آن بوديم.
فارغ از اين مسئله درست كه نهايتاً انتخاب فيلمهاي حاضر در بخشهاي مختلف اولين جشنواره فجر دولت اعتدال بر عهده مديريت جديد سينمايي بوده است، نبايد از اين نكته مهم غافل شد كه مسئولان فعلي بايد از بين آثاري دست به انتخاب ميزدند كه درصد بالايي از آنان در دولت قبل ساخته شده بودند. اين البته از انتقاداتي كه به كيفيت برگزاري و كيفيت داوريها، از جمله حذف سياسي فيلم «چ» ابراهيم حاتميكيا از بخشهاي اصلي جوايز جشنواره وارد است كم نميكند، بلكه با وجود همين انتقادات بايد به اين مسئله هم توجه كرد كه دو فيلم حامي فتنه موجود در جشنواره و همچنين «آشغالهاي دوستداشتني» كه به درستي مجوز حضور در جشنواره را دريافت نكرد، از توليدات مديريت پيشين سينماي ايران بودند.
در تحليلهاي پس از اتمام جشنواره، توجه به اين نكته ضروري است كه اگر در جشنواره اخير فيلم فجر جريان فيلمهاي اجتماعي تلخ و افسرده و همچنين فيلمهاي حامي فتنه مهمترين نكات ضعف جشنواره سيودوم فجر به حساب ميآمدند، اين فيلمها همه از دستاوردهاي سال پاياني مديريت سينمايي دولت دهم به حساب ميآيند و به همين جهت پيكان اصلي انتقادات ابتدا بايد به سوي كساني باشد كه اين فيلمها را ساختهاند بعد به سوي كساني كه در جشنواره اخير از اين فيلمها حمايت كردهاند. مشكل اساسي در مطالب و نوشتههاي جشنوارهاي روزهاي اخير اين است كه در جنجالهاي مربوط به مواضع اخير حاتميكيا و همچنين انتقادات علما و مراجع به فيلم رستاخير، يك مسئله مهم دارد فراموش ميشود و آن، نقد عملكرد مديران سينمايي دولت دهم است.
در روزهاي گذشته و پس از اتمام جشنواره اخير فجر، جواد شمقدري در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف در مورد رويكردهاي راهبردي دوران مديريتي خود و همچنين تحليل فيلمهاي سي و دومين جشنواره فيلم فجر گفته است: «تلاش شد فيلمهايي را كه در فرم سياهنمايي توليد ميشد، به سمت نقد درون گفتماني هدايت كنيم و فيلمي را كه با دلسوزي نسبت به حاكميت، مردم و انقلاب دغدغه داشت اجازه داديم نقد دلسوزانه داشته باشد، نه اينكه بستري براي عقدهگشايي بهوجود بياورد و به دنبال ضربه زدن به نظام و تحقير فرهنگ اسلامي - ايراني باشد.»
هركس فيلمهاي حاضر در جشنواره فجر امسال را ديده باشد، كاملاً به ميزان موفقيت شمقدري در اين سياست خود پي خواهد برد. نتيجه سياستگذاريهاي شمقدري و دوستان پس از چهار سال مديريت سينمايي كشور تبديل شد به جشنوارهاي كه در آن سه فيلم در حمايت از فتنه وجود داشت- با احتساب «آشغالهاي دوستداشتني»- و تعداد زيادي فيلم تلخ و يأسآور به ظاهر اجتماعي كه چيزي جز افسردگي و بنبست به مخاطب القا نميكردند.
جواد شمقدري و مديران بنياد فارابي دولت دهم با حمايت و پشتيباني همهجانبه خود از فيلمسازي مانند «محسن اميريوسفي» كه آثار سخيف و مسئلهداري مانند «خواب تلخ» و «آتشكار» را در كارنامه داشت، باعث توليد فيلمي در حمايت از فتنه شدند كه حتي مديران سينمايي دولت اعتدال هم حاضر به نمايش آن در جشنواره نشدند، اما حاضر نشدند حتي در يك فيلم در راستاي تبيين واقعيتهاي فتنه سرمايهگذاري كنند.
معاون سينمايي دولت دهم پيش از جشنواره در مصاحبه با رجانيوز، بازهم در حمايت از «آشغالهاي دوستداشتني» گفته بود: «بگذاريد تا من نكاتي را در مورد آشغالهاي دوست داشتني بگويم. اين فيلم از ايده درخشاني برخوردار است و به نوعي مصداقي بر توجه به كرسيهاي آزادانديشي است. البته چون احتمالاً فيلمساز تلاش داشته تا از ايده و نگرش خاصي دفاع و ديگري را محكوم كند، در نوع و آرايش موقعيتها به گونهاي عمل كرده كه خودش رويينتن باشد. اين همان جايي است كه فيلمساز جوانمردانه عمل نكرده است. البته من فكر ميكنم مديريت ميتواند تعادل را به اين فيلم بازگرداند. اگر ما بوديم، اين كار را انجام ميداديم.»
مشكل اما تنها اين هم نيست. شمقدري در دانشگاه شريف با اشاره به موضوع دفاع مقدس و مقاومت به عنوان يكي ديگر از شاخصهاي فعاليت خود گفته است: «متأسفانه سينماي ايران سالهايي را پشت سر گذاشته كه پرداختن به اين موضوعات به صفر رسيده بود و از طرف ديگر موضوع انقلاب اسلامي و حوادث مربوط به آن است كه در طول سالهاي گذشته از آن غفلت شده بود و اين مهمترين اولويت برنامههاي ما بود تا اين نوع سينما از غربت خارج شود. خدا را شكر شاهد بوديد حضور فيلمهاي ارزشمند دفاع مقدس امسال مايه آبروي اين جشنواره شد و نشان داد سياست ارتقاي كيفي و كمي اين نوع سينما به نتايج خوبي رسيده است.»
جالب است مدير پيشين سينماي ايران از آبروداري سينماي دفاعمقدس طوري ياد ميكند و آن را حاصل سياستهاي خود ميداند كه ايشان و مديران مجموعه تحت مديريتشان حاضر نشدهاند حتي يك ريال به ساخته شدن فيلمي مثل «شيار 143» كمك كنند. البته فيلم «چ» كه يكي از بهترين فيلمهاي جشنواره اخير بود، حاصل سرمايهگذاري و زحمات جواد شمقدري و تيم سينمايي پيشين است، اما نكته مهم اين است كه تنها همين يك فيلم دفاعمقدس برآمده از سيستم مديريتي شمقدري بوده است، پس ايشان چطور از رونق دادن دوباره به سينماي دفاع مقدس ياد ميكنند؟ يعني با حمايت از همين يك فيلم سينماي دفاع مقدس رونق گرفته است؟
سؤال اساسي همچنان پابرجاست. چطور بنياد سينمايي فارابي دولت دهم حاضر به حمايت از فيلمهايي مثل «آشغالهاي دوستداشتني» و «همهچيز براي فروش» ميشود اما حاضر نميشود هيچ نوع كمكي به فيلمي در قواره «شيار143» كه تحسين منتقدان تمام طيفها و مردم را در برداشته، انجام دهد؟ شمقدري از كدام حمايت سخن ميگويند، كدام سياست توجه دوباره به آثار دفاع مقدس؟ محصول اين سياستها كجاست؟
با همه اين اوصاف، مسئله مهمي كه در اين روزها بايد آن را بيان كرد، اين است كه ظاهراً موج مثبتي كه فيلمهاي درخشاني مانند «چ» و «شيار143» در فضاي فرهنگي ايجاد كردهاند، اين توهم را براي عدهاي به وجود آورده است كه جشنواره اخير فجر يكي از بهترين جشنوارههاي فجر سالهاي گذشته بوده است و محسنات آن هم لابد به خاطر عملكرد مديريت سينمايي دولت دهم؛ مسئلهاي كه از اساس غلط است.
ظاهراً بايد اين نكته را يادآور شد كه نتيجه عملكرد جواد شمقدري و مديريت سينمايي پيشين توليد سه فيلم در حمايت از فتنه و چندين فيلم تلخ و يأسآور اجتماعي است؛ فيلمهايي كه اگر فشار درست نمايندگان مجلس و رسانههاي جبهه انقلاب بر مديريت سينمايي فعلي نبود، در جشنواره سينمايي انقلاب مورد تقدير هم قرار ميگرفتند و نكته مهمتر هم اينكه به جز فيلم «چ»، باقي آثار قابل قبول جشنواره امسال از جمله «شيار 143»، «خانهاي كنار ابرها» و «آرايش غليظ» خارج از سيستم مديريت سينمايي دولت پيشين و بدون حمايت آنها توليد شدهاند. انتقادات ما به مديريت فعلي سينما هنوز در جاي خود وجود دارد، اما طبعاً اين دليل نميشود اشتباهات مديريتي دولت پيشين را ناديده بگيريم.